تبليغاتX
iran,  Image Hostingiran,  Image Hostingiran,  Image Hostingiran,  Image Hosting (بصیران بیرجند خراسان جنوبی احسان مداح)
یاداشت های یک فعال خبری و رسانه ای

دانستن چگونگي رفتار با مردم به اندازه شايستگي هايفني و مديريتي اهميت دارد. به بدترين كارفرمايي كه تاحال داشته ايد فكر كنيد. بياد آوريد كه چطور فقدان مهارتهاي رفتار با ديگران در او باعث دلسردي و عدم‌ بهره وري ديگران و خروج شما با نا اميدي گرديد.يك انسان موفق نيمي كارمند است، نيمي سياستمدار.او مي داند كار كردن با ديگران بخصوص در دنياي كنوني كه مملو از انسانهاي دمدمي مزاج و زود رنج است، روال ا‌رتباطي خاصي را مي طلبد. او سخن يكي از بزرگان جامعه شناس كه "هنگام برخورد با مردم بخاطر داشته باشيد با مخلوقات منطق طرف نيستيد،بلكه با مخلوقات احساسات، موجوداتي كه سرشار از تبعيض، روحيات پيشداوري و تعصب مي باشند، و با غرور و خودبيني دست بگريبانند طرف هستيد،" را مد نظر دارد.

در اين قسمت برخي از قوانين اصلي ارتباطات انساني در فضاي كاري را مشاهده ميكنيد. براي مهارت يافتن در آنها، بايد اين قوانين را جزئي از خود درآوريد. 1- ديگران را با نام صدا بزنيد‌ اين خوشايند ترين صدا براي گوش هر كسي است. وقتي نام فردي را بكار مي بريد، در حقيقت پيغام خود را به صورتي اختصاصي و تنها براي شخص او مبدل مي سازيد. همچنين علاقمندي و ميزان اهميت شما را نسبت به فرد ميرساند. اين يك ابزار ساده فريبنده براي كاستن از جبهه گري هاي شخص مي باشد چرا كه يك نوع وجه ضمان و تعهد بوجود مي آورد. جملات خود را با اسامي افراد آميخته، و با سؤالاتي نظير، "علي، امروز خوب هستي؟" آغاز كنيد.

2- اشتباه خود را بپذيريد‌ ممكن است تصوركنيد كه اگر اشتباهي كه مرتكب شده ايد را بگردن نگيريد، وجهه خود را از دست خواهيد داد. اين كار درست نيست. اعتراف به اشتباهات در محيط كار يكي از ستوده ترين اعمال است چون اندك افرادي مبادرت به آن مي نمايند. بياموزيد كه چگونه تكبر و خودخواهي را كنار گذاشته و بپذيريد كه كامل نيستيد. فقط در اين كار زياده روي نكنيد مثلا لازم نيست با عذرخواهي هاي فراوان در جلسات اقدام به بيان اشتباهات خود نماييد. يك جمله "من اشتباه كردم و متوجه آن ميشوم،" كفايت ميكند.

 3- ديگران را با معيارهاي بالا درنظر بگيريد‌ اندك افرادي در بين ما، كه معمولا عقل كل خطاب ميگردند، بنظر مي رسد اينگونه فكر ميكنند كه هيچ كسي جز خودشان قادر به انجام صحيح امور نميباشد. جزء اين گروه از افراد نباشيد. به قابليتهاي ديگران اعتماد كنيد. در واقع به آنها در انجام دادن كارها به بهترين وجه ممكن اطمينان داشته باشيد. اين به معناي داشتن انتظارات بيش از حد نيست. باور داشتن يك فرد او را تشويق به انجام كارها با حداكثر توان نموده و از نا اميدي جلوگيري‌ بعمل مي آورد.

 4- علاقه اي صادقانه و صميمي از خود نشان دهيد‌‌"كارها خوب پيش ميره علي جان؟خوبه، ميشه اين پرونده ها رو برام چك كني؟" اين به معناي ابراز علاقه نبوده و بيشتر به دوستي خاله خرسه شباهت دارد. هر فردي در دفتر كار شما داراي سابقه اي غني از علايق، تجارب و سلايق‌ مي باشد. حتي اگر نقطه اشتراكي با هم نداريد، در مورد اطرافيانتان اطلاعات كسب كنيد. اگر يكي از همكاران شما گفت كه شركت در گيم هاي آنلاين را دوست دارد، در مورد آن از او سؤال نماييد حتي اگر براي شما جالب نيست. نه تنها ميتوانيد چيز جديدي ياد بگيريد، اگر در آينده به آن گرايش پيدا كنيد، از امتيازاتي برخوردار خواهيد گشت. مردم دوست دارند كه ديگران آنها را بخاطر داشته باشند.به سخن خود مشغول بوده و بدانيد چه وقت بايد آنرا بيان كنيد.

منبع: آوا

+ نوشته شده در  جمعه سی ام شهریور 1386ساعت 13:49  توسط احسان مداح  | 

دستگيري سارق جواهرات دختربچه‌هاي فردوسي، كشف جسد در يك آپارتمان مسكوني در بيرجند و... از مهمترين اخبار حوادث خراسان جنوبي در 24 ساعت گذشته است

به گزارش خبرگزاري فارس از بيرجند، مأموران پليس اطلاعات و امنيت عمومي فرماندهي انتظامي استان خراسان جنوبي در بازرسي از يك باب منزل مسكوني در شهرستان بيرجند يك دستگاه ديش ماهواره را به همراه تجهيزات كامل دريافت ماهواره كشف و ضبط كردند

در اين رابطه يك نفر متهم دستگير و جهت سير مراحل قانوني به مراجع قضايي معرفي شد

 

*دستگيري سارق جواهرات دختربچه‌ها

سارق جواهرات دختربچه‌ها در شهرستان فردوس به دام پليس افتاد

به گزارش مركز اطلاع‌رساني فرماندهي انتظامي استان، مأموران پليس پيشگيري و عمليات فرماندهي انتظامي شهرستان فردوس در پي اعلام چند فقره سرقت جواهرات از دختربچه‌ها توسط موتورسواري ناشناس در يكي از شهرك‌هاي اين شهرستان بلافاصله تحقيقات گسترده‌اي را براي دستگيري سارق مورد نظر آغاز كردند

مأموران در نهايت با توجه به مشخصات اعلام شده توسط شاكيان، فرد مورد نظر را دستگير كردند

متهم پس از دستگيري ابتدا منكر هرگونه جرم بود، كه در مواجهه با شاكيان لب به اعتراف گشوده و به 6 فقره سرقت ديگر و 5 فقره تجاوز و آزار و اذيت 4 دختر بچه و يك پسر بچه 9 تا 11 ساله اعتراف كرد

در اين رابطه پرونده‌اي تشكيل و متهم جهت سير مراحل قانوني به مراجع قضايي معرفي شد

 

كشف جسد در يك آپارتمان مسكوني در بيرجند

مأموران كلانتري 13 شهري بيرجند در پي تماس مردمي يك جسد را در يك آپارتمان مسكوني كشف كردند

به گزارش خبرگزاري فارس، به نقل از آواي خراسان جنوبي، اين ماموران در پي تماس بامركز فوريت‌هاي پليسي 110 مبني بر اينكه بوي تعفن از طبقه بالاي يك آپارتمان مسكوني باعث آثار و اذيت همسايه‌ها است، بلافاصله به محل مراجعه و با وارد شدن به منزل مورد نظر با جسد فرد مستأجر كه كبود و متورم شده و بوي تعفن شديد مي‌داد، مواجه شدند

متوفي پس از خارج شدن از منزل به پزشكي قانوني منتقل شد تا علت فوت وي مشخص شود

تحقيقات پليس براي يافتن علت مرگ متوفي ادامه دارد

همچنين مأموران كلانتري 13 شهري بيرجند در پي تماس بامركز فوريت‌هاي پليسي 110 مبني بر اينكه يك طفل سر راهي در ميدان امام ره اين شهر پيدا شده، بلافاصله به محل مورد نظر عزيمت كردند

مأموران پس از حضور در محل مورد نظر بانوزاد دختر 20 روزه‌اي كه هويتش مشخص نبوده و در كنار مسجد رها شده بود، مواجه شدند و طفل را براي شناسايي والدينش تحويل بهزيستي دادند.

 

خبر اصلی

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386ساعت 20:51  توسط احسان مداح  | 

  توضیح قبل از مطالعه: ۱- این مطلب توسط یکی از دوستان عزیز اینترنتی ارسال شده و به جهت این که نویسنده و یا همان ارسال کننده از ذکر نام خود خودداری کرده است، از اعلام نام وی معذوریم.۲- وبلاگ بصیران با پایندی به اصول نظام و با در نظر گرفتن صیانت از دستاوردهای نظام امادگی دارد دیدگاه های احزاب مختلف را منتشر نماید و انتشار این مطلب به معنی حمایت از حزب خاصی نیست.

یکی،کروبی را از خواب بیدار کند!

من، حزب دارم، پس هستم!

من، حزب دارم، پس هستم! پرچمدار وحدت و پرچمدار اصلاحات «من» هستم!

مهدی کروبی، رئیس مجلس ششم، که در اواخر دوران ریاست جمهوری خاتمی، از جانب گروههای دوم خردادی به «شیخ اصلاحات» ملقب شد، و در انتخابات ریاست جمهوری وعده هر ایرانی پنجاه هزار تومان را داد، و بعد از شکست در انتخابات ریاست جمهوری، با دست «خالی» و بدون « ثروت!» حزب و روزنامه «پر هزینه» اعتماد ملی را تاسیس و راه اندازی نمود، و خود، دبیر کل حزب «خود» گشت؛  در مراسم اختتامیه پنجمین گردهمایی و نشست دبیران استانی حزب اعتماد ملی، که با دعوت و هزینه حزب اعتماد ملی، در موسسه فرهنگی ایراندوخت تهران برگزار شد، در میان تشویق دبیران شهرستانی حزب، خود را بارها و بارها «من» نامید، و به «خویش» لقب پرچمدار اصلاحات را داد و «پرچم» اصلاحات را بر بالای دست برد، و بارها با ساده انگاری و خوش باوری، در میان «خواب» و «بیداری» و غریو و هیاهوی دبیران شعب حزب فریاد زد: پرچمدار وحدت! و پرچمدار اصلاحات «من» هستم، و البته یکی از حاضران یواشکی گفت زرشک، که کروبی متوجه نشد!

دبیر کل حزب اعتماد ملی که از سخنان «تند» رئیس جمهور بدجوری ناراحت بود، با کنایه گفت:« مي‌گويند در ماه رمضان يك آقاي متديني در خوزستان نيمه‌هاي شب بين خواب و بيداري، امام زمان (عج) را ديده و ايشان به اين فرد گفته‌اند‌ من براي فلاني دعا مي‌كنم تا در انتخابات پيروز شود، تو هم براي او دعا كن، و اين در حاليست كه آن فرد مطرح كرده من تا الان اسم فلاني را نشنيده بودم. معلوم است كسي كه امام زمان(عج) اسمش را به مردم ياد مي‌دهد و يك فرد مادرمرده حتي اسم او را هم نمي‌داند، احتياج به حزب ندارد. »

دبیر کل حزب اعتماد ملی، خطاب به كساني امثال «احمدی نژاد» كه ديدگاه مثبتي نسبت به احزاب ندارند، گفت: «شما به حزب احتياج نداريد؛ اما ما چه كنيم كه به تفكر امامي معتقد هستيم كه فرموده است « ميزان راي مردم است»؛ لذا ما به حزب نياز داريم و معتقديم در نظامي كه رهبر آن در وهله‌ اول حزب را پذيرفته و در قانون اساسي آن تحزب مورد تاكيد قرار گرفته است، ‌بايد به اين فرهنگ دامن زد. »

دبیر کل حزب اعتماد ملی، در ادامه صحبت هایش، به رئیس جمهور اخظار داد و گفت: «شما مسوول اجرايي يك دولت هستيد. اگر حزبي سوءاستفاده‌گر است بگوييد. اما اين‌كه به جان احزاب بيفتيم، اين كار قطعا موجب مي‌شود نيروها زده شده و فعال برخورد نكنند و حوادث تلخي براي كشور پيش بيايد؛ البته ملت ايران را كه من مي‌شناسم، قطعا با اين حرف‌ها تحريك مي‌شوند و براي حضور در صحنه مصمم‌تر خواهند شد و اين پيش‌بيني من از آينده است. »

