تبليغاتX
iran,  Image Hostingiran,  Image Hostingiran,  Image Hostingiran,  Image Hosting (بصیران بیرجند خراسان جنوبی احسان مداح)
یاداشت های یک فعال خبری و رسانه ای
امشب داشتم از تلويزيون سخنراني مقام معظم رهبري رو از شبكه يك سيما مي ديدم. وقتي عاشقان ولايت تبريز با شعار هاي انقلابي از آقا استقبال مي كردند، وقتي ديدم اونا دارند گريه مي كنند،منم مثل اونا گريم گرفت و دعا كردم خدايا فرصتي به من بده تا بتونم از نزديك با مقام معظم رهبري ديدار كنم.

ابولفضل علمدار   خامنه اي نگهدار

خدايا آقامون رو هميشه سلامت نگهدار

امين يا رب العالمين

 

متن كامل سخنراني مقام معظم رهبري در جمع مردم انقلابي تبريز:

 

حضرت آيت الله خامنه‌اي:

قدرت نمايي مردم در 22 بهمن تهديدهاي دشمنان را كم كرد

خبرگزاري فارس: رهبر معظم انقلاب با اشاره به اين كه هرگونه اظهار ضعف موجب جري تر شدن دشمن مي‌شود،تاكيد كردند: قدرت نمايي مردم در 22 بهمن موجب كم شدن تهديدهاي دشمنان شد.

گزارش تصويري مرتبط
-------------------------------

يه گزارش خبرگزاري فارس حضرت آيت الله خامنه‌اي رهبر معظم انقلاب اسلامي امروز شنبه در ديدار ‌پرشور هزاران نفر از مردم استان آذربايجان شرقي، ضمن تشكر صميمانه از حركت عظيم و پرشكوه ملت ايران در راهپيمايي 22 بهمن امسال، مهم ترين نقطه قوت انقلاب اسلامي را غيرت، شجاعت و عزم انقلابي ملت ايران و دلبستگي مستحكم آنان به انقلاب و هويت ديني خود دانستند و تصريح كردند: مسئولان خدمتگزار و دلسوز بايد به پشتوانه اين قدرت عظيم مردمي و استعدادهاي انساني فراوان در كشور و همت و شوق آنان، لحظه‌اي از حركت به جلو باز نايستند و با عزم جدي به سمت فتح قله هاي بلند در عرصه‌هاي مختلف حركت كنند.
در اين ديدار كه در آستانه سالگرد قيام تاريخي مردم تبريز در 29 بهمن سال 1356 برگزار شد، حضرت آيت الله خامنه‌اي اين قيام را حركتي سرنوشت ساز در تاريخ انقلاب اسلامي خواندند و با اشاره به اين كه هنوز طراحان سياست‌هاي ضدنظام، مردم ايران و حقايق ماندگار اين ملت را نشناخته‌اند افزودند: در حالي كه 27 سال از پيروزي انقلاب اسلامي مي‌گذرد، مردم هنگامي كه احساس كردند دشمن نگاه تهديد آميز به انقلاب دارد، با راهپيمايي عظيم خود در 22 بهمن در سراسر كشور، به صحنه آمدند و اين نقطه قوت انقلاب اسلامي است كه دشمنان هرگز آن را درك نكرده‌اند.
ايشان با تأكيد بر اين كه حضور گسترده مردم در راهپيمايي 22 بهمن تجلي غيرت و حميت الهي بود كه قدرت نظام اسلامي را بارديگر به رخ جهانيان كشيد، خاطرنشان كردند: اين قدرت نمايي مردمي موجب كم شدن تهديدهاي دشمنان شد.
رهبر انقلاب اسلامي تصريح كردند: امروز آمادگي جوان نسل سوم انقلاب و شجاعت و غيرت او براي دفاع از هويت ديني و انقلابي خود، از جوان نسل اول انقلاب كه در دفاع مقدس حضور داشت، كمتر نيست و شايد هم جلوتر از او باشد.
حضرت آيت الله خامنه‌اي تأمين سعادت مادي و معنوي مردم را در گرو ادامه مسير انقلاب و اسلام دانستند و با اشاره به دلبستگي عميق مردم به انقلاب اسلامي افزودند: امروز به بركت وجود مسئولان خدمتگزار، مخلص، مردمي، دلسوز، كارآمد و پيگير حل مشكلات مردم و همچنين حضور جوانان با استعدادي كه در پي كسب علم و پيمودن راههاي پرپيچ و خم و فتح قله هاي بلند هستند، توانايي حركت ملت به سوي پيشرفت و تعالي بيش از هر زمان ديگر است.
ايشان با تأكيد بر اين كه مسئولان نبايد از حركت به سمت قله هاي بلند واهمه داشته باشند،خاطرنشان كردند: به دليل وجود فراوان نيروي انساني با استعداد در كشور، مسئولان در هر بخشي كه همت بگمارند، نيروها، توانايي پيشرفت را دارند.
رهبر انقلاب اسلامي افزودند: با وجود پيشرفت‌هاي مهم در برخي بخش‌ها، مسئولان بايد همه تلاش خود را براي پيشرفت در بخش‌هاي ديگر نيز به كار بگيرند و قدر استعدادها و شوق و همت موجود در كشور را بدانند، زيرا امروز هرگونه توقفي در محيطهاي علمي، دانشگاهي و ديني، صنعتي، كارخانه‌ها و مراكز تجاري جايز نيست.
