تبليغاتX
iran,  Image Hostingiran,  Image Hostingiran,  Image Hostingiran,  Image Hosting (بصیران بیرجند خراسان جنوبی احسان مداح)
یاداشت های یک فعال خبری و رسانه ای
هفته گذشته خبری درسایت خبرگزاری فارس تحت عنوان چاپ گزارش هاي رنگي براي دستگاه هاي اجرايي ممنوع شد،نظر مرا به خود جلب کرد.
در این خبر آمده بود: معاون اول رئيس جمهور در بخشنامه اي به همه دستگاه هاي اجرايي چاپ و توزيع هرنوع گزارش رنگي را در جلسات كارشناسي، تصميم گيري و شوراها ممنوع اعلام كرده است.
پرويز داودي معاون اول رئيس جمهور در بخشنامه اي خطاب به همه وزارتخانه ها ، سازمان ها ، موسسات و شركت هاي دولتي ، نهادهاي انقلاب اسلامي و استانداري هاي سراسر كشوراز آنها خواسته از چاپ و توزيع هرگونه گزارش هاي رنگي در جلسات كارشناسي ، تصميم گيري و شوراها خودداري كنند و در صورت ضرورت ، به شكل تصويري و غير رنگي اقدام شود .
اين بخشنامه در اجراي بند 19 ضوابط اجرايي بودجه سال 1386 كل كشور ولزوم استفاده از سازو كارهاي مناسب براي ارائه اطلاعات در جلسات كارشناسي و تصميم گيري و همچنين به دليل ضرورت صرفه جويي در توزيع مطالب به روش هاي كاغذي غير متداول و رنگي صادر و ابلاغ شده است .
اما درست است که نباید با اصل این ابلاغیه و یا به برداشتی دیگر قانون مخالف بود، اما نکته ای که شاید بهتر بود در ان بیشتر توجه می شد حذف جمله در صورت ضرورت است، زیرا خود توجیهی برای چاپ گزارشات رنگی خواهد بود.

اما از طرفی دیگر، امروز که خوشبختانه دولت عدالت محور نهم، صرفه جویی و جلوگیری از ریخت و پاش های اضافی را در دستور قرار داده، بهتر نیست از چاپ بنرهای آنچنانی که به مناسبت های خاص صورت می گیرد،جلوگیری کند. بهتر نیست که هزینه های آنچنانی که توسط دستگاه های اجرایی صرف گزارشات و معرفی طرح ها در قالب بنر می شود، صرف خدمات اجتماعی و آموزشی جوانان شود؟ درست است که امروز ریخت و پاش ها در دولت نهم نسبت به دولت های قبلی پایین آمده و یا به عبارتی قابل مقایسه با دولت های گذشته نیست، اما مردم انتظار ندارند هر روز که از خانه بیرون می روند تبلیغ، معرفی نامه پروژه ها را در قالب بنر در سطح معابر شهری ببینند.

از شما بازدید کننده عزیز خواشمند است نظرات خود را در بخش نظرات همین پست برای راهنمایی بنده و کمک به مسئولین گرامی درج نمایید.نظر یادتون نره

                                

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم مرداد 1386ساعت 0:37  توسط احسان مداح  | 