کروبی! دبیر کل حزب اعتماد ملی، خطاب به رئیس جمهور گفت: «تو برادر! سال 88 حتما به ميدان بيا تا آن‌جا ببيني چه‌طور مردم به تو جواب مي‌دهند كه حزب مي‌خواهند يا نمي‌خواهند؟ حتما هم بيا تا جوابت را بگيري! »

دبیر کل حزب اعتماد ملی در جواب رئیس جمهور که گفته بود یک ریال به احزاب باج نداده و نمی دهم گفت:  «اگر حزبي، باج و رانت بخواهد و قصد سوءاستفاده داشته باشد، كاملا بجاست كه دولت با آن برخورد كند؛ اما يك فعاليت حزبي سالم حق مردم است. »

کروبی بدون آنکه به هزینه ها و منابع تامین مالی حزب و روزنامه اعتماد ملی اشاره کند، در حالیکه نشسته بود گفت: «ما ايستاده‌ايم، و فعاليت‌هاي حزبي خود را با جديت پي‌گيري مي‌كنيم و حزب‌مان هم رانت‌خوار و سوءاستفاده‌كن نيست. ما نه از كسي باج مي‌خواهيم، و نه به كسي باج مي‌دهيم. ما يك حزب مستقل هستيم،  و دوباره فریاد زد:« پرچمدار وحدت و پرچمدار اصلاحات «من» هستم. »

و تهدید کرد: «من» امروز هنوز هم حريم‌ها را خيلي حفظ مي‌كنم و چيزي نمي‌گويم، اما اگر بخواهم حرف‌هايي كه تبعات دارد بزنم، قطعا مردم آن زمان است كه متوجه مي‌شوند ما چگونه بي‌جهت هرچه داشتيم از دست داديم. »

کروبی دبیر کل حرب اعتماد ملی، برای اینکه دبیران شهرستانی حزب خوب متوجه بشوند، باز تکرار کرد:« «من!» پرچمدار وحدت و اصلاحات هستم، و بعد گفت: «من» حاضرم از رحلت امام خميني در سال 68 بنشينيم و بررسي كنيم تا معلوم شود اصلاحاتي كيست؟! امروز هم كسي كه بيشتر از همه به دنبال وحدت مي‌رود «من هستم». كسي كه بايد در روزنامه‌اش بنويسند، مصاحبه كند، نامه بنويسد، با مراجع و افراد مختلف از چپ و راست رايزني و صحبت كند، «من هستم».

دبیر کل حزب اعتماد ملی گفت: «به خدا! ما درون جبهه‌ اصلاحات با هيچ‌كس هيچ اختلافي نداريم. دليلش هم آن است كه همه مي‌دانند اختلاف بر سر سفره‌اي است كه در آن گوشت و مرغ و ماهي باشد. سر سفره خالي كه كسي با كسي دعوا نمي‌كند. امروز هم ما چيزي نداريم كه بخواهيم بر سر آن دعوا كنيم. »

در دوران اصلاحات هم زماني اختلاف به وجود آمد كه پيروز شديم، زماني كه قدرت وجود داشته باشد اختلافات به وجود مي‌آيد. امروز هم هيچ اختلافي نيست و همه در كنار هم هستيم. تنها عده‌ قليلي كه سرنوشت اصلاحات را به اين‌جا كشيده‌اند، با يك رنگ ديگر امروز به ميدان آمده و مي‌خواهند كلاه جديدي بر سر ما بگذارند.

يقين دارم كساني كه امروز از الفت و ائتلاف دم مي‌زنند، به مجرد اين كه ما در انتخابات پيروز شويم دوباره كارهاي گذشته‌ خود را شروع مي‌كنند و هيچ عقلي هم نمي‌گويد اين مسير را دوباره طي كنيم.

دبیرکل حزب اعتماد ملی، بدون توجه لبخند ها و صحبت های درگوشی گفت: «ما هيچ اختلافي نداريم. تنها به دليل اختلاف سليقه‌اي كه داريم، يك مرزبندي با برخي گروه‌ها داريم. هرچند كه اكثريت ليست‌هاي انتخاباتي‌مان هم يكي خواهد بود. شما مگر ائتلاف نمي‌خواهيد؟ «من» قول مي‌دهم كه 80 درصد از فهرست انتخاباتي‌مان يكي باشد. »

و کروبی گفت:«من» با اصلاحاتي‌ها هيچ مشكلي ندارم و مشكل «من» تنها با همان عده قليلي است كه آن بلاها را بر سرمان آوردند. براي صلاحيت‌ها هم هر كاري از دستم برآيد از خواهش و تمنا و رايزني خواهم كرد. ما هيچ‌كس را تخريب نمي‌كنيم؛ اما بدانيد اگر مرزبندي نكنيم و حزبي برخورد نكنيم به جايي نمي‌رسيم.

و کروبی گفت:  برخي به دنبال اين هستند كه عده‌اي بدوند و استفاده‌هايش را آن‌ها ببرند. «من» ديگر براي ديگران حمالي نمي‌كنم. اگر بالاي دار هم بروم ديگر براي چيزي كار نمي‌كنم كه به آن اعتقاد ندارم.


سر سفره خالی که کسی با کسی دعوا نمی کند! امروز هم ما چیزی نداریم که بخواهیم بر سر آن دعوا کنیم!
من، دیگر برای دیگران حمالی نمی کنم
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386ساعت 0:28  توسط احسان مداح  | 

در گذشته نه چندان دور مراسمی با عنوان رمضان خوانی در روستاها و شهرهای خراسان جنوبی به خصوص بیرجند به صورت باشكوه برگزار می‌شد كه امروز مانند بسیاری از سنت‌ها به دست فراموشی سپرده شده است.

سحرپزان و سحرخوانی قبل از سحری با طبل‌های بزرگ از دیگر مراسمات ایام ماه مبارك رمضان در روستاهای خراسان جنوبی از جمله روستای بصیران بود؛ به طوری كه 2 یا 3 نفر از اهالی روستا هنگام سحری با به صدا درآوردن طبل موقع سحر را به اهالی روستا اعلام می‌كردند.
گاهی مراسم سحرخوانی در روستای بصیران با خواندن چاوشی‌های مذهبی قدیمی و سنتی نیز همراه بود و حال و هوایی دیگر به رمضان و سحری می‌داد

رمضان‌خوانی نیز از مراسم ویژه شهر بیرجند است، به گونه‌ای كه واژه رمضان در گویش بیرجندی "رمضو" تلفظ می شود.
در بیرجند به خصوص مناطق شمالی شهر رمضان‌خوانی فرهنگ و سنتی است كه پدر و پدر كلانش نیز به آن احترام داشته و به رمضانی بیرون می‌شده‌اند و حالا او نیز برای اجرای آن از خانه بیرون می‌آید.
در شب‌های ماه رمضان پس از نماز و افطار عده‌ای از پسران و نوجوانان در دسته‌های 4 تا 6 نفره به راه می‌افتادند و به در خانه‌های همسایگان خود و به ویژه سرشناسان و توانگران به قصد گرفتن انعامی برنامه‌ای ویژه و اشعاری خاص می خواندند و طلب انعام می‌كردند.
طبق آنچه نقل شده، برخورد مردم خوب بود، بعضی‌ها میوه می‌دادند، بعضی‌ها نان می‌‌دادند، بعضی‌ها پول می‌دادند، بعضی‌ها آب می‌ریختند و نوجوانان رمضانی خوان می‌دانستند كه مردم با آب ریختن شوخی می‌كنند و كار نیكی است كه از قدیم به جا مانده است.
چگونگی و ترتیب اجرای رمضانی بدین صورت بود كه چند پسر نوجوان جمع شده و بزرگتر یا خوش صداترین آنها كه اشعار رمضانی را خوب می داند به عنوان استاد و یا همان سر گروه به اتفاق به در خانه‌های مورد نظر می رفتند و پیش ورودی خانه جمع می شدند و رمضانی‌خوانی می‌كردند.
استاد و یا به لهجه بیرجندی استا برای آن كه مطمئن شود كه كسی در خانه هست یا نه با صدای بلند می گفت: رمضانی مار وامدی یا ورخانمده رمضانی ما را می دهید یا بخوانیمش و یا وامدید یا ورخانمده می دهیدش یا بخوانیمش. اگر كسی در خانه بود و چیزی به آنها می داد به در خانه دیگری می رفتند و گرنه اگر احساس می كردند كسی در خانه هست و پاسخ منفی نیز نمی شنیدند و احساس امیدی می كردند خواندن رمضانی را آغاز می كردند.
اشعار به این صورت بود:
رمضو آمد خوشنوم خدا
این سرا از كنه كه رو ورباد
دوپسر داره كه نودامادند
این سرا از كنه كه روبرروز است
دوختره داره كه مخمل دوز است
رمضو، این سرا از كیست كه خش خش می‌آید
صدای بشقاب كشمش می‌آید...

كمتر اتفاق می‌افتاد كه اشعار رمضانی تا آخر خوانده شود و معمولاً صاحبخانه یا از راه لطف یا برای دفع مزاحمت چیزی به آنان می‌دادند و گاهی برای فرار دادنشان ظرف آبی به سرو روی آنان می ریختند و بچه‌ها را رد می‌كردند.
البته اگر ماه رمضو در تابستان بود، معمولا اهالی محله آب می‌ریختند و گاهی نیز خواركی می‌دادند.
اكنون نیز در شهر بیرجند تعداد كمی به رمضانی خوانی می‌پردازند و این سنت زیبا به مانند دیگر سنت‌های ایرانی به فراموشی سپرده شده است.
كم توجهی به این سنت دیرینه به حدی بوده و است كه برای تهیه این گزارش حتی به سختی اشعاری جمع‌آوری شد و انتظار می‌رود متولیان فرهنگی و در راس آن فرهنگ و ارشاد اسلامی خراسان جنوبی به فرهنگ رمضانی خوانی بیشتر توجه كنند تا روزی شاهد غریبه شدن فرهنگ رمضانی خوانی در خراسان جنوبی نباشیم
.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم شهریور 1386ساعت 22:56  توسط احسان مداح  | 

حزب اعتماد ملي خبر ارسال نامه اعتراض آميز كروبي به رئيس سازمان صدا و سيما را تكذيب كرد.

 در اين تكذيبيه آمده است: بعضي از خبرگزاري‌ها و به تبع آن برخي از روزنامه‌ها خبر ارسال نامه اعتراض آميز كروبي به صدا سيما را اعلام نمودند كه بدين وسيله به استحضار مي‌رساند تاكنون، دبيركل حزب اعتماد ملي، هيچ نامه‌اي در اين مورد به صدا و سيما ننوشته است.
در ادامه اين تكذيبيه آمده است: كروبي فقط به مسئولين صدا و سيما بصورت تلفني تذكر داده كه از اعلام خبرهاي گزينشي بپرهيزند چون پخش ناقص قسمتهايي از سخنراني در همايش 86/06/19 نه تنها ارزش خبري نداشت بلكه اطلاع رساني شفاهي را هم به ارمغان نياورد، لذا به تذكر شفاهي بسنده كردند.