حضرت آيت الله خامنه‌اي با تأكيد بر اين كه در اين مسير نبايد مرعوب دشمن شد و جانب احتياط را هم نبايد از دست داد، خاطرنشان كردند: مسئولان بايد با در نظر گرفتن جوانب امور، به هيچ وجه عزم جلو رفتن را از دل خود و ملت خارج نكنند.
ايشان با تأكيد بر اين كه بايد در مقابل دشمن، قوي بود و هرگونه اظهار ضعف موجب جريّ تر شدن دشمن مي شود، افزودند: متأسفانه برخي افراد با سخنان و مطالب خود و بزرگنمايي برخي مشكلات و يا بيان ضعف هايي كه وجود ندارد، موجب جرأت پيدا كردن دشمن مي شوند، كه اين اشتباه است.
رهبر انقلاب اسلامي با تأكيد بر اين كه شرايط كشور را نبايد غير واقعي جلوه داد، افزودند:ملت بيدار ايران با مسئولاني فعال كه مشكلات مردم را يكي پس از ديگري حل مي كنند، به حركت طبيعي خود ادامه مي دهند.
ايشان در جريان بودن زندگي طبيعي مردم، انسجام، هوشياري و بيداري ملت ايران را واقعيت امروز جامعه دانستند و تأكيد كردند: يك نمونه از هوشياري ملت ايران را مي توان در مسئله هسته‌اي ديد زيرا هنگامي كه مردم احساس كردند دشمن بر اين مسئله متمركز شده است و قصد دارد آن را از چشم مردم بيندازد، وارد صحنه شده‌اند و اين حق را با جديت مطالبه مي‌كنند.
ايشان مسئله انرژي هسته‌اي را مسئله آينده و سرنوشت كشور خواندند و با انتقاد از برخي افراد سطحي نگر و كوته فكر كه مي‌گويند انرژي هسته‌اي با اين هزينه براي كشور ضروري نيست، افزودند: ذخاير نفت و گاز تا ابد باقي نمي ماند و اگر ملتي به فكر توليد انرژي آينده خود نباشد بايد محتاج و وابسته قدرتهاي سلطه گر بماند.
حضرت آيت الله خامنه‌اي علت مخالفت قدرتها را با دستيابي ملت ايران به انرژي هسته‌اي با وجود استفاده خود آنها از اين انرژي، تسلط بر سرنوشت انرژي دنيا دانستند و تصريح كردند: خوشبختانه ملت ايران متوجه اين قضيه شده و بر سر مسئله هسته‌اي ايستاده است و مسئولان هم آگاهانه و با جديت اين موضوع را پيگيري مي كنند و به جاهاي بسيار خوبي رسيده اند كه ان شاءالله به جاهاي بهتري هم خواهند رسيد.
حضرت آيت الله خامنه‌اي در بخش ديگري از سخنان خود از مردم آذربايجان به عنوان مردماني مؤمن، غيور، شجاع، با همت، پرطراوت، با نشاط و اهل ابتكار ياد و تأكيد كردند: در طول تاريخ، هرگاه كه مصالح عظيم كشور مطرح بوده است، مردم آذربايجان در صف مقدم قرار داشته اند.
ايشان با اشاره به نقش برجسته مردم آذربايجان به ويژه مردم تبريز در قضاياي تحريم تنباكو، مشروطيت، قيام شيخ محمد خياباني و حوادث مربوط به انقلاب اسلامي از جمله قيام 29 بهمن 1356 و همچنين حضور پرشور آنان در صحنه هاي دفاع مقدس تصريح كردند: آذربايجان نقطه ثقل ايران و يكي از مراكز عمده حيات مردم اين كشور است.
رهبر انقلاب اسلامي با اشاره به توهم دشمنان براي تكه تكه كردن ايران تأكيد كردند: اين اوج بلاهت دشمن است كه به سراغ آذربايجان مي آيد زيرا مردم تبريز و آذربايجان از لحاظ غيرت انقلابي و دفاع از انقلاب خودكفا هستند و همواره خود جواب بدخواهان را داده اند.
در آغاز اين ديدار حجت الاسلام والمسلمين مجتهد شبستري نماينده ولي فقيه در استان آذربايجان شرقي و امام جمعه تبريز با اشاره به نقش تاريخ ساز مردم آذربايجان در مقاطع حساس از جمله قيام تاريخي 29 بهمن 1356 گفت: مردم آذربايجان همواره در مقابل طمع ورزي دشمنان در اين منطقه و تلاش آنان براي ايجاد اختلاف ايستاده اند و حضور بي سابقه مردم در راهپيمايي 22 بهمن و همچنين افزايش دوازده درصدي مشاركت مردم در انتخابات 24 آذر مؤيد هوشياري، آگاهي و انگيزه هاي بالاي انقلابي و اسلامي مردم آذربايجان است.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم بهمن 1385ساعت 22:23  توسط احسان مداح  | 