روند اهانت به مسئولین جمهوری اسلامی در رادیو جوان در قالب برنامه های طنز شدت گرفته است. به دنبال جایگزین شدن برنامه "جوانی آزاد" به جای برنامه "جوانی به وقت فردا" رادیو جوان كه اهانت های مستقیم و مكرری نسبت به مسئولین جمهوری اسلامی ابراز می كرد، برنامه جدید نیز همان مشی گذشته را پیگیری می كند. بنابراین گزارش، گوینده "جوانی آزاد" با جملاتی عجیب بطور مستقیم و غیر مستقیم بارها، رئیس جمهور را مورد اهانت قرار داد. وی در بخشی از این برنامه که در تاریخ 7/5/86 حدود ساعت 19 بطور زنده پخش می شد، گفت:«جدیداً اتاق فکر درست میکنند؛ کسانی اتاق فکر درست می کنند که فکرشون کار نمی کنه»! گوینده در ادامه با لحن تمسخر آمیزی گفت: «رییس جمهور از مردم بخاطر فقر و تورم عذرخواهی کرد، این را رییس جمهور پرّ رو گفته !! (بعد از کمی مکث) ببخشید رییس جمهور پِرو گفته»! اهانت های مكرر این رادیو به مسئولین جمهوری اسلامی به ویژه رئیس جمهور، تاكنون با حمایت مدیر ارشد این رادیو همراه بوده و روز گذشته نیز معاون صدای سازمان صداوسیما بار دیگر از وی حمایت كرده بود. هر چند گفته می شد برنامه "جوانی به وقت فردا" به خاطر توهینهای مکرر به دولت و تخلفهای پیاپی سیاسی تعطیل شده و عوامل آن برکنار شده اند ولی جایگزین این برنامه نیز در همین مدت کوتاه نشان داد که در محتوا و حتی ساختار دقیقاً ادامه دهنده راه برنامه پیشین است. گفتنی است این برنامه به سردبیری ( حامد.ج) تولید و پخش می شود که چندی پیش بخاطر طرح مسائل خلاف واقع و هم جهت با رسانه های بیگانه راجع به ماجرای 18 تیر از طرف رییس سازمان صدا و سیما ظاهرا اخراج شده بود ولی بعد از مدتی معلوم شد وی نه تنها اخراج نشده بلکه با حمایتهای مداوم رادیو جوان بلافاصله با ترفیعی قابل توجه به سردبیری مهمترین برنامه این رادیو منصوب شده است. برخی شنیده ها حاكی از نزدیكی و همراهی مدیر رادیو جوان با طرفداران سروش در دوران تحصیل در دانشگاه هنر دارد

نسیم شرق.کام                        نظر یادتون نره

همچنین منتظر نظرات و پیامک های شما به شماره 09359740005 هستم.(ویژه ارتباط مردمی من با شما عزیزان)

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم مرداد 1386ساعت 19:29  توسط احسان مداح  | 

پس از آنكه روزنامه "شرق" به دليل يك گفت وگوي ظاهراً فرهنگي، ديدگاههاي رئيس سازمان همجنس گرايان ايران را منتشر كرد، هيئت نظارت بر مطبوعات دستور توقيف موقت اين روزنامه را صادر كرد.

ساقى قهرمان كه به همراه برادرش "ساسان" سردبير سايت‌"گذار"( ارگان فارسى سازمان سيا) چند سال است كه در خدمت سازمان اطلاعات مركزى ايالات متحده و تشكيلات "خانه آزادي" آمريكا هستند در اين مصاحبه اخلاقيات را داراى تاريخ مصرف دانست و در عين حال مدعى شد:انعطاف‌ناپذير بودن مرزبندى‌هاى جنسيتى غير اخلاقى است.

روزنامه شرق در حالي گفت وگوي رئيس سازمان همجنس گرايان ايران را در يك صفحه منتشر كرده بود كه از سال 1997 كه نخستين كتاب اين هرزه گرد جنسي و فكري در كانادا منتشر شد، حتي رسانه هاي خارجي به دليل اوج هرزگي اشعار و داستان هاي وي، از انتشار خبر و گزارش پيرامون آن خودداري كردند.او همچنين رسما كتابى در ستايش روسپيگرى نوشته‌است.

با پوزش از خوانندگان محترم ، جهت تنوير اذهان و دلايل اتفاق تاسف باري كه منجر به توقيف شرق شد، ناگزير به گوشه اي از هرزه گري هاي وقيحانه اين فرد اشاراتي می شود:

در اين گفت‌وگو، مصاحبه‌كننده به ساقي قهرمان مي گويد كه در اشعارش نوعي اخلاق‌گرايي مستتر است و وي با تأكيد بر اين‌كه «اخلاق‌‌گرا توصيف كردن وي درست نيست»، به ترويج همجنس‌گرايي پرداخته و مي‌گويد: من يك بار اخلاقيات را تماشا مي‌كنم و يك بار انكارش مي‌كنم...اخلاق در برابر زن ـ انسان مي‌ايستد. در برابر مرد ـ انسان هم مي‌ايستد... زن محكوم است به «مادر شدن»، مرد محروم است از «مادر بودن». به نظر من مادرانگي يك حس انساني است، ويژگي زنانه نيست به خصوص كه فيزيك زن به تنهايي براي مادر شدن كافي نيست. اگر اخلاقيات حاكم نيمي از مردم را از مادر بودن محروم مي‌كند و نيم ديگر را محكوم به مادر شدن، اينجا يك ظلم اتفاق افتاده است.

وي خواستار آن شده كه مردان امكان داشته باشند مادر فرزندي باشند. وي تحميل فرهنگ به تن را غيراخلاقي دانسته و مي‌گويد: محكوميت در قالب جنسيت قراردادي و انعطاف ناپذير بودن مرزبندي هاي جنسيتي غيراخلاقي است.

جالب آن‌كه پس از بيان اين اظهارات، مصاحبه‌گر مي‌پرسد:«فكر نمي كني اين يكي از جزاير نامكشوف زبان ماست كه هنوز به آن پرداخته نشده؟ اينكه مرد هم مثل زن انسان است و مي‌تواند مادر باشد. مي‌تواند زن باشد. همان طور كه زن در زبان مي‌تواند مرد باشد» و وي پاسخ مي‌دهد: شايد از جزاير نامكشوف زبان ما باشد، اما در حوزه فلسفه و ادبيات جهاني كشف شده است.

گفتني است ، روزنامه شرق، عصر شنبه اقدام به حذف گفتگوي مذكور از سايت اينترنتي خود كرده بود.

 

ساقي قهرمان كيست؟

نشريه «چراغ» ارگان رسمي سازمان دگرباشان جنسي ايراني، اورا اينگونه معرفي مي كند: " او را فروغ دوران خوانده اند، او را مبارز راه رهايي زنان بدون پرداختن به رودر رويي مستقيم با مردسالاري معرفي كرده اند، او را تن كامه خواهي دانسته اند كه بي پروا به لذت ستاني از جسم خويش مي پردازد و خواننده را به تماشاي اين لذت ستاني دعوت مي كند. او را ترسيم كننده اروتيسم لزبينيسم دانسته اند، او.....

اما اينطور به نظر مي رسد كه ساقي همه اينها هست و نيست. او ظاهرآ مرزبندي را برنمي تابد و در اشعار خود ( چه بسا در زندگي واقعي نيز) از لذت و خواهش تن رو برنمي تابد و اگر هوس كند، با هر كسي چه زن و چه مرد و حتي خود " عشق" همبستر مي شود. اروتيسم، همجنسگرايي و دگرجنسگرايي همه را مي توان در اشعار ساقي ديد...."

ساقي قهرمان در مصاحبه اي درباره خودش اينچنين مي گويد:" تا بيست و چهار سالگي در ايران زندگي كردم و بعد از آن به دلايل سياسي، يعني به دليل همكاري با تشكيلات زنان حزب توده، از ايران فرار كردم. من فقط سه سال بعد از انقلاب در ايران بودم. هنوز فضاي وحشت ايران را فراموش نكرده ام. تا زماني كه در ايران بودم بي تجربه تر از آن بودم كه بدانم چرا در روابط عاطفي ام به مشكل بر مي خورم. من در اين سي سال اخير بارها عاشق شده ام، يك بار ازدواج كردم. دوبار مادر شده ام. چند بار كورتاژ كردم. چند بار با كساني دراز مدت يا كوتاه مدت زندگي كرده ام. با آدم هاي مختلف خوابيده ام. از آدم هاي مختلف طلاق گرفته ام. طول كشيد تا خصوصيات جنسي خودم را دقيقا كشف كردم....قيد و بندهايي كه فضاي زندگي من را تنگ كرده بودند، بايد دور ريخته مي شدند، به هر قيمتي.."