منبع

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم شهریور 1386ساعت 18:5  توسط احسان مداح  | 

اظهارات حضرت آيت‌الله خامنه‌اي، رهبر معظم انقلاب اسلامي، در نماز جمعه تهران بازتاب گسترده‌اي در رسانه‌ها و مطبوعات عرب زبان داشته است

 روزنامه اماراتي "الخليج" آن بخش از سخنان رهبر معظم انقلاب اسلامي ايران را درباره جرج بوش رئيس جمهور آمريكا تيتر خبر خود برگزيد و به نقل از ايشان نوشت: بوش به خاطر فجايع جنگي محاكمه خواهد شد.
اين روزنامه نوشت آيت‌الله خامنه‌اي رهبر عاليقدر انقلاب اسلامي ايران، جرج بوش رئيس جمهوري آمريكا را به آدلف هيتلر رهبر نازي‌هاي آلمان تشبيه و پيش بيني كرد بوش به دليل فجايعي كه در عراق به وجود آورده در يك دادگاه جنايت جنگي محاكمه شود.
الخليج نوشت رهبر انقلاب اسلامي ايران بار ديگر تاكيد كرد، تهران در پرونده هسته‌ايش مي‌ايستد و هرگز از آن بر نخواهد گشت.
به نوشته اين روزنامه، رهبر انقلاب اسلامي ايران تاكيد كرد طرح آمريكا در لبنان، فلسطين و عراق شكست خورده و واشنگتن از اين كشورها تودهني بزرگي دريافت كرده است.
خبرگزاري "اخبار العراق" نيز آن بخش از اظهارات حضرت آيت الله خامنه‌اي درباره شكست طرح آمريكا در ايجاد خاورميانه‌اي جديد با محوريت اسرائيل را تيتر نخست خود انتخاب كرد و به نقل از ايشان نوشت توان نظامي ايران در صدر نيروهاي نظامي منطقه است و با مجازات‌هاي بيشتر هيچ تاثيري بر آن نخواهد داشت.
اين خبرگزاري به نقل از رهبر معظم انقلاب اسلامي ايران نوشت جرج بوش رئيس جمهور آمريكا و معاونان بلندپايه وي روزي به خاطر جنايت‌هايي كه در عراق مرتكب شده‌اند در دادگاهي بين المللي مجازات خواهند شد.
روزنامه "المدينه" چاپ عربستان سعودي از ديگر روزنامه‌هاي منطقه بود كه به انعكاس اظهارات روز گذشته رهبر معظم انقلاب اسلامي پرداخت كه در جمع نمازگزاران روزه‌دار در دانشگاه تهران ايراد كردند.
اين روزنامه نيز آن بخش از اظهارات حضرت آيت الله خامنه‌اي را كه گفته بودند:" آمريكايي‌ها نمي توانند از باتلاق عراق خارج شوند." تيتر خبر خود برگزيد.
به نوشته اين روزنامه، رهبر انقلاب اسلامي ايران در نماز جمعه تهران گفت آمريكا در عراق به بن بست رسيده و پي در پي در اين كشور با شكست مواجه مي شود.
روزنامه لبناني "السفير" نيز به نقل از حضرت آيت الله خامنه‌اي رهبر معظم انقلاب اسلامي ايران نوشت:"شكست اسرائيل در لبنان فاجعه‌اي براي طرح آمريكا در منطقه است."
اين روزنامه نوشت: "با گذشت چند ساعت از سخنان جرج بوش رئيس جمهور آمريكا كه در آن بشدت به ايران حمله كرده بود، حضرت آيت‌الله خامنه‌اي رهبر عاليقدر جمهوري اسلامي ايران در حضور سران نظام بشدت از دولت آمريكا انتقاد كرد و گفت: واشنگتن در اجراي طرح خود در منطقه ناكام مانده و در باتلاق عراق گرفتار آمده است و هرگز انتظار شكستي را كه اسرائيل در برابر حزب الله خورد، نداشت.
روزنامه فرامنطقه‌اي الحيات نيز به نقل از رهبر معظم انقلاب اسلامي ايران نوشت آمريكايي‌ها نتوانستند به جمهوري اسلامي ايران ضربه بزنند و ايران هرگز تسليم فشارها نخواهد شد حتي اگر مجازات‌هاي جديد عليه ايران وضع گردد زيرا ملت ايران از زمان انقلاب در برابر تحريم‌ها مقاومت كردند و اين تحريم‌ها نتيجه عكس داشته است.
اين روزنامه نيز اظهارات حضرت آيت الله خامنه‌اي را مبني بر "شكست طرح آمريكا در ايجاد منطقه خاورميانه جديد با محوريت اسرائيل و بوش و معاونان وي محاكمه خواهند شد و توان نظامي ايران در صدر نيروهاي نظامي منطقه است" تيتر درشت خود برگزيد.
روزنامه فرامنطقه‌اي "الشرق الاوسط" نيز نوشت رهبر عاليقدر انقلاب اسلامي ايران روند صلح در خاورميانه و اسرائيل و برخي از كشورهاي اروپايي و آمريكا را به خاطر جنگ رواني عليه جمهوري اسلامي ايران محكوم كرد و اظهار داشت: ايران حتي در صورت تحريم‌هاي جديد تسليم فشارها نخواهد شد.

منبع:

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم شهریور 1386ساعت 18:3  توسط احسان مداح  | 

با سلام خدمت شما
نظر شما را در وب سایت دیدم و چند نکته را لازم می دونم بیان کنم
1-بر اساس قانون اساسی شرط کاندیداتوری در انتخابات خبرگان رهبری اجتهاد است و بی شک آقای هاشمی رفسنجانی که در ادوار مختلف عضو مجلس خبرگان و نائب رئیس این مجلس بودند مجتهد می باشند و اجتهاد ایشان تائید شده است
2-مسئله اجتهاد امر کوچک و کمی نیست و برای تشخیص آن می بایست به نظر فقها و مجتهدینی که اجتهاد یک شخص را تائید می کنند رجوع کرد
3- در هیچ کجای این مقاله جمله ای مبنی بر تشکیک در اجتهاد ایشان بیان نشده و همانطور که به آن اشاره کردید در 2 مورد به صراحت از ایشان به عنوان مجتهد سیاستمدار یاد شده است.

و اما پاسخ وبلاگ بصیران: اولا از دست اندرکاران سایت خبری نسیم شرق که مطلب این حقیر مورد توجه آنان قرار گرفت، تقدیر می شود. ثانیا باید از این عزیزان رسانه ای که برای تنویر افکار عمومی به موقع به نظرات مردمی توجه می کنند تشکر کرد. ثالثا باید گفت هنوز با وجود انتخاب ۱۰ روزه آقای هاشمی برخی رسانه های کشور در پی این هستند که آیا آقای هاشمی رفسنجانی مجتهد است یا خیر، که به زودی با اخبار تحلیلی دوستان ما در خبرگزاری این موضوع روشن می شود.

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم شهریور 1386ساعت 13:6  توسط احسان مداح  | 

در پی انتخاب هاشمی رفسنجانی به سمت ریاست مجلس خبرگان رهبری باری دیگر این موضوع "که آیا هاشمی رفسنجانی درجه اجتهاد دارد یا خیر" در راس موضوعات خبری و نوشتاری سایت های اطلاع رسانی و وبلاگ نویسی قرار گرفت.

صبح امروز پایگاه اطلاع رسانی و خبری نسیم شرق در مقاله ای به تحلیل انتخاب هاشمی رفسنجانی به این سمت پرداخت.

در این تحلیل نگارنده در 2 قسمت درجه اجتهاد را به هاشمی رفسنجانی نسبت داد. ابتدا در آغاز مطلب از هاشمی به عنوان مجتهد سیاستمدار یاد کرد و در بخشی دیگر در قسمت پایانی از وی به عنوان شيخ شجاع و سياستمدار و فقيه یاد کرد.

اما با توجه به سابقه کوتاه و درخشان نسیم شرق حال این سوال از نگارنده این مطلب مطرح می شود: که آیا هاشمی رفسنجانی مجتهد است یا خیر؟ و اگر نگارنده به درجه اجتهاد این عالم سیاستمدار و بزرگ اطمینان کامل ندارد، پس چرا درجه اجتهاد به این یار دیرین انقلاب نسبت داده شده است.

منتظر پاسخ دست اندرکاران نسیم شرق هستیم.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم شهریور 1386ساعت 13:23  توسط احسان مداح  | 

يك‌سال پيش ، وقتي با تو وداع مي‌كرديم، چشم‌هامان حسرت‌بار، دو باره به راه بود تا نظاره‌ات كنيم. و اينك آن انتظار به سر آمده است.

وقتي تو مي‌آيي. انگار چشمه‌ها دو باره مي‌جوشند. ماه بيشتر و بيشتر مي‌درخشد و خورشيد، مهربان‌تر مي‌شود، و حالا. چشمه چشمهامان دو باره جوشيده و به پاي ديدار دوباره‌ات، اشك شوق مي‌ريزد.

 وقتي تو مي‌آيي، زمين‌تمام پاكي‌اش را به تو تقديم مي‌كند، و زمان، زيباترين لحظاتي را به تو مي‌بخشد؛ سحرها، زيباترين لحظاتش هستند.

وقتي تو مي‌آيي، انگار شكوفه‌هاي بهاري بر درخت وجود انسان‌ها جوانه مي‌زنند، همه مهربان و زلال مي‌شوند، همه، دوست‌داشتني و رحمت‌آفرين مي‌شوند؛ درست مثل خودت.

 وقتي تو مي‌آيي، آموخته‌هاي قبلي آدم‌ها، به يادشان مي‌آورد كه فرصت‌ها را قدربشناسند و آسان از دست ندهند و ناآموخته‌هايشان، آنقدر هست كه مجبورشان كند دست به دامنت شوند تا از آموخته هايت لبريزشان كني ... و حالا تو آمده‌اي، فقط چند قدم ديگر مانده تا كوبه دلهايمان را بزني و حضور رحماني و سرشار از عشقت را ميهمان خانه وجودمان كني. .... حالا تو آمده‌اي و دوستان مهربانت، رجب و شعبان در همين لحظه‌هاست كه دستمان را در دست صميمي‌ات مي‌گذارند تا امانتدار يك ماهه وجود انساني‌مان باشي.

 رمضان! سلام. تو رفيق ديرينه مردم پاك سرزمين پارسی بوده‌اي. تو اينك سفره گسترده رحمت خود را ارزاني ميهمانان بركت و روزي‌ات داشته‌اي و باران زيباي اجابت را برايمان تقدير نموده‌اي. دوستي با تو را به هيچ قيمتي از دست نخواهيم داد و مهرباني همه ساله‌ات را ارج مي‌نهيم

. امسال نيز دستمان‌ را بگير و تاملكوت، بالي براي پرواز برايمان مهيا كن تا 30 روز را بر بال سيمرغ عشق و معنويت، راهي از نور به سوي سرمنشاء نور، خداي واحد قهار، بيابيم.

دوستان عزیز ! پيشاپيش حلول ماه بركت رمضان، ماه خوبي‌ها و پاكي‌ها را به حضور شما مؤمنان خداجو تبريك مي‌گویم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386ساعت 21:53  توسط احسان مداح  | 

دوباره بوی خوش رمضان به مشام می یاد. ماه خوبی ، برکت ، مهربانی ، توبه ، گذشت ، قدرشناسی و ...

باز اون صدای ربنای شجریان و بعدشم آن اذان دوست داشتنی که فکر کنم موذنش مرحوم موذن زاده اردبیلی باشه آدم رو به یک حال و هوای دیگه می بره.

رمضان فرصت خوبیه که ما باز با خودمون خلوت کنیم و یکبار دیگر بیاییم و به درمان دلمون بپردازیم.

آری قلب و دل ما است که اینهمه ما رو تو دردسر می اندازه و باعث بدبختی ما میشه. کلا ماه رمضان ماه عجیبیه . نمی دونم شما چقدر این عقیده رو قبول دارید اما حقیقتا من این رو خودم به عینه در حد فهم خودم دیدم.  در هر صورت واقعا اینکه گفته اند رمضان ماه میهمانی خداست راست گفته اند. و خداوند مهربون سفره گسترده خود را برای استفاده ما انسانهای قدرناشناس پهن کرده، که هر کس به قدر وسع خود از آن بهره مند می شود.

کلا من عقیده دارم که شکم پرستی خیلی به انسان ضرر می زند که شاید کمترین اثر روزه تمرینی بر ضد این مسئله است . حالا که دیگر دانشمندان جهان هم به اثرات مثبت پزشکی روزه بر انسان سخنها مطرح کرده اند.

راستی شبهای احیا ء یادتون نره چون سرنوشت یک سال ما در این شب رقم زده می شه. خدا جون خودت و کرمت.

در هر حال تا چشم به هم بذاریم رمضان هم به سرعت برق و باد می گذره فقط امیدوارم که این رمضان ، مانند رمضانهای قبل ، با پشیمانی برای از دست دادن فرصتهای از دست رفته همراه نباشه. امیدوارم.

