تبليغاتX
iran,  Image Hostingiran,  Image Hostingiran,  Image Hostingiran,  Image Hosting (بصیران بیرجند خراسان جنوبی احسان مداح)
یاداشت های یک فعال خبری و رسانه ای

به مناسبت هفتمين روز درگذشت پدرم‌


 كربلايي غلامحسين مداح


 جلسه ترحيمي روز يكشنبه ۲۶/۸/۸۷ ساعت ۳ الي ۴ بعد از ظهر
در مسجد امام حسين(ع) بيرجند برگزار مي‌شود.‌
حضور  دوستان، آشنايان و همشهريان عزيز  سبب شادي روح آن مرحوم و تسلي خاطر بازماندگان خواهد بود.

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم آبان 1387ساعت 8:40  توسط احسان مداح  | 

 ماه از شروع سال تحصیلی می گذره، اما هنوز اخماش تو همه، نه با بچه های خوابگاه گرم گرفته و نه به قول خودش از هم كلاسی هاش دل خوشی داره، تو این مدت حتی یك بار نرفته شهر رو ببینه، البته حق با اونه، آخه آدم، تنهایی بیرون رفتنش نمی یاد، كار هر روزش شده رفتن سر كلاس و بعد از كلاس هم تو خوابگاه تك و تنها یك گوشه نشستن و تو رویاهای مختلف سیر كردن.
حوصله هیچ كس و هیچ چیزی رو نداره، مدام یاد حرف های پدر و مادرش موقع انتخاب رشته می افته چقدر گفتن این شهر و اون شهر رو انتخاب نكن، ولی كو گوش شنوا؟!
فقط به قبولی دانشگاه فكر می كرد و تو این رویا بود كه بهش بگن دانشجو.
مدام با خودش غر می زنه اصلا چه اشكالی داره، الان هم دیر نشده، انتقالی كه حالا حالا ها درست نمی شه، اصلا چطوره انصراف بدم؟ نهایتش این كه 2 سال محروم می شم از كجا معلوم تو این 2 سال درس خوندن رشته بهتری قبول نشم؟! اونم تحصیل در كنار خانواده، دوستان و بین همشهری هام...راستش حوصله اطرافیانش رو هم سر برده، بس كه موج منفی می فرسته هیچ كس رغبتی برای هم صحبتی با اون رو نداره...
اكثر افرادی كه تحصیل و كار تو شهر دیگه رو تجربه كردن، شاید برای یك بار هم كه شده، این حرف ها رو تو دلشون زده باشن و اما نظر شما دانشجویان..

نظرات دانشجویان
یك دانشجوی مشهدی ترم 2 دانشگاه آزاد می گوید: با وجود این كه بسیاری از اقوام و آشناهای خانوادگی ام در بیرجند زندگی می كنند، ترم اول خیلی دلم هوای شهر و خانواده ام را می كرد به طوری كه گاهی اوقات افسرده می شوم.
مریم.ا می افزاید: اكنون كه 2 ترم از آغاز تحصیلاتم می گذرد، دوستان خوبی در خوابگاه و دانشگاه پیدا كرده ام و به قدری با هم صمیمی شده ایم كه وقتی به یاد روز فارغ التحصیلی و ترم آخر می افتم، نگران می شوم و حسرت روزهای اول را می خورم كه خوشی آن را ضایع كرده ام.
به گفته وی یك دوست خوب می تواند غم تنهایی را به شادی تبدیل كند و در واقع تجربه دوری از خانواده زمینه ساز استقلال فكری و شخصیتی فرد است و این مقوله زمانی محقق خواهد شد كه فرد بتواند خود را با شرایط سازگار كند.
وی ادامه می دهد: هیچ گاه اوقات چند نفر كه از شهرهایی با فرهنگ های متفاوت در كنار هم زندگی می كنند، بدون تنش و اختلاف نخواهد بود و فقط اندكی صبر و گذشت زمان و البته گذشت فرد این مشكلات را مرتفع خواهد كرد.
دانشجوی دیگری معتقد است: دلتنگی برای شهر، خانواده و دوستان قدیمی برای یك دانشجوی جدید الورود امری طبیعی است و نباید بابت آن به دانشجویان خرده گرفت.
وی می افزاید: دانشگاه و به خصوص مسئولان خوابگاه ها با پر كردن اوقات فراغت دانشجویان نقش مهمی در غلبه بر دلتنگی آن ها دارند و در صورتی كه در این زمینه تمهیدات لازم صورت نگیرد دانشجو ممكن است خلاء عاطفی و تنهایی خود را به گونه ای جبران كند كه نتیجه آن بروز ناهنجاری در فرد و به تبع آن در جامعه است.
وی با ابراز گلایه از بی توجهی مسئولان خوابگاه و دانشگاه در زمینه تامین امكانات رفاهی متذكر می شود: اگر دانشجو امكانات رفاهی داشته باشد تنها دغدغه او به خصوص در ایام تعطیل دوری از خانواده است اما گاهی به دلیل كافی نبودن امكانات رفاهی غم غربت بیش از ماهیت خود برای دانشجو متصور می شود و تاثیرات منفی خود را اغلب در قالب دلتنگی نشان می دهد.یك دانشجو نیز معتقد است: اگر دانشجو و به طور كلی هر فردی به لحاظ عاطفی تامین باشد پیشرفت تحصیلی او امكان پذیرتر است و هرگز حتی بهترین دوستان هم نمی توانند جای خانواده، پدر و مادر، خواهر و برادر را بگیرند و شاد بودن تابع شرایط زمانی و مكانی است.