او در مورد شعرهايش مي گويد: " در شعرهايم در پي اثبات هويت خودم هستم. خودم هم زن ام. هم جنسگرا هم هستم. تمام روابط و قراردادهاي اجتماعي را از دريچه روابط جنسي مي بينم. در شعرهايم تصوير عشقبازي زنان را منعكس مي كنم، و اين زنان گاهي در حال كام گرفتن از زنان اند، و گاهي در حال كام گرفتن از مردان، و گاهي ديگران... "

وي درمورد نگاهش به همجنسگرايي مي گويد:" من اصلا قادر نيستم به شيشه شراب نگاه كنم و سر شيشه، و درازي گلوي بطري را اندازه نگيرم. از شمع خوشم نمي آيد. مي شكند، و حساسيت هم مي آورد.... از بهترين شيوه هاي عشقبازي است، متأسفانه فروتني فرهنگي ما اجازه نمي دهد عاشق خودمان باشيم و با خودمان عشقبازي كنيم. انگار هميشه كس ديگري بايد دست به كار شود و به ما لذت "بدهد". منظورم اين است كه چرا ... عشقبازي خوانده مي شود و ...

آدم ها يا همجنسگرا به دنيا مي آيند، يا جنس مخالف گرا، .... اين كه هتروسكشوال ها تنها جنس قانوني دنيا اند از همان مقوله ديكتاتوري مذهبي، نژادي، جنسي است. اما اين شرايط عوض خواهد شد. دنيا ياد خواهد گرفت كه تك صدايي سرنوشت جهان نيست.

من اصولا هيچ مشكلي با (...)به عنوان آلت جنسي ندارم. مشكل من با (...) است كه دست يك مرد هتروسكشوال است، و جاي بيل و كلنگ را مي گيرد. با تجربه هاي مختلفي كه داشتم كشف كردم كه اين ... مي تواند به ظرافت... باشد، ..

در ارتباط جنسي هتروسكشوال ها كه متأسفانه به عنوان الگوي روابط همجنسگراها هم به كار مي رود، (تقسيم دو طرف رابطه به اكتيو و پاسيو، زن و شوهر) اعضاي جنسي محدوداند به (...) و (...) و (...) و دهن و انگشت، و لذت جنسي اگر به خاطر توليد مثل نباشد، به خاطر حفظ قدرت/موقعيت، صورت مي گيرد.

همجنسگرايي را نمي شود انكار كرد، همجنسگرايي هم عمر خود تاريخ است... اگر اروتيكاي همجنسگرايانه را از ادبيات كلاسيك ايران حذف كنيم چيز زيادي از ادبيات باقي نمي ماند.

او درباره تجربيات شخصي اش ازهمجنسگرايي مي گويد: " هم رابطه عاشقانه، و هم سكس را با زن ها تجربه كرده ام.

من اصولا از جفتگيري با مردها لذت نمي برم... من عشقبازي كردن با مردها را دوست ندارم،

قهرمان درمورد ارتباط با افراد داخل ايران مي گويد: " ايران را دوست دارم، ولي علاقه اي به بودن در ايران ندارم... اولين بار كه دستگير شدم به وسيله مردم عادي خيابان دستگير شدم. اعلاميه پخش مي كردم. چند نفر از مردم ريختند دور من و دستگيرم كردند. بعد انداختندم توي ماشين و بردند تحويل كميته دادند. اگر كميته دستگيرم كرده بود ناراحت نمي شدم. اين واقعيت كه مردم به خاطر اعلاميه پخش كردن مي توانند بريزند سر من،... حالم را بد كرد. بعدا، در روزهاي پيش از اين كه از ايران خارج شوم، در روزهايي كه مخفي بودم و اگر شناخته مي شدم دستگير مي شدم، راه رفتن ميان مردم، زندگي كردن در خانه هاي مردم، دلشوره اي در من انداخت كه ديگر هيچوقت دلم نخواست در كوچه هاي ايران راه بروم. خيلي چيزها هستم ولي مازوخيست نيستم.