اینم شعر معروف مولوی که بسیار پرمعنا و زیباست:

 

این دهان بستی دهانی باز شد

تا خورندی لقمه های راست شد

لب فرو بند از طعام و از شراب

سوی خان آسمانی کن شتاب

گر تو این انبان ز نان خالی کنی

پر ز گوهرهای اجلالی کنی

شرط جان از شیر شیطان باز کن

بعد از آنش با ملک انباز کن

چند خوردی چرب و شیرین از طعام

امتحان کن چند روزی در صیام

چند شبها خواب را گشتی اسیر

یک شبی بیدار شو دولت بگیر

انشاالله طاعات و عبادات همه قبول حضرت حق باشه.
سر سفره افطاری من رو از دعای خیرتون محروم نکنید

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم شهریور 1386ساعت 23:14  توسط احسان مداح  | 

در پي شدت گرفتن مبارزه با اشرار در كشور و به دنبال اعتراض برخي جريانات به نحوه برخورد با اين افراد بسياري از كاربران فارس خواستار افشاي سوابق افراد دستگير شده توسط نيروي انتظامي و دستگاه قضايي شدند.

 پس از طرح برخورد با افراد بدپوشش توسط پليس، نيروي انتظامي در راستاي طرح امنيت اجتماعي برخورد با اراذل و اوباش محلات را آغاز كرد و در همان روزهاي نخست توانست بسياري از افراد شرور و سابقه‌دار را دستگير كند.

شدت عمليات دستگيري اراذل و اوباش به حدي بود كه در همان روزهاي نخست اجراي طرح نظر بسياري را به خود جلب كرد و بسياري از مردم با اعلام رضايت از اين طرح خواستار ادامه آن شدند و از پليس خواستند اجراي اين طرح را هميشگي كند و به آن استمرار بخشد.
از سوي ديگر برخي مخالفان نحوه برخورد با اراذل و اوباش به اظهار نظر در اين زمينه پرداختند و خواستار رعايت تمام جوانب قانوني در برخورد با اين افراد شدند.
اين در حالي است كه فرمانده نيروي انتظامي تهران بزرگ و دادستان تهران در اظهار نظرهاي مختلف بر قانوني بودن اين برخوردها توسط پليس تأكيد ‌و اعلام كردند تمام برخوردها با اراذل و اوباش با دستور و نظر مقام قضايي صورت گرفته است.
هر چند اظهارات فرمانده نيروي انتظامي در جمع خبرنگاران مبني بر برخورد پليس با مأموران متخلف در اجراي اين طرح تا حدودي از حجم اعتراضات به نحوه مبارزه با اراذل و اوباش كاست اما به نظر مي‌رسد بسياري از مردم به ويژه در مناطقي كه عاري از وجود اراذل و اوباش است و يا كساني كه تاكنون مورد تهاجم اين افراد قرار نگرفته‌اند با ديدن صحنه‌هاي برخورد با افراد ياد شده، متأثر مي‌شوند و به جبهه مخالفان اجراي طرح مي‌پيوندند.
اطلاع‌رساني به موقع در خصوص سوابق افراد شرور توسط نيروي انتظامي و دستگاه قضايي مي‌تواند در همراهي بيش‌تر افكار عمومي با اجراي اين طرح تأثير گذارد.
بديهي است رسانه‌ها با رعايت حريم اخلاقي، حرمت شهروندي، اخلاق حرفه‌اي و با رعايت جوانب قانوني و حقوقي به انعكاس سوابق زشت اين افراد خواهند پرداخت.

منبع

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم شهریور 1386ساعت 22:25  توسط احسان مداح  | 

با وجود تأكيدات و اظهارات متعدد مسئولان مبني بر ممنوعيت فروش سوخت توسط برخي از تاكسيرانان، اين روزها برخي از رانندگان به ظاهر تاكسيران بي‌دغدغه‌ترين و به نوعي پردرآمد‌ترين افراد در رابطه با تأمين و فروش سوخت محسوب مي‌شوند به گونه‌اي كه مسئولان سازمان تاكسيراني، نيروي انتظامي، معاونت راهنمايي و رانندگي و وزارت نفت را بر آن داشته‌اند كه با راه‌اندازي گشت‌هاي ويژه با متخلفان برخورد كنند اما تاكسيرانان به اصطلاح متخلف همچنان در حال ادامه كار خود هستند و هيچ ابايي ندارند چرا كه معتقدند 800 ليتر بنزين متعلق به آن‌ها‌ست و خود تعيين مي‌كنند كه چگونه از اين حق قانوني‌اشان استفاده كنند.
در كنار اين اقدام برخي از تاكسيرانان مرفه، عده‌اي از تاكسيرانان نيز به دليل آن كه سهميه مذكور كم‌تر از نياز آن‌ها براي تأمين درآمد مورد نيازشان است از ساعت 7 شب به بعد سرويس‌دهي نمي‌كنند و اين مشكل درباره تاكسي‌هايي كه در خيابان‌هاي شيب‌دار فعاليت مي‌كنند، شدت بيش‌تري دارد به همين دليل مسئولان سازمان تاكسيراني به دنبال تأمين بنزين مورد نياز تاكسيرانان از وزارت نفت و پيدا كردن راه حلي براي رفع اين مشكل هستند.

*تاكسيراني براي گمشده‌هاي خود به روزنامه‌ها آگاهي ‌دهد
شايد دور از واقعيت نباشد اگر بگوييم كه تعدادي از تاكسيرانان متخلف را، ‌گمشده‌هاي سازمان تاكسيراني تشكيل مي‌دهند. بر اساس اظهارات حسين تيموري سازمان تاكسيراني شهر تهران، اين سازمان 4 هزار تاكسي گمشده دارد كه هنوز موفق به پيدا كردن آن‌ها نشده است.
تيموري در حالي به تاكسيرانان فروشنده بنزين لقب خلافكاران درجه يك را مي‌دهد كه بيش‌تر آن‌ها كارمند سازمان‌ها هستند. با توجه به اين كه سازمان تاكسيراني براي پيدا كردن تاكسي‌هاي مفقوده خود با مشكل جدي مواجه است، بهتر است سازمان تاكسيراني براي پيدا كردن گمشده‌هاي خود به روزنامه‌ها آگاهي دهد.

*وعده‌هاي بدون عمل
طي روزهاي اخير وقتي وارد برخي از تاكسي‌ها مي‌شويد برچسب بسيار باريك و بي‌رنگي را ‌وسط شيشه جلوي تاكسي مشاهده مي‌كنيد كه روي آن نوشته شده است «كرايه در اين تاكسي بر اساس تاكسي‌متر محاسبه مي‌شود» و اين گمان را در مسافر به وجود مي‌آورد كه به راستي در اين تاكسي ديگر بحث و مشاجره مربوط به كرايه بين راننده و تاكسيران وجود ندارد اما تا زمان پياده شدن، انتظار مسافر براي محاسبه كرايه‌اش توسط تاكسي‌متر بي‌نتيجه مي‌ماند و بر خلاف ادعاي نصب شده بر روي شيشه اين بار نيز كرايه بر اساس عرف از مسافر دريافت مي‌شود نه بر اساس قانون و بار ديگر مشاجره بين مسافر و راننده آغاز مي‌شود چرا كه از زمان اجراي طرح سهيمه‌بندي بنزين حداقل‌ترين كرايه مسافر براي مسافت كم‌تر از 500 متر، 150 تومان شده است و مسافر تنها جمله مشتركي كه از زبان اكثر رانندگان مي‌شنود اين است كه «ورودي 100 تومان است و اگر چرخ ماشين حتي يك قدم به حركت درآمد كرايه‌تان مي‌شود 150 تومان. ديگر كرايه 100 توماني نداريم».
در چنين شرايطي كه بيش‌ترين هزينه سهميه‌بندي بنزين را مسافران بر دوش مي‌كشند مسئولان تنها به نقل آثار مثبت سهميه‌بندي بنزين اكتفا مي‌كنند غافل از آن كه تا چه اندازه كرايه مسافران افزايش پيدا كرده است.

* وعده فعاليت 100 هزار تاكسي در پايتخت تا پايان سال محقق نمي‌شود
بر اساس اظهارات مديرعامل سازمان تاكسيراني شهر تهران ‌انتظار مي‌رفت كه تا اول مهر، 7 هزار و 500 دستگاه تاكسي جديد وارد ناوگان نيمه فرسوده تاكسيراني شهر تهران شود و تعداد تاكسي‌ها‌ با احتساب 41 هزار تاكسي گردشي و خطي فعال فعلي به همراه 51 هزار مسافربر شخصي فعال شده در ناوگان تاكسيراني، تعداد تاكسي‌هاي شهر تهران به حدود 100 هزار دستگاه برسد اما خلف وعده شركت‌هاي خودرو ساز نسبت به تحويل تاكسي‌هاي جديد و تحويل تنها 1600 دستگاه از تعهدات مذكور تا پايان تير حاكي از آن است تهراني‌ها نه تنها اول مهر بلكه تا پايان سال هم نبايد منتظر فعاليت 100 هزار تاكسي در شهر باشند.
در حالي كه ورود 500 دستگاه تاكسي جديد توسط بخش خصوصي به ناوگان حمل و نقل عمومي مي‌تواند 25 هزار سفر درون شهري را تحت پوشش خود قرار دهد بنابراين، ورود 7 هزار و 500 دستگاه تاكسي به ناوگان تاكسيراني تا پايان شهريور مي‌توانست سهم مسافران سازمان تاكسيراني را از 2 ميليون و 700 هزار نفر را به بيش از 3 ميليون برساند.

*آيا همه صلاحيت مسافربري را دارند؟
كمبود تاكسي و وسايل نقليه عمومي باعث شده كه همچنان شهروندان به ناچار از فعاليت مالكان خوردهاي شخصي استقبال كنند و در اين ميان آنچه كه مورد غفلت مانده، امنيت مسافران است.
درست است كه از سال گذشته وزارت كشور اقدامي تحت عنوان ساماندهي مسافربرهاي شخصي را به اميد تأمين امنيت مسافران و رفع هرج و مرج موجود در جابه‌جايي مسافران توسط مسافربران شخصي را آغاز كرد اما همچنان شاهد فعاليت مسافربرهاي شخصي آن هم توسط ماشين‌هاي مدل بالا هستيم.
وقتي از مدير عامل سازمان تاكسيراني شهر تهران پرسيده شد كه چرا به مالكان خودروهاي مدل بالا كه نيازي به فعاليت در اين بخش را ندارند، اجازه مسافربري داده‌ايد كه از مسافران انتظار پرداخت كرايه بالا را دارند و با اين كار امتياز فعاليت متقاضيان واقعي را از آنان گرفته‌ايد، ‌گفت: ما اصلاً اينها را انتخاب نكرده‌ايم به ما تحميل كرده‌اند. به ما گفتند؛ حالا علي‌الحساب اينها را بپذيريد. اينها در 3 ماه اول فعاليت خود در صورتي كه صلاحتيشان تأييد نشود، رد مي‌شوند.
وي با تأكيد بر اين كه برويد اين سوال را از وزارت كشور بپرسيد، افزود: وزارت كشور سايتي را باز كرد و اعلام كرد هر كسي كه در حمل و نقل و مسافربري با هر امكاناتي ـ از پيكان 50 تا زانيتياي 86 ـ كار مي‌كند خود اظهاري كند. وزارت كشور بدون آن كه تفاوتي قائل شود و تحقيقي انجام دهد، فقط پذيره‌نويسي كرد.
تيموري در پاسخ به اين پرسش كه آيا مردم مي‌توانند به مسافربرهاي شخصي بدون آرم بغل نويسي كه تنها به رنگ آميزي كاپوت خودروي خود اكتفا كرده‌اند اعتماد كنند، ‌گفت: مردم مي‌توانند اعتماد كنند اما در نهايت اعتماد كردن يا نكردن به اين قبيل مسافربرها به خود مردم بستگي دارد. شايد ماشين تازه از رنگ آميزي بيرون آمده باشد و فرصت بغل نويسي نداشته است. با توجه به اين كه مسافربرهاي شخصي در خطوط فعاليت مي‌كنند به همين دليل نحوه عملكردشان قابل كنترل است و بر همين اساس هم كارت سوخت 347 نفر از مسافربرهاي شخصي به دليل آن كه تنها فعاليت صوري در خطوط داشتند، به آن‌ها تحويل داده نشد. هر چند مسافربرهايي كه آرم يا بغل‌نويسي ندارند، بايد هر چه سريع‌تر نسبت به رفع عيب خودروي خود اقدام كنند.
بر اساس اظهارات سردار ‌كمال هاديان‌فر جانشين رئيس پليس راهنمايي و رانندگي صرفاً نصب نوار در كاپوت جلويي براي مسافربران شخصي حق دريافت كارت سوخت ويژه را ايجاد نمي‌كند و آن‌ها بايد علاوه بر نصب اين نوار بايد اقدام بغل نويسي و نصب آرم بر روي شيشه خود كنند.