                                               

خبرگزاري فارس: معاون اول قوه قضائيه دليل اصلي مخالفت كشورهاي 5+1 با برنامه هسته اي ايران را اراده قوي ملت ما برشمرد و گفت: آن ها مي گويند كه اگر ملت در صحنه و انقلابي ايران صاحب اين دانش شود منافع ما در خطر مي افتد.

به گزارش خبرگزاري فارس از بيرجند، ابراهيم رئيسي امروز در جمع راهپيمايان بيرجند در ميدان قدس افزود: سوال ما از كشورهاي غربي به خصوص گروه 5+1 اين است مگر شما خود از اين توانايي استفاده نمي كنيد، جز اين است كه شما از اين انرژي براي ساخت كلاهك هاي اتمي و سلاح هاي جنگي بهره مي بريد.
وي ادامه داد: جمهوري اسلامي از همان ابتدا اعلام كرده ما مي خواهيم به انرژي صلح آميز هسته‌اي دست يابيم و از آن در صنايع، كشاورزي، پزشكي و در زمينه هاي مختلف علمي استفاده كنيم، پس چرا شما با اين حق مسلم ملت ايران مخالفت مي كنيد.
معاون اول قوه قضائيه سياست غرب در خصوص مسئه هسته اي ايران را خود محورانه و قلدرانه دانست و گفت: آمريكا، اسرائيل و كشورهاي 5+1 بدانند كه هر جوان ايراني خود يك انرژي هسته اي است و تا آخرين نفس بر حق مسلم خود مبني بر دستيابي به اين انرژي كوتاه نمي آييم.
رئيسي اضافه كرد: ما امروز به كمك حضرت ولي عصر عج و رهبري پيامبر گونه مقام معظم رهبري و بازوان تواناي دولت خدمتگذار اين انرژي را بومي كرده ايم و با تمام قدرت و توانايي راه خودمان را ادامه خواهيم داد.
وي با بيان اين كه ملت ايران همواره در عمل و اجرا يكي بوده‌اند و ثابت كرده‌اند پشتيبان نظام و انقلاب هستند، افزود: ملت بزرگ ما ايستادگي و مقاومت را به ملت جنوب لبنان امروز آموخته است و بر همين اساس بود كه حزب الله در 33 روز اسرائيلي را كه همه از او مي ترسيدند را مجبور به عقب نشيني كرد.
معاون اول قوه قضائيه گفت: ما درس آزادگي، مقاومت، چگونه مردن، چگونه زيستن و آزاد مردي را از عاشوراي حسيني آموختيم و ملت هاي آزاده نيز از ما مي آموزند.
رئيسي در بخشي ديگر از سخنان خود به تشريح جريان خودمحوري و تكليف محور پرداخت و افزود: امروز جريان خورمحور نمي خواهد كه جريان تكليف محور در صحنه باشد و به همين خاطر فتنه هاي زيادي را بر عليه آن به وجود مي آورد.
وي حركت امام و پيروزي انقلاب را يك حركت تكليف محورانه برشمرد و اظهار داشت: انقلاب امام تفاوت اساسي با انقلاب ها و نهضت هاي ديگر داشت، زيرا آن ها يا فقط ضد استبدادي بودند و يا ضد استعماري تلقي مي شدند.
معاون اول قوه قضائيه اضافه كرد: انقلاب ما هم ديني، مردمي و ضد استبدادي و ضد استعماري بود.
رئيسي با اشاره به اين كه حاكميت خدا در انقلاب ما بود، گفت: اسلام هم با حاكميت غرب و هم با حاكميت شرق مخالف است و انقلاب ما نيز همين طور بود.
وي خاطرنشان كرد: همه مي گفتند چه كسي مي تواند بر حكومت تا به دندان مسلح شاه پيروز شود، اما ديديم كه وعده الهي محقق شد و تكليف محوران به پيروزي رسيدند و امروز ما جمع شده ايم تا با كساني كه در اين راه جان خود را از دست دادند تجديد پيمان كنيم.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم بهمن 1385ساعت 0:0  توسط احسان مداح  | 

راهپيمايي 22 بهمن امسال در شهرستان بيرجند به دليل سياست‌هاي مغرضانه غرب در خصوص پرونده هسته‌اي ايران با شكوه‌تر و گرم‌تر از سال‌هاي گذشته برگزار شد.

در اين مراسم كه از ساعت 9 صبح آغاز شد، راهپيمايان با سر دادن نداي الله اكبر و شعارهاي مرگ بر آمريكا، مرگ بر اسرائيل و انرژي هسته‌اي حق مسلم ماست، حمايت خود را از نظام و انقلاب و مواضع به حق مسئولان در خصوص مسئله هسته‌اي كشورمان اعلام كردند.
در مراسم راهپيمايي 22 بهمن امسال كه از 2 مسير ميدان امام خميني ره، ميدان شهدا به ميدان قدس و مسير خيابان منتظري، ميدان ابوذر به ميدان قدس برگزار شد، اقشار مختلف مردم و مسئولان حضور داشتند.
همچنين حضور گروه‌ها، احزاب و تشكل‌هاي سياسي و غير سياسي و ادارات، سازمان‌ها و نهاد‌ها مختلف پررنگ‌تر از سال‌هاي قبل بود.
در مراسم راهپيمايي 22 بهمن امسال در شهرستان بيرجند، مردم پلاكارد‌هايي را با خود حمل مي‌كردند، كه بر روي هريك از آن‌ها شعارها و مواضع مسئولان نظام در خصوص پرونده هسته‌اي ايران نوشته شده بود.
انرژي هسته‌اي حق مسلم مردم ايران است، اسرائيل از صفحه روزگار بايد محو شود، اسرائيل از خانه عنكبوت سست‌تر است و قطعنامه شوراي امنيت محكوم است، از جمله شعارهايي بود كه بر روي پلاكارد‌ها و پارچه‌هاي مختلف نوشته شده بود.
در پايان مراسم راهپيمايي قطعنامه سراسري 22 بهمن قرائت شد و مردم هميشه در صحنه و انقلابي بيرجند با مشت‌هاي گره كرده و نداي الله اكبر آن را تأئيد كردند.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم بهمن 1385ساعت 23:57  توسط احسان مداح  | 

فردا 22 بهمن روز من و روز تواست، فردا روزي است كه همه ما بايد بياييم و در شرايط حساس كنوني به خصوص شرايط حساس خاورميانه و مسئله انرژي هسته اي ايران باري ديگر پاسخ دندان شكني به ياوه گويان بدهيم.

 در آستانه راهپيمايي 22 بهمن از همه شما بازديد كنندگان گرامي مي خواهم تا با شركت در اين مراسم حمايت قاطع خود را از دست يابي به انرژي صلح آميز هسته اي اعلام كنيد.

چنان كه مي دانيم يكي از مهمترين اهداف انقلاب اسلامي رسيده به قله هاي رفيع علوم و تكنولوژي و تلاش جهت رفع عقب ماندگي هاي علمي و فرهنگي ملت ايران از قافله تمدن بشري بوده است.

انقلاب اسلامي كه زمينه ساز رشد و خلاقيت وشكوفا نمودن استعداد ها و نبوغ جوانان ايراني در عرصه هاي مختلف علمي و فرهنگي به شمار مي آيد، توانست در زمينه انرژي هسته اي اين نبوغ و خلاقيت را به بار نشاند و به آن دست يابد كه به عقيده مستكبران دست نيافتي بود.