تا حد امكان سعي مي كنم كه در داخل كشور به كارهايم دسترسي داشته باشند... ارتباط خصوصي با هيچكس در ايران ندارم، اميدوارم در آينده داشته باشم.

مطالب مستهجن و الفاظ ركيك در اشعار و نوشته هاي ساقي قهرمان به قدري زياد است كه بيان آن حرمت قلم را مي شكند و هم در حوصله اين گزارش نمي گنجد.به همين مقدار براي قضاوت خوانندگان بسنده مي كنيم. مجدداً از خوانندگان پوزش مي خواهيم.

       نظر یادتون نره

منبع خبرگزاری فارس

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم مرداد 1386ساعت 11:6  توسط احسان مداح  | 

                                             

 

 در حالي كه برخي منتقدان دولت، سفر هاي استاني هيأت دولت را به دليل بالا بودن هزينه‌ها غير ضروري مي‌دانند، اما روايت يكي از استانداران از اين سفرها و پائين بودن اين هزينه‌ها در مقايسه با سفرهايي كه در دولت‌هاي قبل صورت مي‌گرفت، قابل توجه نيست.

 صولت مرتضوي، استاندار خراسان جنوبي در حاشيه بازديد از نمايشگاه مطبوعات و خبرگزاري‌هاي استان چهارمحال در گفت‌وگو با خبرنگار فارس در شهركرد گفت: در دولت‌هاي گذشته وقتي يك وزير قصد سفر به استاني مي‌كرد، همه آن استان با تمام امكانات بسيج مي‌شدند، باز هم نمي‌توانستند از پس تشريفات اين سفر برآيند، اما اكنون دولت با تمام قد و قامت و به ساده‌ترين وجه ممكن وارد استان، شهرستان و شهرها مي‌شود و به گواه اسناد هزينه‌هاي آن از سفرهاي رئيس جمهور يا يك مقام وزراتي با مراتب كمتر است.

وي افزود: استان خراسان جنوبي ميزبان نخستين سفر استاني هيئت دولت بودكه آنچه براي استراحت در اختيار اعضاي دولت بود مهمانسراي 3 خوابه استانداري و منزل خودم كه در استانداري است آن را براي دولت تخليه كردم.

مرتضوي افزود: يك شب پس از آنكه رئيس جمهور حدود ساعت يك بامداد از دانشگاه بيرجند ـ پس از جلسه با داشنجويان ـ برگشتند و به مهمانسرا رفتيم، يكي از وزرا به دليل كمبود جا روي مبل خوابيده بود كه من ابتدا تصور كردم از محافظين رئيس جمهور يا وزرا است.

وي افزود: تصوير محل استراحت هيئت دولت همانند دوران جنگ و سنگرهاي جبهه بود كه هر نفر پتويي بر مي‌داشت و گوشه‌اي استراحت مي‌كرد.

مرتضوي تصريح كرد: هزينه‌هاي اين سفر به گواه آمار و اسناد پائين و قابل قياس با سفرها در دولت‌هاي گذشته نيست.

استاندار خراسان جنوبي ادامه داد: حدود 15 مصوبه از 148 مصوبه استاني هيئت دولت در خراسان جنوبي تعهدهاي بر زمين مانده دولت‌هاي گذشته است كه رئيس جمهور به بنده تاكيد كردند كه اول وعده‌هاي دولت‌هاي قبل و سپس ساير مصوبات عملياتي شود.

مشاهده مطلب

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مرداد 1386ساعت 21:12  توسط احسان مداح  | 

در 7 روز اخیر یعنی از 8 مردادماه تا امروز هفته ای سخت و پرکار برای بنده بود، که خوشبختانه سختی های این هفته به خاطر نتایج به دست آمده و خدماتی که تقریبا ارائه شد جبران گردید.

برای این که کمی به این سختی و فشردگی کار پی ببرید باید عرض کنم در هفته گذشته به طور متوسط روزی کمتر از 5 ساعت خوابیدم.