*رانندگان هميشه معترض
برخي از مسئولان و شهروندان معتقدند رانندگان تاكسي، هميشه و در تمام شرايط نسبت به همه چيز ـ‌ چه خوب چه بد ـ معترض هستند و هر كاري براي آن‌ها انجام ‌گيرد باز هم معترضند و اين مسافران هستند كه چوب اعترض تاكسيرانان را همواره مي‌خورند و در همين راستا است كه رانندگان با عملكردشان هزينه‌هاي خود را اعم از پرداخت قسط‌ هاي سنگين نوسازي تاكسي، خريد لوازم يدكي بدون سوبسيد و هزينه تعمير آزاد تاكسي‌ را از مسافران دريافت مي‌كنند.
در مقابل اين ادعا‌ رانندگان تاكسي، مسئولان شهرداري تهران نيز مدعي پرداخت يك پنجم هزينه معاينه فني تاكسي‌ها به ميزان 5 هزار تومان ـ اغلب آن‌ها هيچ‌گاه به معاينه فني مراجعه نمي‌كنند ـ پرداخت كمك هزينه حق بيمه ماهيانه 10 هزار تومان و پرداخت وام 500 هزار توماني هستند كه اين كمك‌ها از ديد رانندگان بسيار ناچيز است و دردي از آن‌ها را دوا نمي‌كند.
تيموري در برابر اين ادعاي رانندگان تاكسي به خبرنگار اجتماعي فارس گفت: علت اين كه رانندگان حق افزايش نرخ را ندارند اين است كه كليه هزينه‌هاي آن‌ها اعم از استهلاك ماشين، حق بيمه‌، هزينه تعميرات و غيره در نحوه محاسبه نرخ كرايه لحاظ شده است. اين كه تاكسيرانان قبول ندارند، امر ديگري است. آقايان دنبال چيزي ديگري هستند كه منطقي براي ما ندارد. كرايه تاكسي‌ها كاملاً درست تنظيم شده است.

*دلهره مسافران نسبت به افزايش كرايه تاكسي‌ها در اول مهر
با توجه به فروكش كردن شوك اجراي طرح سهميه‌بندي بنزين در بين مردم و امكان خريد بنزين قاچاق با قيمت‌هاي 200 تا 600 تومان (در جاده‌ها) و مصرف بخش اعظم بنزين سهميه در دوران سفرهاي تابستاني، انتظار مي‌رود مهر امسال خيابان‌هاي تهران با مسافران بيش‌تري مواجه باشد و باز هم مثل سال‌هاي گذشته، نرخ كرايه‌ها افزوده خواهد شد و باز هم دعواي مسافر و راننده حداقل طي 15 روز اول مهر داغ خواهد بود اما اين بار نيز زور رانندگان ـ فرقي نمي‌كند كه تاكسيران باشد يا مسافربر شخصي ـ بر مسافر غالب خواهد شد و كرايه‌هاي رسمي شوراي شهر تهران نيز مغفول و مديريت شهري نيز همچون هميشه كاري از دستش ساخته نيست جز تكرار تهديدات و تمهيدات ضعيف هميشگي.

*رشد قارچي شركت‌هاي خصوصي تاكسيراني
يكي از تمهيدات سازمان تاكسيراني براي كنترل تاكسي‌ها و كاهش مسئوليت اجرايي به منظور افزايش بعد نظارتي خود واگذاري امتياز تاكسي به شركت‌هاي خصوصي متقاضي فعاليت در امر مسافربري بود.
بالاخره بعد از سال‌ها تلاش، شركت‌هاي تاكسيراني خصوصي امسال با رنگ سبز به صورت رسمي و به شكل قابل توجهي وارد ناوگان حمل‌ونقل عمومي شدند.
بدون شك شهروندان حداقل براي يك بار هم كه شده سوار خودروهاي سبز رنگ شده‌اند و به هنگام سوار شدن به اين تاكسي‌ها اين انتظار را دارند كه ديگر با رانندگان اين خودروها جر و بحثي نخواهند داشت چرا كه مي‌توانند با توجه به كارت مشخصات رانندگان (نصب شده بر روي شيشه جلوي خودرو) مي‌توانند متخلفان را مستقيماً به شركت مربوطه اعلام كنند. هر چند متأسفانه اين تاكسي‌ها نيز در استفاده از تاكسي‌متر سليقه‌اي برخورد مي‌كنند.
به نظر مي‌رسد كه رانندگان تاكسي‌هاي سبز رانندگان افراد بازنشسته يا جوانان تحصيلكرده هستند. تفاوت اين رانندگان با رانندگان تاكسي‌هاي نارنجي رنگ ‌اين است كه رانندگان اين تاكسي‌ها قديمي و سرد و گرم چشيده اين شغل هستند اما رانندگان تاكسي‌هاي سبز رنگ تازه نفس كه خود را ملزم مي‌دانند كه به هر قيمت شده احترام مسافر را داشته باشند و فعلاً خبري از بي‌حرمتي بين راننده و تاكسيران نيست.
بايد منتظر ماند ديد كه آيا اين شركت‌ها كه همان‌گونه مسئولان سازمان تاكسيراني عنوان مي كنند اين شركتها تا كنون به تعهدات خود عمل كرده‌اند و بر همين اساس تعدادشان قرار است از 19 شركت فعلي كه دارند با 1700 دستگاه فعاليت مي‌كنند‌ به 25 شركت تا پايان 86، افزايش يابد در مقابل مردم نيز به تعهدات خود عمل مي‌كنند يا خير؟
شواهد و گلايه‌هاي شهروندان نشان مي‌دهد كه مسئولان بر خلاف ادعاهايشان مبني بر با خبر بودن از وضعيت مسافران و اجراي نرخ‌هاي مصوبه كرايه تاكسي توسط اكثر تاكسيرانان مگر عده‌اي قليل، با مشكلات كف خيابان را عملاً را تجربه نكرده‌اند. هر چند مديرعامل سازمان تاكسيراني بالاخره در بخشي از اظهارات خود اذعان كردند كه مشكل اصلي تاكسي‌هاي نارنجي گردشي هستند و ساماندهي آن‌ها سخت و زمان‌بر است با اين وجود دارند اقداماتي براي ساماندهي اين تاكسي‌هاي مشكل ساز انجام مي‌دهند تا شايد بالاخره روزي فرا برسد كه تهراني‌ها نيز همچون مشهدي‌ها سفري آرام و بي‌دغدغه و در چارچوب ضوابط و مقررات انجام دهند. بدون آن كه حقوق مسافر يا تاكسيراني تضييع شود
.

منبع

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386ساعت 8:10  توسط احسان مداح  | 

به تهران كه آمدم در بازار آهن فروش‌ها ، شاگرد آهن فروش شدم. مدتي هم دستفروشي كردم. آن روزها كوره‌پزخانه‌هاي اطراف تهران قابل دسترسي بودند. من و دوستم قابلمه و باديه آلومينيومي مي‌خريديم و مي‌برديم به كارگران كوره‌پزخانه‌ها مي‌فروختيم و امرار معاش مي‌كرديم.

 

در سال 1312 در خانواده‌اي مذهبي در قزوين به دنيا آمدم. پدرم در بازار مغازه خرازي داشت. در 4 سالگي پدرم را از دست دادم و مسئوليت اداره زندگي به عهده مادر و برادر سيزده ساله‌ام افتاد . مادر به وضع آبرومندي ما را اداره مي‌كرد. او با انجام كارهاي خانگي مثل شكستن بادام و گردو و فندق، در آمد مختصري كسب مي‌كرد. تنها دارايي قابل ملاحظه ما منزل كوچكي بود كه پدر برايمان به ارث گذاشته‌ بود. اين منزل زيرزميني داشت كه مادر در آن پنبه پاك مي‌كرد و بادام و گردو مي‌شكست.
يادم هست كه غالبا سر انگشتهايش ترك داشت و وقتي دوستان و آشنايان مي‌پرسيدند كه چه شده مي‌گفت به خاطر شستن رخت و ظروف بچه‌ها و كارهاي منزل انگشتانش ترك خورده است. برادرم هم با اينكه سني نداشت، كار مي‌كرد و در حدي كه مي‌توانست به اداره منزل كمك مي‌كرد.
************
من در دبستان ملي نزديك خانه‌مان درس خواندم تا مدرك ششم ابتدايي گرفتم. سپس در نزد دايي كه او هم مغازه خرازي داشت مشغول كار شدم. يك سالي نزد او بودم و سپس در 14 سالگي قزوين را ترك كردم و به تهران آمدم. قبل از من برادرم در اثر فشار اقتصادي به تهران رفته بود و من هم نزد او رفتم.
************
من بچه بسيار شيطاني بودم و غالبا باعث ناراحتي مادرم مي‌شدم، اما چون تمايلات مذهبي داشتم، مادرم شيطنت‌هاي مرا تحمل مي‌كرد و زحماتش را جبران مي‌كردم. بين بچه‌هاي محل به عنوان بچه مذهبي مسلمان شهرت پيدا كرده بودم و معمولا در نمازهاي جماعت شركت مي‌كردم. در ايام سوگواري،‌ رهبري دسته‌ها بر عهده‌ام بود و نوحه‌خوان دسته بودم.
************
به تهران كه آمدم در بازار آهن فروش‌ها ، شاگرد آهن فروش شدم. مدتي هم دستفروشي كردم. آن روزها كوره‌پزخانه‌هاي اطراف تهران قابل دسترسي بودند. من و دوستي كه اينكه با درجه سرهنگي، پزشك ژاندارمري است ، قابلمه و باديه آلومينيومي مي‌خريديم و مي‌برديم به كارگران كوره‌پزخانه‌ها مي‌فروختيم و امرار معاش مي‌كرديم. گاهي هم كه هيچ درآمدي نداشتيم. در خيابان شهباز سابق كه هنوز آسفالت نشده بود، در پاركي مي‌نشستيم و ناهارمان ناني بود و چند عدد خيار.
************
خانه ما ابتدا در خيابان خاني‌آباد بود. پس از مدتي به خيابان ري و سپس فرهنگ و از آنجا به چهارراه عباسي رفتيم. سرانجام برادرم توانست در چهارراه رضايي خانه‌اي بخرد و ما در آنجا ساكن شديم. بعد از مدتي دستفروشي، به تيمچه حاجب‌الدوله رفتم و چند جايي شاگردي كردم و بار ديگر به دستفروشي پرداختم. آن روزها رزم‌آرا تصميم گرفت دستفروش‌هاي سبزه ميدان را جمع كند. ما هم جزو آنها بوديم و بساط كاسبي‌ ما جمع شد.
************
زماني كه در بازار كار مي كردم، در «گذر قلي» كلاس‌هاي شبانه‌اي تشكيل مي‌شد كه وابسته به تعليمات جامعه اسلامي بود. من همراه با شهيد محمدصادق اسلامي كه در جريان بمب‌گذاري دفتر حزب جمهوري به شهادت رسيد ، در آن مدرسه آشنا شدم. ما هر دو شاگرد شهيد اماني بوديم كه در جريان ترور منصور شهيد شد. من چون تا كلاس ششم ابتدايي درس خوانده بودم و مختصر آشنايي هم با اسلام داشتم، در مدرسه گذر قلي جزو شاگردان خوب بودم و همراه با عده‌اي براي تبليغات جامعه اسلامي به مساجد مي‌رفتم. بعد از مدتي شاگردان مدرسه احمديه در گذر قلي يك گروه شيعيان درست كردند كه من به آنجا رفت و آمد مي‌كردم تا وقتي كه به نيروي هوايي رفتم.
************
در اين موقع به فكر افتادم كه به نيروي هوايي بروم كه با مدرك ششم ابتدايي ، گروهبان استخدام مي‌كرد. هشت نه ماهي آنجا بودم كه فداييان اسلام ، رزم‌آرا را ترور كرد و سپس اعلام موجوديت كردند. من مخفيانه به آنها پيوستم و در جلساتشان شركت مي‌كردم. مصدق هم در آن دوران در اوج فعاليت بود، اما من جذب شعارهاي فداييان اسلام شده بودم كه مي‌گفتند، «اسلام برتر از همه چيز است و هيچ چيز برتر از اسلام نيست». آنها مي‌گفتند كه احكام اسلام مو به مو بايد اجرا شود و من كه زمينه مذهبي داشتم، به دنبال اين شعار بودم. آن روزها بيشترين مبارزه مذهبي‌ها با توده‌اي ها بود و من هم در آن فعاليت داشتم.
************
پنج سالي در نيروي هوايي يودم: يك سال در آموزشگاه و چهار سال كار، همزمان با كار درس خواندم و ديپلم گرفتم. وقتي جريان 28 مرداد پيش آمد، من و عده‌اي ديگر از نيروي هوايي تصفيه شديم و به نيروي زميني رفتيم. در آنجا يك سال در كلاس ششم رياضي درس خواندم و يك سال تبعيد ما ، در نيروي زميني تمام شد. ارتش مدتي ما را معطل گذاشت و به نيروي هوايي برنگرداند و آخر هم به ما گفتند اگر نمي‌خواهيد در نيروي زميني بمانيد، استعفا بدهيد. من هم فرصت را غنيمت شمردم و استعفا دادم.
************
از آنجا كه ديپلم خود را در شهريور ماه گرفته بودم، نمي‌توانستم به دانشگاه بروم. به همين دليل يكسال در بيجار معلمي كردم و موفق هم بودم، از آنجا كه مجرد بودم و دوست و آشنايي هم نداشتم، بيشتر وقتم را صرف مطالعه و كارهاي فرهنگي مي‌كردم. دوران سختي هم بود. تمام كساني كه فعاليت سياسي مي‌كردند ، به نوعي تحت تعقيب بودند و من هم از اين ماجرا دور نبودم.
************