كسب فن آوري هسته اي كه نقش ارزنده اي در پزشكي، كشاورزي، صنعت، سوخت و غيره دارد، توفيق عظيمي بود كه جامعه علمي و دانشگاهي ايران به آن دست يافت و اين افتخار هرگز به باور مستكبرين نمي رفت، از اين رو و از همان ابتدا استكبار را خوش نيامد و سعي برانگيختن احساسات مغرضانه و مخالفت آميز جوامع بين المللي بر عليه ايران كرد.

ملت شجاع ايران كه با تاسي از مكتب انسان ساز اسلام هرگونه پيشرفت و ابتكار را خدمت رشد و تعالي انسان مي داند، صد در صد در موضوع انرژي هسته اي نيز به دنبال بهره وري علمي خدماتي اين دانش است، نه به دنبال جنبه هاي خطر آفريني و تخريبي آن.

مي آييم و ضمن حمايت و پشتيباني از سياست هاي صحيح و اصولي دولت خدمت گذار در موضوع انرژي هسته اي، مواضع مغرضانه و كينه توزانه استكبار جهاني و در راس آن آمريكا را محكوم كرده و بگوييم انحصاري بودن اين دانش را صرفا در اختيار مستكبران محكوم و مردود است و از مجامع علمي داخلي بخواهيم با قدرت و صلابت هر چه بيشتر توفيقات و دستاوردهاي علمي اين دانش را دنبال كنند.

انشا الله

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم بهمن 1385ساعت 0:46  توسط احسان مداح  | 

دوگانگي شخصيت محمدرضا و ريشه هاي آن ( قسمت اول )

 

علم شناخت شناسي ، بسياري از زواياي تاريك ذهن را باز كرده است . شناخت شناسي علمي ثابت نموده كه ارتباط ذهن با محيط و كاركرد آن از مراحل گوناگوني عبور مي كند كه هر مرحله حالات و شرايط خاص خود را دارد . اگر چه اين مراحل در تمام نقاط جهان يكسان طي مي شود اما به لحاظ كاربرد، هر چه محيط پيچيده تر باشد كاركرد ذهن قوي تر مي شود و در صورت عكس آن، ضعيف تر عمل مي كند. آزمايشات زيادي براي نشان دادن ارتباط  مطلب فوق الذكر از سوي « ژان پياژه» ، دانشمند و شناخت شناس سوئيسي به عمل آمده است . تحقيقات پياژه در آموزش و پرورش بسيار كاربرد داشت اما متأسفانه روانكاوي در غرب نتوانست به طور شايسته از تحقيقات شناخت شناسي بهره ببرد و همچنين علم« نشانه شناسي » نيزاز شناخت شناسي غافل ماند و خود را در پيچيدگي هاي بسيار فرو برد.

نتيجه ي تحقيقات روان پزشكان  طي معالجه بيماران رواني ، آن هم از نوع "سايكوتيك" نشان مي دهد  كه شرايط محيطي و تربيتي بر روي  كاركرد ذهن اثر مي گذارد. هنگامي كه آسيب هاي محيطي و تربيتي شناسايي مي گردد با تخليه آنها ، عملكرد و كاركرد ذهن ، حالات طبيعي به خود مي گيرد و فرد از ناامني و حالت استرس رهايي مي يابد.

از مهمترين علائم آسيب پذيري ساختارهاي هوشي اين است كه بيمار قدرت تجريد ( عملي از ذهن كه صفتي از صفات چيزي ، يا جزيي از اجزاي معنايي را به نظر آورده و سبب غفلت از صفات اجزاي ديگر شود ، در صورتي كه آن جزء يا آن صفت به تنهايي و مستقلاً نمي تواند وجود داشته باشد. ) و تعميم ( عموميت دادن ) را از دست مي دهد و اضطراب و ناامني ، وجود او را فرا مي گيرد و نابالغ باقي مي ماند. هر يك از مراحل ساختارهاي هوشي به فرد كمك مي كند تا از جنبه هاي تخيّـلي به منطق روي آورد و قدرت استدلال را در او زنده كند. داد و ستد ساختارهاي هوشي از مراحل پايين به بالا و نتيجه گيري از سوي مرحله نهايي هوشي باعث مي شود كه فرد بتواند قدرت تجريد و تعميم را از طريق برداشت هاي خود از محيط داشته باشد؛ اما هنگامي كه فردي در شرايط تربيتي سخت و خشن قرار مي گيرد تخيل در او به قدرت خود باقي مي ماند و به بلوغ مورد نظر نمي رسد و به جاي ملاك هاي عقلي، جنبه هاي رفتاري و خيالي ، بيشتر در او تسلط پيدا مي كند.

تيپ هاي رواني با اشكال مختلف ، از جمله خود بزرگ بيني، تخيل افراطي، ترس، اضطراب، ناامني شديد، اختلالات جنسي، سوء تغذيه و افراط و تفريط در خواب ، حالاتي هستند كه فرد دچار آن مي شود. شرايط تربيتي و محيط ، نقش بسيار زيادي در طي كردن مراحل هوشي در جهت درست يا نادرست آن ايفا مي كند.

پياژه ثابت كرد كه ذهن از كودكي ، ابتدا حجمي و كمـّي و رفتاري است- يعني شيوه آموزش به كودك بايد از طريق اشكال و رفتار باشد نه بحث و استدلال- حالات ذهن در طي مراحل خود از كمّي به كيفي ، و از تخيّل به واقعيت روي مي آورد و در سن 18 سالگي آخرين مراحل خود را طي مي كـند و به بلوغ مي رسد.

 

خشونت و شيوه هاي تربيتي خشن رضاخان و همچنين مواظبت بيش از حد و حضور دائمي در مدرسه يا محل زندگي باعث شد كه محمدرضا در تخيّل باقي بماند و ساختار هاي هوشي او در مراحل مختلف دچار آسيب ديدگي شديد شود و نتواند قدرت فكر و ارزيابي مسائل را داشته باشد. انگليس و آمريكا نيز به خوبي از اين امر آگاه بودند و اضطراب و رشد تخيل شاه را تشديد مي كردند و محمدرضا را در تمام طول سلطنتش در تخيل و اضطراب نگاه داشتند تا براي هميشه نابالغ بماند و نياز به قيـّم داشته باشد.