هشتم مردادماه انتخابات خانه مطبوعات خراسان جنوبی بود و بنده هم برای بخش بازرسی کاندیدا بودم. سخت نگران نتایج بودم. نه به خاطر این که بنده پیروز شوم یا خیر. دوست داشتم افرادی حائز اکثریت آرا شوند که شایستگی لازم و توانایی برای خدمت را دارند.

خوشبختانه دوستانی انتخاب شدند که مورد تایید مجموعه خبری و رسانه استان هستند. آقایان جعفرپورمقدم مدیر مسئول روزنامه آوای خراسان جنوبی، مدیر مسئول روزنامه بیرجند امروز حیدری، تاجری مدیر مسئول نشریه سوغات نهبندان، احمدی پیما خبرنگار فعال خراسان، قربانی سرپرست روزنامه جام جم، خالدی سرپرست روزنامه اطلاعات، مقدم مسئول خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران به عنوان اعضای هیئت مدیره و بنده به عنوان مسئول نمایندگی خبرگزاری فارس به عنوان بازرس اصلی البته به همراه همکار عزیزم آقای اصغری از روزنامه آوا نفرات برگزیده این انتخابات بودیم.

روز نهم هم مقدمات سفر به تهران برای شرکت در همایش گروه استان های خبرگزاری فارس بود. که ساعت 17:15 روز سه شنبه با هواپیما عازم تهران شدم.

روز 10 و 11 مردادماه از روزای به یادماندنی برای بنده بود. از طرفی حضور در مزار شهدای اصحاب رسانه به خصوص  شهدای سقوط هواپیمای  C130 و حضور در مرقد امام ره و از سویی دیگر  آشنایی با همکاران استانی خبرگزاری به خصوص همکار عزیزم آقای منصوری از خراسان جنوبی در جمعی صمیمی هرگز از یادم نخواهد رفت.

روز 11 مرداد ماه تجلیل از برگزیدگان گروه استان های خبرگزاری فارس کشور بود. که در 3 بخش 3 استان برگزیده شدند که خوشبختانه با عنایت حق تعالی و تلاش همکارانم در استان توانستیم عنوان برگزیده بخش فراوانی خبر و ارسال مناسب اخبار را از ان خودمان کنیم. که از همین جا این موفقیت بزرگ را به جامعه مطبوعاتی استان، همکاران خودم در خبرگزاری فارس خراسان جنوبی تبریک عرض می کنم.

روز 12 مرداد روز به یاد ماندنی از نوع تلخش بود. حضور در فرودگاه مهرآباد و انتظار برای پیدا کردن بلیط که فایده ای نداشت و آخرش مجبور شدم با اتوبوس به بیرجند بیام.

روز بعد هم که درگیر کارای خبرگزاری بودم. چند سوژه به خبرنگارا دادم تا پیگیری کنند.

دیروز نیزدرگیر مکاتبات اداری شدم.چند ملاقات ودیدار با مسئولین استان پیرامون مسائل مختلف خبری و.... دیشب هم که جلسه خانه مطبوعات بود که تصمیم گیری با حضور اعضای هیئت رئیسه و بازرسین در خصوص مراسم روز خبرنگار صورت گرفت.

امروز سخت ترین روز تو هفته اخیر بود. تلفن های پی در پی از نشریات و رسانه های مختلف با این حقیر برقرار شد چون قصد داشتند در مورد روز خبرنگار مصاحبه بگیرند که خوشبختانه یا متاسفانه مصاحبه ها به خلاف شرایط بدی داشتم صورت گرفت.

مصاحبه هایی با خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران(ایرنا)-روزنامه خراسان و روزنامه آوای خراسان جنوبی که فکر می کنم طی فردا و پس فردا منتشر می شوند. که در صورت انتشار برای شما عزیزان در همین وبلاگ نمایش داده می شود.

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم مرداد 1386ساعت 23:39  توسط احسان مداح  | 

زماني كه تمامي يافته‌ها و آمارها و اطلاعات، دلا‌لت بر اين دارد كه استان خراسان جنوبي در آخرين رتبه استان‌هاي كشور قرار گرفته، معنا و مفهومي وسيع و عميق را با خود به همراه دارد.