آن سال تدريس را در بيجار گذراندم و سال نسبتا خوبي بود، چون هيچ كس را جز كتاب نمي‌شناختم و اغلب اوقاتم به مطالعه مي‌گذشت. با اين كه ديپلم من رياضي بود، چون معلم انگليسي آنجا منتقل نشده بود، من در كلاس‌هاي اول، دوم و سوم انگليسي درس مي‌دادم. تابستان كه شد به تهران آمدم و در دانشسراي عالي شركت كردم و قبول شدم.
************
من از همان سالي كه به نيروي هوايي رفتم با آقاي طالقاني آشنا شدم و تقريبا هر شب جمعه مسجد هدايت مي‌رفتم. جمعه‌ها هم ايشان در خاني‌آباد ، در منزل يك نانوا جلسه داشتند و من هم در خدمتشان بودم. خلاصه اين كه مرحوم طالقاني هر جا كه مي‌رفتند. من هم مي‌رفتم. يادم هست آن روزها كه تازه ديپلم گرفته بودم، ايشان يك در شب سخنراني در مسجد هدايت گفتند كه معلمي در واقع نوع پيامبري جامعه است. من كه از نظر ذهني و قلبي بسيار آمادگي داشتم، به قدري تحت تأثير اين جمله مرحوم طالقاني قرار گرفتم كه شغل معلمي را انتخاب كردم و در امتحان دانشسراي عالي شركت كردم و قبول شدم.
************
در دانشسرا از نظر سياسي فعاليت چشمگيري وجود نداشت. در سال 38 دوره سه ساله ليسانس را تمام كردم و به ملاير رفتم. چند روزي در آنجا بودم اما با رييس آموزش و پرورش آنجا اختلاف پيدا كردم و به تهران آمدم. بعد هم به خوانسار رفتم و يك سالي در آنجا بودم. در آنجا روزهاي جمعه جلسات تفسير قرآن تشكيل مي‌داديم و معلم‌ها و افراد ديگر را جمع مي‌كردم . يك نفر هم تفسير مي‌گفت و همه نسبتا راضي بودند. آخر آن سال اتفاقي روي داد كه تصميم گرفتم به تهران برگردم.
************
هنگامي كه دانشجوي فوق ليسانس آمار شدم،‌براي امرار معاش ، ساعات بيكاري را به مدرسه كمال مي‌رفتم. مدير آن مدرسه دكتر سحابي بود كه آن روزها به ژنو رفته بود و مهندس بازرگان آنجا را اداره مي‌كرد. من رفتم و تقاضاي كار كردم و خوشبختانه مرا پذيرفتند و از همان جا كار سياسي و فرهنگي خود را شروع كردم و به جبهه ملي دوم كه تازه به وجود آمده بود پيوستم.
************
هنگامي كه جريان فوت آيت‌الله بروجردي پيش آمد، مهندس بازرگان و مرحوم طالقاني پيشنهاد كردند كه جبهه ملي شب ختمي براي ايشان بگيرد. بعضي از اعضاي جبهه ملي گفتند كه به جريان مذهبي جامعه كاري ندارند. مهندس بازرگان مي‌گفت اگر قرار است مبارزه‌اي در ايران پيروز شود، بايد حتما جنبه مذهبي داشته باشد. جبهه ملي‌ها موافقت نكردند. مهندس بازرگان عده‌‌اي را كه با اين عقيده او موافق بودند براي افطار دعوت كرد و موجوديت نهضت آزادي را اعلام كرد. ما جزو اولين افرادي بوديم كه در نهضت آزادي ثبت نام كرديم. من همچنان مشغول تدريس در دبيرستان كمال بودم كه ماجراي درخشش ، وزير آموزش و پرورش پيش آمد و معلم‌ها اعتصاب كردند.
************
با روي كار آمدن دولت اميني، ‌مجددا به آموزش و پرورش برگشتم چون وضع فرهنگ تغيير كرده بود. مدتي ساعات موظف خود را در قزوين تدريس مي‌كردم و روزهاي آزادم را به مدرسه كمال مي‌رفتم. بعد قرار شد روزهاي موظفم را به مدرسه كمال بيايم و در قزوين براي خود جانشين بگذارم و فقط يك روز در هفته به قزوين بروم. روزهاي چهارشنبه صبح از تهران راه مي‌افتادم و ساعت 8 سر كلاس بودم و عصر هم برمي‌گشتم. به اين ترتيب چهار سال گذشت و سپس به تهران برگشتم. در اين فاصله با نهضت آزادي همكاري داشتم و نشريات آنها را به قزوين مي‌بردم و توسط دوستانم پخش مي‌كردم تا در 11 اردبيهشت سال 42 شناسايي و توسط ساواك قزوين دستگير شدم و در 15 خرداد 42 در زندان قزوين بودم. پنجاه روز در زندان بودم و سپس به قيد كفيل آزاد شدم و پس از محاكمه تبرئه شدم.
************
در جريان دستگيري و محاكمه مهندس بازرگان و دكتر سحابي ، از مدرسه كمال به مدرسه‌اي در ميدان 15 خرداد (شاه سابق) رفتم و به تدريس ادامه دادم. بعد هم چند بار مدرسه عوض كردم، در عين حال كه در مدارس ملي هم درس مي‌دادم.
************
در سال 46 به اتفاق آقاي باهنر و آقاي جلال‌الدين فارسي تيمي درست كرديم تا بقاياي هيأت مؤتلفه را اداره كنيم. من هم با نام مستعار «اميدوار» در آن جلسات شركت مي‌كردم. كم كم برادران مؤتلفه، از جمله آقاي شفيق از زندان بيرون آمدند و به تدريج سازمان جديدي تشكيل شد و تحت پوشش رفاه تعاون اسلامي ، كارهاي سياسي خود را شروع كرديم. من جزو هيأت مديرهي بودم و اغلب كار فرهنگي مي‌كردم.
************
يك شب آقاي هاشمي رفسنجاني در جمع تجار فرش سخنراني كرد و گفت بهتر است مدرسه‌اي را داير كنيم و اعلام كرد كه شخصا سيصد هزار ريال كمك مالي مي‌كند. تجار فرش هم به غيرتشان برخورد و پنج ميليون ريال كمك كردند. ما با اين پول محل مدرسه رفاه را خريديم و مدرسه دخترانه در آنجا داير كرديم. كارما كلا سياسي بود. من و آقايان باهنر ، شفيق و توكلي يا پرونده نهضت آزادي داشتيم يا هيأت مؤتلفه بوديم و گردانندگان داخلي مدرسه هم خانم‌ها بودند كه اكثرا با سازمان مجاهدين ارتباط داشتند و ماه هم البته اين موضوع را نمي‌دانستيم.
************
آقاي فارسي كم كم به اين فكر افتاد كه رهبري مبارزه را به خارج از كشور بكشد. با مهندس بازرگان صحبت كرد و موافقت نشد. او حاضر شد شخصا به خارج كشور برود و ما هم در اينجا هر كدام مسئوليتي را پذيرفتيم كه به او كمك كنيم. يكي پول بفرستد ، يكي اخبار بفرستد و خلاصه هر يك كاري كنيم.
************
در سال 41 ازدواج كردم ، همسرم دختر يك بزاز است و تا كلاس ششم ابتدايي بيشتر درس نخوانده، ولي از نظر شعور اجتماعي،‌ بسيار بالاست. در بسياري از موارد براي من معلم ارزنده‌اي بوده است. بار اولي كه به زندان افتادم، هفت ماه از ازدواجمان مي‌گذشت و من گمان مي‌كردم او به دليل بي‌تجربگي، بسيار رنج خواهد برد. اما او با قدرت تمام تحمل كرد و به من اميدواري داد كه از اين كه به خاطر اعتقادم زنداني شده‌ام به من افتخار مي‌كند.
************
من از سال 1349 به تدريج همسرم را وارد كارهاي مبارزاتي كردم. در مدرسه رفاه ، مردهاي اداره كننده از نظر ساواك شناخته شده بودند. اما زن‌ها را ساواك نمي‌شناخت. يك سال از اداره مدرسه رفاه مي‌‌گذشت كه من براي ديدرا با آقاي فارسي به خارج رفتم. بعد از يك ماه كه برگشتم (در سوم شهريور سال 50) ديدم رييس دبيرستان ، خانم پوران بازرگان مي‌گويد كه مسئولان مدرسه لو رفته‌اند و منظور او بچه‌هاي سازمان مجاهدين بودند. البته در آن هنگام آنها هنوز اسمي نداشتند، بلكه به عنوان بچه مسلمان‌هاي اصل مطالعه و كار سياسي دستگير مي‌شدند. من حنيف‌نژاد را از دوران دانشگاه و سعيد محسن را ازطريق انجمن اسلامي مي‌شناختم و كلا با بنيانگزاران سازمان مجاهدين از دوره دانشگاه و بعدها هم جلسات مسجد هدايت آشنا بودم. در سال 47 سعيد محسن به من مراجعه كرد تا مرا براي سازمان عضوگيريكند، ولي به علت اختلاف در نحوه مبارزه قبول نكردم، اما پذيرفتم كه از اين تماس با كسي صحبت نكنم.
************
رييس مدرسه ما ، همسر حنيف‌نژاد بود و آنها از طريق من با سازمان مجاهدين ارتباط برقرار مي‌كردند. من براي آنها دو فايده بزرگ داشتم.يكي اين كه افراد قديمي نهضت آزادي را مي‌شناختم و راحت مي‌ـوانستم پل ارتباط آنها با سازمان باشم و ديگر اين كه خانواده‌هاي زنداني كه به مدرسه مي‌آمدند، به طور طبيعي با من تماس داشتند و اطلاعات و اخبار را رد و بدل مي‌كرديم تا حنيف نژاد شهيد شد. از آن به بعد مدتي با احمد رضايي آشنا شدم و سپس با آقاي مهدي غيوران در مدرسه رفاه همكاري داشتم. بعد هم كه با بهرام آرام كه بعدها ماركسيست شد، آشنا شدم. با كشته شدن احمد رضايي، ارتباط ما با سازمان فقط از طريق بهرام آرام ممكن بود. در اين سال‌ها ما كتاب‌هاي مجاهدين را مي‌×وانديم و به دوستانمان هم ميأاديم، از جمله به آقاي هاشمي رفسنجاني كه مي‌خواند و مي‌گفت «فلاني!‌اين كتاب‌ها همان كتاب ماركسيست‌هاست». من به رضا رضايي مي‌گفتم كه آقاي هاشمي اين طور مي‌گويد. مي‌گفت «چطور پس ما مي‌خوانيم و هيچ كدام ماركسيست نشده‌ايم؟» البته قابل ذكر است كه در آن دوران بعضي از اعضاي سازمان مجاهدين در زندان ، نماز خواندن را كنار گذاشته بودند و بعدها هم طيف وسيعي از آنها رسما ماركسيست شدند.
************
پس از كشته شدن، رضا با لطف‌الله ميثمي كه تازه از زندان آزاد شده بود تماس گرفتم و همراه با او و محمد توسلي كه مدتي شهردار تهران بود، تيمي را تشكيل داديم تا 28 مرداد سال 53 كه بمب دست‌ساز ميثمي منفجر شد و او دستگير گرديد. من مجددا از طريق بهرام آرام با سازمان ارتباط برقرار كردم و هفته‌اي يك بار اطلاعات و اخبار و پول را با آنها مبادله مي‌كردم تا در سال 53 دستگير شدم. دستگيري من در شب تولد امام رضا (ع) بود. به اين ترتيب كه ما جلسات هفتگي با آقاي دكتر بهشتي داشتيم و ايشان 15 نفر را انتخاب كرده بودند تا تعاليمي را كه به ما مي‌دادند، در جاهاي ديگر بازگو كنيم و در آينده هم خودمان كلاس‌هايي را اداره كنيم. كمتر كسي از آن جلسه خبر داشت. آن شب موقعي كه برمي‌گشتم، مرا دستگير كردند و چشمهايم را بستند. در طول راه يكي از مأموران پرسيد منزل رفقايت بودي و من جواب مثبت دادم. وقتي مرا به زندان بردند، متوجه شدم كه چه اشتباه بزرگي كرده‌ام و حالا آنها اسامي افرادي را كه در جلسه بوده‌اند از من مي‌خواهند. همان جا بود كه تصميم گرفتم به هر نحو ممكن اين اشتباه خود را جبران كنم. هنگامي كه در بازجويي، قصه ديگري را ساز كردم، آنها شكنجه‌هايشان را شروع كردند. اين دوره 14 ماه طول كشيد. سال 53 سال وحشتناكي بود و دائما از همه جاي كميته مشترك صداي ناله و فرياد مي‌آمد. افراد را تا حد مرگ شكنجه مي كردند و بعد به آنها مي‌ديدند تا كمي بهبود پيدا كند و دوباره همان برنامه‌ها را اجرا مي‌كردند.
************
هنگامي كه رييس كميته مشترك، زندي‌پور ، ترور شد، آنها به من گفتند كه قرار است چهار نفر را اعدام كنند و يك‌شان هم من هستم. آن روز مرا شكنجه سختي دادند. هر چند وقت يك بار هم يك نفر را هم سلولي من مي‌كردند تا از طريق او به اطلاعات من دسترسي پيدا كنند. يادم هست يكي‌شان روزه بود و گفت، «فلاني ! من ناچارم هر چه را كه تو مي‌گويي به آنها بگويم، بنابراين حرف‌هايي را بزن كه مي‌شود آنجا گفت».
************
يك بار نيمه ماه رمضان و روز تولد امام حسن (ع) بود كه صبح مرا بردند و تا ساعت يك ظهر شكنجه‌ام دادند. طوري كه ناچار شدند مرا كشان كشان به سلولم برگردانند. آن روز يكي از بهترين روزهاي زندگيم بود چون تحمل شكنجه خود را محك زدم.
************
در تمام طول سال‌هايي كه زنداني بودم و شكنجه مي‌شدم، هيچ وقت به اندازه زماني كه سازمان مجاهدين تغيير ايدئولوژي داد، زجر نكشيدم، چون مي‌ديدم كه حاصل همه تلاشهايم به باد رفته و ضربه بسيار بزرگي به مبارزه اسلامي جامعه‌مان خورده است. در زندان حدود چهل نفر بوديم كه به اتاق چهاري معروف شده بوديم و سعي مي‌كرديم در مقابل غير مذهبي‌ها مقاومت كنيم.
************
از زندان كه بيرون آمدم در تشكيلات انجمن اسلامي معلمان وارد شدم تا انقلاب شد و من به مدرسه رفاه رفتم و در كميته استقبال امام حضور داشتم. پس از پيروزي انقلاب به عنوان مشاور وزير آموزش و پرورش و پس از استعفاي او به عنوان وزير مشغول كار شدم. آن مدت يك سالي كه در آنجا بودم ، بسيار خوشحال و راضي بودم و ترجيح مي‌دادم در آموزش و پرورش به كار خود ادامه بدهم، ولي با نزديك شدن انتخابات مجلس ، آقاي هاشمي به من تلفن زدند و گفتند كه براي نمايندگي مجلس كانديد شوم. بعد هم كه مسئله نخست وزيري پيش آمد و من هر جا كه مي‌رفتم از صميم دل مي‌گفتم كه كابينه من كابينه 36 ميليوني است