براي روشن تر شدن بيشتر مطلب به  كودكي شاه و نوع تربيت او مي پردازيم. روابط خشن تاج الملوك و رضاخان در كانون خانواده و شدت خشونت و مواظبت بيش از حد از محمدرضا در مسائل درسي و زندگي باعث شد كه محمدرضا رشد طبيعي ذهني نداشته باشد. هنگامي كه حسين فردوست از سوي معلمش به ماموريت فرستاده شد از سوي رضاخان براي تكميل كادر كلاس محمدرضا معرفي مي شود و او نزد محمدرضا مي رود. ما به خوبي مي توانيم اولين گرايشات روحي محمدرضا را مورد ارزيابي قرار دهيم. فردوست مي گويد:" ما سه نفر بوديم اما محمدرضا وقتي به من نگاه كرد مرا انتخاب كرد." (لازم به ذكر است كه حسين فردوست به دليل فقر خانوادگي و عدم حضور پدر در خانه و مأموريت هاي خارج از تهران براي كسب درآمد بيشتر ، عملاً در شرايطي قرار گرفت كه از همان دوران كودكي احساس مسئوليت مي كرد و سرپرستي خانواده را به عهده داشت . يكي از مهمترين دلايل  كند ذهني محمدرضا و ذهن فعال فردوست در همين مطلب است.)

فردوست كه ذهني تيز و موقعيت شناس داشت از همان ابتداي كار ، حالات روحي محمدرضا را تشخيص مي دهد و مي فهمد كه در مقابل وليعهد بايد چهره اي صميمي، قابل اعتماد و مطيع را بروز دهد. اين حالات فردوست بعدها در دستور كار بسياري از رجال دولت قرار گرفت كه در دوران محمدرضا او را احاطه كرده بودند. افرادي متملق و چاكرمنش چون اميرعباس هويدا كه طولاني ترين زمان نخست وزيري شاه را به خود اختصاص داد.

خشونت و جذبه رضاخان ، و ترس بيش از حدي كه محمدرضا از او داشت او را فاقد عشق ورزي و دوست داشتن نمود. عواطف و عشق ورزي از سوي يك فرد، به دو حالت  خود را نشان مي دهد: يا شكل بدوي به خود مي گيرد يا انساني. در شكل بدوي ، فرد تمايلات دوستي شديدي از خود بروز مي دهد اما اين علاقه و عشق، بيشتر  نوعي فرافكني است يعني فرد از روي ناامني ، خود را عاشق و عاطفي نشان مي دهد كه او را بپذيرند.

در اصل ناخودآگاه ، فرد با وجود تظاهر به عشق به جمع و مردم دوستي ، چيزي جز خود را نمي شناسد. جملاتي نظير« خدمت به مردم» و « مأموريت براي وطنم»، « عشق به ميهن و خاك ايران زمين» و بردن جعبه اي خاك از كشور ، همگي  تظاهرات خودمحوري و فردي و ناخودآگاه و سركوب هاي محمدرضا بودند كه شكل مردمي به خود گرفته بود.

محمدرضا از همان دوران كودكي دچار چنين بيماري گشته و قدرت عشق ورزيدن را از دست داده بود؛ نمونه آن را مي توان از خاطرات فردوست ذكر نمود. با وجودي كه محمدرضا با تمام وجود به فردوست وابسته بود و همگان مي انديشيدند كه محمدرضا به فردوست واقعاً علاقه مند است ، يك " موتور سيكلت" ، تمام ادعاي محمدرضا را افشا مي كند. داستان خريد موتورسيكلت براي وليعهد و آوردن آن به كاخ باعث مي شود كه فردوست بنا بر طبع كودكانه اش به موتورسيكلت علاقه مند شود ولي محمدرضا حتي حاضر نمي شود لحظه اي آن موتور را در اختيار فردوست قرار دهد. شدت اين ممانعت تا حدي مي شود كه فردوست آن را مي دزدد و به خانه مي برد. خود دوستي و خودشيفتگي در محمدرضا از همان ابتدا با اين برخورد تظاهر مي كند و  انگليسي ها مي دانستند كه با وقوف كامل به اين ويژگي ، اگر "جمهوريت " را جلوي " سلطنت " علم كنند محمدرضا به هر كاري تن مي دهد؛ و در پايان جنگ جهاني دوم چنين كردند و همچنين در دوره رزم آرا و اعلام جمهوري ، نيز اختلافات سطحي آمريكا و انگليس بر سر ايران ، كاملاً برنامه ريزي شده بود.

فرد ناامن و خود شيفته و دوگانه ، نيازهاي خود را مي بيند و هرگز حاضر نيست كه نسبت به ديگران ذره اي رحم و شفقت داشته باشد. رضاخان نسبت به آينده سلطنت خود اضطراب شديد داشت و عملكرد خشن او بر روي محمدرضا كاملاً چنين حالتي را مشهود مي سازد. محمدرضا در كتاب« مأموريت براي وطنم»  مي گويد:" من تا زمان وليعهدي با مادر و برادران و خواهران خود زندگي مي كردم ، ولي بعد از تاجگذاري به دستور پدرم از آنها جدا شدم و پدرم دستورداد كه تحت تربيت خاصي كه آن را تربيت مردانه نام نهاد قرار گيرم".

رضاخان به دليل ناآگاهي و بي سوادي، شيوه تربيت و مراحل آن را در سختگيري و انضباط شديد جستجو مي كرد. به همين علت اجازه نداد محمدرضا در دوران كودكي واقعاً كودك باشد. او تصور مي كرد كه با زور و اجبار مي توان يك كودك را بالغ كرد.