حتي ممكن است با واكاوي بيشتر به اين نتيجه برسيم كه فاصله بين رتبه 29 و 30 نيز بسيار زياد باشد.

مقدمه فوق اثباتي است بر اين واقعيت كه استان ما دچار بحران‌هاي اقتصادي، فرهنگي و اجتماعي عميق و فراواني است كه نتيجه‌ سال‌ها دورافتادگي و در حاشيه‌ بودن‌هاست.

بحراني كه رفع آن ابزار و الزامات خاصي رامي‌طلبد. اين استان نيازمند مديريت بحران!! است . مديريت بحران، تعريفي خاص دارد و زنان و مرداني بزرگ رامي‌طلبد كه برنامه‌ريزاني متبحر، با تفكري فعال و نگاهي هوشمندانه و به تعريفي ديگر مدير به معناي واقعي‌اش باشند.

استاني كه زيرساخت‌هاي لازم را در ا ختيار نداشته باشد به مانند زمين سست و نرمي مي‌ماند كه نمي‌توان بر روي آن و بدون فونداسيون محكم و ريشه‌دار بنايي بزرگ و وزين ساخت.

 زيرساخت‌ها در زمينه‌هاي اقتصادي، فرهنگي، سياسي و اقتصادي، زنجيره‌هايي هستندكه به يكديگر متصل بوده و نمي‌توان آنهارا جداي از يكديگر مورد كنكاش و بررسي قرارداد، بلكه تمامي اين عوامل لازم و ملزوم هم هستند.زماني كه راه مناسب، خطوط ريلي، فرودگاه‌هاي وسيع و پر امكانات، سرمايه‌گذاران متنوع، كارآفرينان خوشفكر و جوان، تسهيلات مناطق محروم و به معناي واقعيش، نگاه پرواضح، امكانات آب و برق و غيره زمينه‌هايش فراهم و آماده نباشد يعني دشتي بحران‌زده كه نمي‌توان در آن كاري كرد، طرحي درانداخت.

مديريت بحران يعني نگاه ويژه و گسترانيدن فرش قرمز در زيرپاي كساني كه حرفي براي گفتن و طرح‌هايي عظيم براي دگرگون كردن منطقه دارند با كج‌انديشي و بي‌سليقگي و تنگ‌نظري اين استان فقط تغييرات روبنايي را تجربه خواهد كرد و پس از چندي بحراني ديگر بر بحران‌هايش افزوده خواهد شد.

استان ما مرداني را مي‌طلبد كه با ريسك‌پذيري بالا، مديران را براي كارزاري بزرگ و ريشه‌كني فقر و فلاكت وعقب‌ماندگي آماده كنند.

می توان با نگاهي كه سوراخ سوزني رامي‌بيند و با محافظه‌كاري‌هاي مخرب،‌كارهاي بزرگ انجام داد.مديريت ريسك‌پذير خودو تمامي اندوخته حيثيتي و آبرويش رادر گرو آمال و آرزوهاي بزرگ خويش و مردمش قرار مي‌دهد و اثراتي از خود به جاي مي‌گذارد كه نسل‌ها پس از او به درك واقعي عمق افكار و كارهايش خواهند رسيد.

اگر مديري جرات نقدپذيري داشته باشد و علاوه بر آن نقد خواه هم باشد آنگاه هرچه از اين دست مديران داشته باشيم؛ براي استاني چون ما باز هم كم خواهد بود.

مديران، چونان سربازان به خط شوند و آنچه را كه در صف جمع مديريت آموخته‌اند رو كنند و در حيطه اين استان بحران‌زده به كار گيرند واز لفاظي و شعار و آمار و ارقام‌هاي اغوا كننده دوري كرده واز افكار ايده‌آليستي دور و به نگاه رئاليستي برسند و تمامي مردم را با عملكردو پاسخگويي خودبه دنبال اهداف بزرگ اين خاك بكشند و انقلابي عظيم رادر استان به پا دارند و اين خطه را به رنسانسي عظيم در كشند

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم مرداد 1386ساعت 12:47  توسط احسان مداح  |