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم شهریور 1386ساعت 23:49  توسط احسان مداح  | 

موج سوم ايدزبارفتارهاي‌ ‌پرخطرجنسي درراه است! ‌كارشناسان‌هشداردادند: ‌اطمينان كاذب به‌حركت كندموج‌ ‌سوم به‌غافلگيري منجرمي‌شود! ‌آغازآموزش ازدوران كودكي الزاميست‌ - ايدز از مهمترين‌ ‌بيماريهاي قرن حاضر است و هم اكنون نظر دولتمردان دنيا را به خود معطوف داشته است.‌ ‌هر ساله بيش از 5 ميليون نفر كه نيمي از آنان جوانان 15 تا 24 ساله هستند به ويروس‌ ‌ايدز آلوده مي‌شوند. به نحوي كه تنها در سال 2006 ميلادي 9/4 ميليون نفر به اين‌ ‌ويروس آلوده شدند كه از اين تعداد 700 هزار نفر كودكان زير پنج سال بوده‌اند در‌ ‌همين سال هم 1/3 ميليون نفر در جهان از اين بيماري فوت كردند. به گزارش ايسنا‌‌،‌ ‌در سالهاي اخير در بسياري‌ ‌از كشورها، ايدز وضعيت فقر را بدتر و رشد اقتصادي را متوقف كرده و با انگ و تبعيض‌ ‌در مورد مبتلايان، نقض حقوق انساني را گسترش داده است، بسياري از موارد دستاوردهاي‌ ‌توسعه‌اي را كم رنگ كرده و حتي امنيت ملي و حيات سياسي را به مخاطره انداخته است.‌ ‌پيش بيني مي‌شود كه در پنج سال آينده ايدز‌ ‌بيشترين عامل مرگ و مير در دنيا بوده و اين در شرايطي است كه بيشترين مبتلايان اصلي‌ ‌ويروس، سرمايه‌هاي اصلي كشور، جوانان و نوجوانان هستند. طبق آخرين آمار رسمي وزارت بهداشت، درمان‌ ‌و آموزش پزشكي ايران، تاكنون 15 هزار و 587 ايراني به HIVو ايدز مبتلا شدند كه 3/‌‌7 ‌درصد از راه آميزشي بوده است. دكتر بهنام فرهودي در خصوص سير بيماري‌ ‌ايدز در كشور، به ايسنا گفت: ‌موج نخست ايدز از طريق دريافت‌ ‌خون و فرآورده‌هاي خوني آلوده، مشخصا فاكتور 8 آلوده، آغاز شد. مداخله سريع و به‌ ‌موقع و اصلاح سيستم خونگيري و كنترل فاكتورهاي وارداتي سبب شد كه اپيدمي نخست ايدز‌ ‌در كشور مهار شود. عضو كميته كشوري كاهش آسيب، در ادامه از‌ ‌پديده اعتياد به عنوان يك معضل جهاني نام برد و افزود: موج دوم ايدز هم برخاسته از‌ ‌روش اعتياد تزريقي و استفاده از وسايل مشترك تزريق به‌ ويژه در زندانها بود. وي با اشاره به آغاز طرح كاهش آسيب در‌ ‌كشور و توزيع سرنگ، سوزن و متادون در اواخر دهه 70 به عنوان راهكار پيشنهادي براي‌ ‌كنترل موج دوم ايدز، گفت: با وجود شروع خوب اين طرح كه به دنبال متقاعد سازي‌‌ ‌سياستمداران كشوري صورت گرفت اما هنوز از پوشش مناسبي برخوردار نيست. فرهودي در ادامه با بيان اين كه چنانچه‌ ‌طرح كاهش آسيب، 30 درصد از معتادان تزريقي را پوشش دهد مي‌توان مدعي شد در اجراي‌ ‌طرح موفق بوده‌ايم، گفت: اين در حاليست كه براي معكوس شدن شيب اپيدمي ايدز به پوشش50 ‌ ‌درصدي اين طرح نياز است. بيش از يك سوم از 200 هزار معتاد تزريقي كشور متاهل‌ و حدود يك سوم آنان با همسرانشان زندگي مي‌كنند به اعتقاد عضو كميته كشوري كاهش آسيب،‌ ‌همواره نگراني‌هايي براي گسترش همه‌گيري ايدز در كشور وجود داشته و دارد. به گزارش ايسنا، برخلاف تصور اوليه كه‌ ‌معتادان فعاليت جنسي اندكي دارند پژوهش‌ها نشان داده كه رفتار‌هاي جنسي با شركاي‌ ‌مختلف و بدون رعايت اصول پيشگيري در ميان معتادان شايع است و نتايج مراكز مشاوره‌ ‌بيماري‌هاي رفتاري حاكي از آن است كه اغلب زنان مبتلا به ايدز همسران معتادان‌ ‌تزريقي هستند.‌ ‌وي نيز نگراني ديگر‌ ‌در خصوص گسترش ايدز را ارتباط جنسي معتادان تزريقي با همسران و ديگر شركاي جنسي‌ ‌عنوان كرد و در اين باره افزود: بيش از يك سوم از 200 هزار معتاد تزريقي كشور متاهل‌ ‌و حدود يك سوم آنان با همسرانشان زندگي مي‌كنند. فرهودي موج سوم‌ ‌اپيدمي ايدز را ناشي از شركاي جنسي و متعدد معتادان تزريقي برشمرد و ادامه داد: اين‌ ‌روش انتقال براي جمعيت جوان كشور با رفتار پرخطر جنسي، نوعي تهديد محسوب مي‌شود. عضو كميته كشوري كاهش آسيب، گفت: هرچند‌ ‌بار HIVبه لحاظ تعداد موارد محدود مبتلايان به ميزان بار اقتصادي ناشي از حوادث و‌ ‌سوانح نيست اما از پتانسيل و قابليت‌هاي بالايي براي ابتلا بخش اعظمي از جامعه‌‌ ‌برخوردار است. اگر تعداد 200هزار‌ ‌مصرف ‌كننده تزريقي مواد با شيوع 5 تا 25 درصدي ايدز در آنان، همراه با اين واقعيت‌ ‌كه نيمي از آنان از نظر جنسي فعال هستند را در نظر بگيريم نگراني از گسترش موج سوم‌ ‌اپيدمي ايدز بسيار جدي خواهد بود. وي براي روشن شدن اهميت اين موضوع توضيح‌ ‌داد: تصور ظرف بزرگي با حداقل 200 هزار معتاد تزريقي با روابط جنسي متعدد حفاظت‌ ‌نشده و خارج از چارچوب خانواده و يك ميليون و200 هزار معتاد منتظر و سخت دسترس حاكي‌ ‌ازعمق فاجعه است. وي با اعتقاد به اين كه اگر امروز براي‌ ‌مهار ايدز اعتباري هزينه نشود ناگزير به صرف هزينه‌هاي ميلياردي در سال 1400 هستيم،‌ ‌ادامه داد: بين سه اپيدمي ايدز، روابط جنسي و مصرف تزريقي مواد مخدر‌ ‌ارتباط مستقيمي‌ ‌وجود دارد كه هر يك از آنها قابليت تحرك بالايي در اين ظرف بزرگ برخوردار هستند و‌ ‌چنانچه به درستي عمل نشود براي تاوان ناگزير به پرداخت هزينه‌هاي سنگيني هستيم. فرهودي با تاكيد بر ضرورت كنترل رفتار‌ ‌پرخطر اعم از رفتار جنسي محافظت نشده و اعتياد تزريقي به ايسنا، گفت: براي دستيابي‌ ‌به اين هدف بايد ضمن ترويج روابط جنسي سالم و توصيه به پرهيزگاري، وفاداري و‌‌ ‌پايبندي به خانواده استفاده از روشهاي سد كننده (نظير كاندوم) هم تبليغ شود. اگر با پنهان كاري عاملي براي ابتلاي جواني شويم مرتكب‌‌ ‌اشتباه بزرگي شده‌ايم‌ عضو كميته كشوري كاهش آسيب با اعتقاد به‌ ‌اين كه ديدگاه شرع، دستورات ديني و فرامين اسلام هم نوعي كاهش آسيب و آموزش بهداشت‌ ‌جنسي محسوب مي‌شوند، گفت: اگر با پنهان كاري عاملي براي ابتلاي جواني شويم مرتكب‌‌ ‌اشتباه بزرگي شده‌ايم. وي با بيان اين كه عده‌اي با اين اعتقاد‌ ‌كه آموزش بهداشت جنسي نوعي ترويج بي‌بندوباري است و براساس اين اعتقاد با اجراي اين‌ ‌برنامه‌هاي آموزشي مخالفند، ادامه داد: اين در حاليست كه درستي اين باور درهيچ جاي‌ ‌دنيا به اثبات نرسيده است. همانطور كه تجربه نشان داده توزيع سرنگ يكبار مصرف تشويق‌ ‌و ترويجي براي اعتياد تزريقي نبوده و نيست.