بي رحمي در محمدرضا را مي توان از اين گفته فردوست فهميد كه مي گويد: " محمدرضا در طي دوره ي شش ساله ي دبستان نظام در كلاس مخصوص به شاگردان خيلي ظلم مي كرد. بخصوص بعضي ها را خيلي آزار مي داد. هر روز نوبت يك نفر بود كه آزار ببيند".

روحيات محمدرضا بعدها در اين خصوص تشديد شد و الگوي تربيتي رضاخان باعث شد كه او نسبت به زير دست خشن و بي رحم باشد و از بالا دست كاملاً تمكين نمايد، چنان كه نسبت به انگليس و آمريكا در تمام سلطنتش چنين بود.

روحيه محمدرضا تا آخر عمر كمّي و شكلي باقي ماند و هيچ نيروي اراده، قدرت و صلابت  از او بروز نكرد و قدرت خلاقيت و ذهني تحليل گر كه از مشخصات يك رهبر جامعه است در او وجود نداشت.

 

ادامه دارد ...

در قسمت بعد به ذكر خاطره ي يكي از همكلاسي هاي محمدرضا در مدرسه ي « لُه روزه» مي پردازيم.

***منبع سايت تبيان

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم بهمن 1385ساعت 1:12  توسط احسان مداح  | 

اينجا شط سرخ عقيده است، لگد مال ترين سوي چمن، دشت بلا. اينجا ديوسيرتاني كه دم از آدميت مي‌زنند، تاريخ را سرافكنده اولاد آدم مي‌كنند. اين ابوجهل صفتان در اين ورطه آغشته به خون، در وادي پر بلاي كرب و بلا بر دوش خسته آسمان، بار خجالت مي‌نهند. اينجا كج‌‌باوران بيگانه خصلت، كاج‌هاي باغ عرش كبريا را نيزه باران مي‌كنند و اينجا مردمكان چشم شيعه را به تيغ مي‌كشند. اينان‌جماعتي‌نامردمي‌سرشت مي‌باشند كه دل به افسون شياطين‌زاده‌ها داده ،آتش بر خرمن هستي مي‌افكنند. ودرگاه شمار زمان، اينك ظهر پر عطش عاشوراست، تلخ‌ترين گاه زمين، امروز پشت عبادت مي‌شكند، كمر نيايش خم مي‌شود، از سينه عشق خون مي‌چكد، اينجا هرم داغ عطش قلب تمام آئينه‌ها را مي‌سوزاند.

دردها سر به هم آورده، صداي ضجه دل خستگان در آشوب لحظه‌ها مي لرزد و تا قعر آسمان فرياد مي‌شود. چه ظهر خونباري! چه گاه تلخي است بر آدميان! گويي باري ديگر بر مرتضي دست و سر مي‌شكند و زهرا را در كاشانه مي‌سوزد. آي خودفروشان يزيدي سرشت! مرگتان باد كه در اين بيگانه پنداري، سرو گلستان حيا را به ستوه آورده‌ايد، واي بر شمايان كه اركان وفا را فرو هشتيد.

 آي بي‌سروپايان! خوب گوش و چشم بگشائيد، اشك خداي را نمي‌بينيد؟! از جور شما علم از دست سقا سرنگون شد و مشك بر دندانش گريبان چاك چاك! حنجر اصغر 6 ماهه تير آجين جفا گشت و ضجه‌هاي تشنگي‌اش قلب لحظه‌ها را لرزاند! كاروان نسترن‌ها مويه سر دادند از بي‌پناهي! و شقايق‌هاي طوفان خورده در اوج بي‌كسي به بيابان گريختند.

 آي شيعه! اينجا خونبار‌ترين‌لحظه‌ تاريخ رخ مي د‌هد. در اين دور سراي نزديك دل شيعه‌، آل علي سخت‌ترين اوقات و تلخ‌ترين گاه خود را سپري مي‌كنند. آي شيعه! اكنون باري ديگر غربت آل رسول(ص) در صفحه صفحه تاريخ تكرار مي‌شود تا همگان بدانند معصوميت امامزادگان رامظلوميت‌شان رقم مي‌زند. اينجا شبيه‌ترين انسان‌ها به پيامبر تيرباران بلامي‌شود و پشت حسين(ع) مي‌شكند. اينجا ماه بني‌هاشم، آن ستون محكم خانه علي، سقاي لب تشنگان، عمود خيمه سجاد، پشت محكم حسين، دست‌هايش را مي‌دهد تا جرعه‌ايآب به كام تشنه فرزندان زهرا(س) برساند‌‌، او هدف تير بلا مي‌شود تا باز هم حسين را پشت بشكند. اينجا آل علي بي‌كسي را لمس مي‌كنند، آوارگي رامي‌فهمند، غربت را درك مي‌كنند و عده‌اي از بي‌سروپاترين اولاد بشر، پاي بر سر مظلوم‌ترين اولاد علي مي‌نهند.امروز از رخ‌ تب‌دار خورشيد اشك‌ ماتم مي‌چكد، آسمان شرمنده روشني مي‌شود و در جامه‌اي نيلگون فرو مي‌رود، شط، طغيان مي‌كند و از لب تشنگي فرزندان زهرا سرافكنده است. اينجا آينه‌ها از تصوير پريشاني‌ها عاجزند. زمين آبستن زلزله، تاب تحمل بي‌حرمتي‌ها را بر اسيران ندارد، آسمان روي تيره مي‌كند تا سرهاي بر نيزه را ببيند و فرياد وانفساي حقانيت گوش زمان راكر كرده است.