‌ ‌فرهودي آغاز آموزش‌ ‌بهداشت جنسي را از سنين كودكي ضروري برشمرد و يادآور شد: آموزشهاي متناسب با سن‌ ‌بايد از طرق مختلفي نظير مدرسه، خانواده، دوستان همسال، فيلم‌هاي آموزشي، رسانه‌ها‌ ‌و حتي از طريق متون آموزشي در مدارس و دانشگاه‌ها و رهبران ديني و مذهبي انجام شود. وي سرعت رشد موج سوم‌ ‌ايدز را كمتر از موج دوم عنوان كرد و به ايسنا گفت: حركت كند و بطيء موج سوم با‌ ‌اطمينان كاذبي در جوامع همراه است كه به غافلگيري آنان منجر مي‌شود. عضو كميته كشوري كاهش آسيب، با تاكيد بر‌ ‌اين كه تزريق و دريافت خون و فرآورده‌هاي خوني آلوده سريعترين راه انتقال شناخته‌ ‌شده ايدز در دنياست، در ادامه گفت: از اين رو موج نخست در كشور به سرعت شناسايي و‌ ‌مهار شد. فرهودي با اشاره به اين كه دير به صدا‌ ‌درآمدن موج دوم ايدز از ويژگي‌هاي مهم آن است در ادامه مجددا به سير كند اپيدمي‌ ‌ايدز از راه جنسي اشاره كرد و يادآور شد: از آنجايي كه رفتارهاي پرخطر در كشور نوعي‌ ‌جرم محسوب مي‌شود، بنابراين كنترل و دسترسي به اين قبيل افراد به سختي امكان پذير‌ ‌است.‌ ‌دكتر كيانوش خليلي دبير هيات مديره انجمن‌ ‌تنظيم خانواده، هم در خصوص اپيدمي ايدز و ضرورت آموزش بهداشت جنسي با اشاره به وجود‌ ‌ارتباط شناخته شده بين بهداشت جنسي با شيوع HIVايدز در كشورها، نيز به خبرگزاري‌ ‌دانشجويان ايران گفت: آمارهاي جهاني حاكي از آن است كه 10 درصد بار بيماريها در‌ ‌گروه سني نوجوان (رده سني 10 تا 19 سال) قرار دارد. اين در شرايطي است كه 40 درصد‌ ‌جمعيت ايران را جوانان و نوجوانان در رده سني 10 تا 24 سال تشكيل مي‌دهند.‌ ‌وي گفت: بنابراين به نظر مي‌رسد كمترين‌ ‌فايده آموزش بهداشت جنسي كاهش بار بيماريهاي جنسي‌‌ (STD) ‌در اين گروه سني است. روزانه 14 هزار نفر و هر6 ‌ ‌ثانيه يك نفر در دنيا به ايدز مبتلا مي‌شوند مسئول كميته ايدز انجمن تنظيم خانواده، با‌ ‌تاكيد بر اين كه ايدز مهم ترين بيماري آميزشي دنياي كنوني است كه با داشتن مبتلايان‌ ‌جوان فراوان به يك معضل جهاني تبديل شده است، ادامه داد: همه كشورهاي دنيا متعهد به‌ ‌معكوس كردن روند گسترش‌ HIVتا سال 2015 هستند. اين درحاليست كه ديده مي‌شود علت‌ ‌اصلي گرايش برخي افراد به سمت رفتارهاي پرخطر صرفا ناآگاهي از عواقب اين قبيل‌ ‌رفتارهاست.‌ ‌وي افزود: بررسيهاي كشوري هم حاكي از آن‌ ‌است كه گروه سني 24 تا 35 سال گروه سني غالب HIVمثبت در كشور هستند كه غالبا به‌ ‌علت ناآگاهي نسبت به عواقب رفتارهاي پرخطري است كه آغاز آن دوره نوجواني بوده است.‌ ‌مدير پروژه پيشگيري‌ ‌از ايدز مبتني بر جامعه محلي درغرب تهران، با بيان اين كه روزانه 14 هزار نفر و هر6 ‌ ‌ثانيه يك نفر در دنيا به ايدز مبتلا مي‌شوند، گفت:‌ از اين 14 هزار نفر 6 هزار‌‌ ‌نفر زير 25 سال سن دارند و 80 درصد موارد ابتلا به HIVاز طريق روابط جنسي محافظت‌ ‌نشده است. بنابراين آمارها، اهميت و ضرورت وجود آموزش بهداشت جنسي و روابط جنسي‌ ‌سالم در برنامه‌هاي پيشگيرانه به خوبي روشن مي‌شود. خليلي هزينه درمان يك مبتلا به ايدز در‌ ‌ايران را ساليانه پنج ميليون تومان برآورد كرد و يادآور شد: با اين ميزان هزينه‌ ‌مي‌توان يكصد هزار بروشور با هدف آگاه سازي جوانان و نوجوانان چاپ و منتشر كرد به‌ ‌عبارتي درمان يك مبتلا معادل آگاه سازي يكصد هزار جوان و نوجوان ايراني هزينه دارد.‌ ‌به گزارش ايسنا، به‌ ‌عقيده برخي كارشناسان پرداختن به مقوله بهداشت جنسي كودكان،‌نوجوانان و جوانان به‌ ‌معناي توانمند سازي در شناخت خطرات و حفاظت از خود، اتخاذ نگرش‌هاي سالم از جنس و‌ ‌جنسيت، ايجاد اعتماد به نفس و قدرت "نه" گفتن، كسب توانايي تجزيه و تحليل مسايل‌ ‌جنسي، داشتن رفتارهاي طبيعي، سالم و به موقع جنسي و مصون بودن از اختلالات و‌ ‌بيماريها و بالاخره رشد و تكامل كودكان و نوجوانان به بالغين سالم است. آمارهاي‌ ‌كشوري هم حاكي از آن است كه از علل عمده طلاقهاي عاطفي در زوجين ايراني عدم رضايت‌ ‌جنسي است. همچنين كسب اطلاعات و مهارتهاي زندگي،‌ ‌دسترسي به مشاوره و خدمات مورد نياز و مشاركت خود جوانان در سياست‌گذاري و اجرا از‌ ‌اركان اساسي تامين سلامت جوانان و نوجوانان است كه مسئولان والدين، اوليا و‌ ‌سازمانهاي مرتبط در جامعه است تا با برنامه ريزي‌ها و اقدامات عاجل،‌ مداوم و مناسب‌ ‌نياز اين گروه‌ها را برآورده سازند. آموزش بهداشت جنسي و آغاز آن از‌ ‌دوران كودكي و از خانواده‌ها الزامي است‌ عضو كارگروه بهداشت و‌ ‌درمان و تامين اجتماعي استانداري تهران در اين باره با اعتقاد به اين كه براي كاهش‌ ‌عوارض و تبعات رفتارهاي پرخطر جنسي آموزش بهداشت جنسي و روابط جنسي سالم بايد از‌ ‌دوران كودكي و از خانواده‌ها آغاز شود در ادامه گفت: ‌مي‌توان برنامه‌هاي آموزشي‌ ‌متناسب با سن و جنس را ارايه كرد تا در عين حالي كه منافاتي با هنجارها و سنت‌هاي‌ ‌جامعه نداشته باشد توانايي نوجوان را از دوره كودكي افزايش دهد. وي به نقش موثر وزارت‌ ‌آموزش و پرورش به عنوان يكي از ارگانهاي در تماس با نوجوانان و كودكان اشاره كرد و‌ ‌ادامه داد: سهولت دسترسي به اطلاعات نسبت به 10 سال پيش از طريق اينترنت، CD ‌و‌ ‌ماهواره و نيز به روز شدن فرايند اطلاع رساني در دنيا باعث شده كه جوانان، نوجوانان‌ ‌و كودكان در معرض انبوهي از اطلاعات غلطي قرار گيرند كه حاصلي جز گرايش به سمت‌ ‌رفتارهاي پرخطر جنسي و اطلاعات نادرست از رفتارهاي جنسي سالم ندارد. وي بر ضرورت بسيج‌ ‌اجتماعي در خصوص اطلاع رساني صحيح در زمينه بهداشت جنسي جهت كاهش بروز رفتارهاي‌ ‌پرخطر تاكيد كرد و افزود: آموزش و پرورش، سازمانهاي مردم نهاد و مسئولان دولتي‌ ‌بالاخص وزارت بهداشت در اين حوزه مسئوليت بيشتري دارند.‌ ‌خليلي با بيان اين كه هنجارهاي اجتماعي‌ ‌قابل تغيير و جزئي از فرهنگ هر جامعه محسوب مي‌شود، در ادامه افزود: از وظايف‌ ‌مسئولان كليدي، NGO ‌ها و رسانه‌ها، فرهنگسازي صحيح، تغيير و اصلاح هنجارهاي اجتماعي‌ ‌است كه به غلط در بين عموم جا افتاده است.‌ ‌وي با اعتقاد به اين كه كمبود آگاهي نسبت‌ ‌به عوارض رفتارهاي پرخطر جنسي از علل بي توجهي به مقوله بهداشت جنسي است، گفت: كاهش‌ ‌آگاهي و عدم آشنايي به حقوق و وظايف فردي به معناي كاهش توانمندي فرد است كه‌ ‌متاسفانه برخي موارد هنجارهاي غيرعلمي و غلط اجتماعي حاكم بر جامعه در تشديد اين‌‌ ‌مسئله موثر است. به گزارش ايسنا، نتايج بررسي‌هاي شهر‌ ‌تهران نشان داده كه ضعف برخي باورهاي معنوي، ضعف مهارتهاي لازمه براي مقابله با‌ ‌هيجانات جنسي، ضعف آموزش و مهارتهاي لازم و نيز فقدان تعاملات موثر در نظام خانواده‌ ‌و پايبندي افراد و جامعه به برخي از آداب و رسوم كه عمدتا مغاير با شرع و سلامت است‌ ‌علت اصلي گرايش برخي از جوانان به رفتارهاي پر خطر جنسي است.‌ بنابراين به نظر‌ ‌مي‌رسد براي مهار موج سوم مهم ترين بيماري آميزشي دنيا (ايدز) كه به لحاظ آسيب‌ ‌پذيري گروه جوان كشور‌ ‌را مورد هدف قرار داده است آموزش بهداشت جنسي و آغاز آن از‌ ‌دوران كودكي و از خانواده‌ها الزامي است.

+ نوشته شده در  شنبه دهم شهریور 1386ساعت 8:55  توسط احسان مداح  |