اينجا عاشقي تيرباران مي‌شود و جغرافياي جهان تغيير مي‌يابد. از همين جا مأموريت مهم زينب سيلي خورده و سجاد تب‌دار، آغاز مي‌شود. مي‌روند تا چشمان كور كوفيان رذل را بر حقيقت بگشايند، مي‌روند تا ياد ياس‌هاي پرپر را براي هميشه زنده نگه‌دارند. مي‌روند تا بر يزيد بوزينه باز ثابت شود سر بريده هم مي‌تواند قرآن بخواند، مي‌روند تا رقيه را در دخمه‌هاي بي‌كسي شام غريبان به ملاقات پدر راهي كنند، مي‌روند تا بار غم عظيم شهادت امام شيعه را در نفاق بر دوش كشند تا شايد مسلماناني راستين آن تلخي را سالهاي سال به كام كشيده و به فردايش پيوند دهند، مي‌روند تا رسوايي يزيدبن معاويه را فرياد كنند، خواري شمربن‌ ذي‌الجوشن را ببينند و از خولي انتقام بگيرند واو را كه قنداقه طفل 6 ماهه را هم نتوانست تاب آورد به سزاي اعمالش برسانند.

مي‌روند تا ناباوران را به اين باور برسانند كه بيرق شيعه در كشاكش روز و شب‌هاي بيشمار گذر زمان هيچ‌گاه بر زمين نخواهد نشست و در همه روزگار پرچمداراني امين آن را بر دوش خواهند كشيد تا به صاحب‌الامرش برسانند.

+ نوشته شده در  شنبه هفتم بهمن 1385ساعت 8:52  توسط احسان مداح  | 

****اين گزارش خبلي عاميانه تهيه شده است

 

مسئولان در مقابل معضل اخير كمبود گاز يا توزيع نامناسب آن چه انديشيده اند؟

 

اين روزها شاهد اين هستيم كه ديگر توزيع سيلندر هاي گاز جارويي به طور مرتب در سطح شهر بيرجند انجام نمي شود و اين مسئله اعتراض شهروندان را در پي داشته و آنان خواستار پاسخ مسئولان امر هستند.

حدود يك ماه است كه توزيع گاز طبق برنامه زمان بندي قبلي در سطح شهر بيرجند صورت نمي گيرد، يا بهتر است بگوييم يك هفته گاز مي آيد و دو هفته نمي آيد و آن موقع هم كه ماشين گاز به داخل كوچه هاي شهر مي آيد با خاموش كردن آژير خود سعي مي كند مردم با خبر نشوند.

اين روز ها از بس كه مردم انتظار آمدن ماشين گازي را كشيده اند هرگاه ماشيني بزرگ يا همون كاميون و اتوبوس از كوچه منزلشان عبور مي كند، مثل برق به بيرون مي پرند تا شايد ماشين گازي باشد و بعضي مواقع شاهد اين هستند كه در چهار راه پهلوي خانه شان اجتماعي بزرگ تشكيل شده است.

اين روز ها آمدن ماشين گازي را اصلا متوجه نمي شوي تا اين كه تنها صداي حمل كپسول هاي گاز همسايگان تو را خبر مي كند، مي آيي كپسول را بر مي داري و مجبوري 50 يا 100 متر كپسول گاز يا همون سيلندر گاز را با دست به سوي ماشين گازي داخل چهار راه حمل كني و يا اگر توان نداشته باشي، كپسول را با پا حول مي دهي و به ماشين گازي مي رساني وآن موقع شاهد صفي هستي كه 100 نفر جلوي تو قرار گرفته اند.

اولين سوالي كه در صف گاز داخل كوچه هاي شهر در ذهن تداعي مي كني، اين است كه آيا اين همه آدم منتظر مال محله شما هستند؟

نه، اين بنده هاي خدا شايد با ماشين خودشان 2 ساعت دنبال ماشين گازي بوده اند، تا شايد در محلي توقف كند. اگر آن لحظه اي كه ماشين ها دنبال ماشين گازي در حركت بودند را مي ديدي به ياد فيلم هاي پليسي مي افتي كه ماموران دنبال يه متخلف حرفه اي هستند.

تازه وقتي در صف گاز قرار مي گيري بارها دعا مي كني كه گاز بهت برسه و يا اين كه ماشين گازي ديگه اي بياد، اما نه تنها ماشين گازي ديگه اي نمي آيد و گاز بهت نمي رسه، بلكه همون ماشيني كه تو لحظه ها در كنارش صف كشيده بودي، در حالي كه گاز در داخل ماشين داره، به محله اي ديگر مي رود و تو مجبور مي شوي تا روز ديگه در انتظار بنشيني و روز ديگه هم كي مي آيد قصه باز از نو شروع مي شود، كه پاياني تكراري دارد.

نكته مهم ديگه تو صف هاي گاز اينه كه اكثر افرداي كه براي گاز گرفتن مراجعه مي كنند، زن هاي خونه داري هستند كه يه دستشون به كپسول گازه و يه دستشون به بچه به بغل گرفته، تازه گاهي اوقات عزيز دلبندشون به خاطر ايستادن در صف گاز در هواي سرد سرما مي خوره واينم قصه درازي پيدا مي كنه.

ساعت 12 و 25 دقيقه روز شنبه، اجتماعي بزرگ در يكي از كوچه هاي خيابان پاسداران بيرجند رو ديدم. رفتم تا ببينم چه خبره. ديدم ماشين گازي اومده و ادماي زيادي تو صف هستند كه گاز بگيرند.

تو اين شلوغي جمعيت كي نوبت و نظم رو رعايت مي كنه، هر كسي واسه بي نوبتي توجيهي داره، خانمي مي گه بچم تو خونه تنهاست، آقايي مي گه بايد برم اداره، مرخصي ساعتي گرفتم و ديرم مي شه و... .

از اين كه برخي از شهرواندان رعايت نوبت رو نمي كنند بگذريم و ببنيم ساير شهروندان در خصوص مشكل اخير گاز چه مي گويند.

يكي از شهروندان  مي گويد: ايستادن و منتظر موندن براي گرفتن گاز كلافم كرده و گاهي وقت ها مجبوريم وقتي گاز به ما نمي رسه تاكسي بگيريم و كپسول هاي خودمون رو به شركت گاز ببريم و اونجا عوض كنيم.

يه شهروند بيرجندي ديگر مي گويد: آخه تو شركت گاز هم گاز نيست واگر هم گاز هست جواب ما رو نمي دهند و از مسئولان مربوطه مي خواهيم كه جواب قانع كننده اي به مردم بدهند.

اولين سوال شهروندان اينه كه چرا كپسول گاز ديگر طبق اون برنامه قبلي تو كوچه هاي سطر شهر توزيع نمي شود؟

در اين خصوص راننده يك ماشين گازي مي گويد: كمبود شديد گاز داريم و همين قدر هم كه براتون گاز مي آيد خدا تون رو شكر كنيد.

اما اگر كمبود گاز داريم چرا برخي از مردم دم شركت گاز مي تونند گاز مصرفي خودشون رو تهيه كنند؟

اميدواريم مسئولان مربوطه فكر بينديشند و معضل اخير توزيع نامناسب يا به عقيده برخي ها كمبود گاز رو حل كنند، يا حداقل شهروندان رو از با روند فعلي توزيع كپسول يا همون سيلندر هاي گاز مطلع كنند تا مردم ديگه مجبور نباشند تو خونه طبق برنامه قبلي انتظار اومدن ماشين گازي رو بكشند.

+ نوشته شده در  جمعه ششم بهمن 1385ساعت 11:58  توسط احسان مداح  | 

*امروز خراسان جنوبي حال و هوايي ديگر داشت

سلام خدا بر شهيدان و انسان‌هاي آزاده و بزرگي كه جان بر سر پيمان نهادند و در راه خدا از خود گذشتند و با اين فداكاري به برترين قله‌هاي انسانيت رسيدند و شيرين‌ترين پاداش الهي را چشيدند.

بار ديگر كبوتران سبك بال و مژده دهندگان آزادي و استقامت بر آسمان سرزمين‌مان به پرواز درآمدند و عطر خوش و شميم روح‌بخش ياران حق را يادآور شدند.

خوش‌آمديد اي عزيزان، اي آموزگاران گذشت، ايثار و شهادت؛‌ مقدم‌تان گلباران‌باد اي پرچم‌داران مقاومت و پايداري.

شهيداني كه ديروز، امروز و فرداي اين انقلابيد و در جاي‌جاي اين وطن و در تمامي دل‌هاي عاشق خانه داريد در ايامي كه سياه‌پوش گشته‌ايم ودر غم و عزاي مولايمان اباعبداالله هستيم به بدرقه راه شهيداني رفتيم كه با حضور خود سراسر سرزمين‌مان را عطرآگين نموده‌اند.

اري امروز خراسان جنوبي به خصوص بيرجند حال و هوايي ديگر داشت، امروز وقتي شهداي گمنام هشت سال دفاع مقدس از محل نيروي مقاوت بسيج به سمت دانشگاه علوم پزشكي بيرجند با حضور گسترده مردم تشيع مي شدند، ياد اين شعر افتادم:

كجاييد اي شهيدان خدايي    بلا جويان دشت كربلايي

آري انان رفتند تا كشورمان و ناموسشان ايمن باشد. افرين بر شما و هزاران آفرين بر پدران و مادران شما كه به شماها اجازه دادند برويد از سرزمينتان دفاع كنيد.

 

روحتان شاد و راهتان پر رهرو باد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم بهمن 1385ساعت 14:31  توسط احسان مداح  | 

يكي از مراسمي كه معمولا در ايام عزاداري امام حسين ع در سطح استان ما انجام مي شود، برگزاري مراسمي تحت عنوان حسن حسين است.

در اين مراسم كه اكنون تنها در برخي از مناطق شهري و در برخي از روستا ها انجام مي شود، عزاداران حسيني از پير و جوان حلقه اي بزرگ تشكيل مي دهند و دور علم ابوالفضل ع مي چرخند و اشعاري را قرائت مي كنند.

در روستاي بصيران كه من هم اهل اون جا هستم، مراسم مرتب هر شب و همه ساله و با استقبال گرم مردم اين منطقه و روستاهاي اطراف آن برگزار مي شود و حال و هواي ديگري به مراسم عزاداري مي دهد.

در اين مراسم وقتي عزاداران دور علم مي چرخند، دست چپ را بر روي دوش فردي كه پهلويش قرار دارد گذاشته و با دست راست در حين چرخيدن 2 بار به سينه و 2 بار به پاي خود مي زنند و يك نفر كه معمولا بزرگ روستا است، اشعاري به اين ترتيب مي خواند:

حسن حسين يا الله ، حسن حسين يا الله

حسن حسين يا الله ، يزيد لعنت الله

حسن چه شد، شهيد است

حسين چه شد، شهيد است

كشنده اش ، يزيد است

تشنه حسين به كربلا، شيعه،  تو آب مي خوري؟

حسن حسين يا الله ، يزيد لعنت الله

قسمت اول اين ابيات توسط مداح يا ذاكر و قسمت دوم توسط عزادارن يا همان افرادي كه دور علم مي چرخند بيان مي شود.

در شب هايي كه به ايام تاسوعا و عاشوراي حسيني نزديك مي شوند اشعاري جديد به اشعار قبلي اضافه مي شود، در شب تاسوعا مي گويند:

يا عباس يا عباس، جانم فداي عباس

در اين هنگام مداح اصلي با انگشت به علم حضرت ابولفضل ع اشاره مي كنند و مي گويد:

اين علم از كيست كي بي صاحب است؟

عزاداراني كه در حال انجام مراسم هستند جواب مي دهند، اين علم از ماه بني هاشم است

در شب عاشورا باز گروهي از عزاداران مي خوانند، شب قتل حسين خون مي زند جوش، گروهي ديگر جواب مي دهند ، فلك سرگشته و عالم سيه پوش و يا مي خوانند شب قتل حسين بي گناه است، فلك سرگشته و عالم سياه است.

اين اشعار ادامه دارد تا حدود 20 دقيقه و در پايان عزادران با ذكر كلمه يا الله يا الله به سمت علم مي روند و آن را مي بوسند.

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم بهمن 1385ساعت 14:27  توسط احسان مداح  |