كارشناسان می گویند
یك كارشناس ارشد روان شناسی با بیان این كه ورود به دانشگاه و ایفای نقش دانشجویی مستلزم مجهز شدن به شیوه های سازگاری است، به خبرنگار ما می گوید: احساس تنهایی و غم غربت از مشكلات شخصی است كه ممكن است هر دانشجوی جدید الورود آن را تجربه كند.به گفته كلثوم خزائی وقتی فرد خانه را به مقصد حضور در دانشگاه ترك می كند، به طور معمول درجاتی از دلتنگی را حس می كند، به طوری كه برخی چنان غرق در هیجان دوستان و فعالیت های جدید می شوند كه زندگی پیشین خود را به كلی از یاد می برند و گروهی فقط در چند دقیقه اول هیجان زده شده و پس از مدتی همه آن چه كه برایشان آشنا و صمیمی است، می شوند و در آرزوی دیدار خانواده و دوستان خود به سر می برند.
وی گروه دیگر را دانشجویانی معرفی می كند كه از همان ابتدای ورود به محیط دانشگاه و شهر در وحشت هستند و برای مدتی از یك روز تا یك نیم سال تحصیلی غمگین اند و تا حدودی احساس بیچاره گی می كنند.
وی تصریح می كند: افراد به هر محیط جدیدی كه وارد می شوند، ناچارند نیازهای خود را به نحوی متفاوت با قبل و با افراد دیگر تامین كنند و در نتیجه دچار غم غربت و دلتنگی می شوند.
مسئول مركز مشاوره دانشجویی دانشگاه علوم پزشكی بیرجند با بیان این كه هر یك از افراد برای تغییر آموختن روش های مختلف كنار آمدن با محیط های جدید آستانه تحمل خاصی دارند متذكر می شود: غم غربت شفای عاجلی ندارد ولی هر گاه فرد به شدت غمگین می شود اگر با كسی صحبت كند به طور حتم بهتر می شود و اغلب اوقات، مشاوران می توانند معنای تازه ای از فرد و زندگی را به او نشان دهند، او را به حل مشكلات و درك جدید محیط ترغیب كنند.

راهكارها:
خزاعی برای غلبه بر دلتنگی در دانشجویان جدید الورود توصیه می كند: این افراد با خواهر، برادر یا دوستی كه او هم از خانه دور است در خصوص شرایط خود صحبت كنند و یا این كه چند وسیله آشنا و مانوس مثل عكس، ادوات شخصی و... را از خانه به محل جدید بیاورند چرا كه این وسایل به فرد حس تداوم می دهد و شوك حاصل از محیط جدید را تسهیل می كند.
وی بر آشنایی دانشجویان با محیط جدید تاكید می كند و می گوید: قدم زدن در محیط اطراف آشنایی با محل استقرار ساختمان ها و كلاس ها و خدمات خاص مورد نیاز به تسلط فرد بر خود كمك می كند.به گفته این كارشناس ارشد، دوست یابی قدمی بزرگ در تخفیف غم غربت است و در این زمینه دانشجویان می توانند با دقت و توجه در ویژگی های شخصیتی دانشجویان و هم كلاسی افرادی فهیم و معتمد را به عنوان دوست انتخاب كنند.وی توصیه می كند: تماس با اعضای خانواده و بازگو كردن فعالیت ها و تجربه های جدید برای آن ها نیز از دیگر روش های غلبه بر دلتنگی است كه در این زمینه باید گفت: بهتر است دانشجویان تلفن های خود را محدود و بیشتر مكاتبه كنند.
وی با بیان این كه بهتر است افراد آرزوها و انتظارات خود را بررسی كنند، عنوان می كند: همه دوست دارند مشهور، خوش قیافه، خوش لباس، سامان یافته و سازگار باشند اما این طور نیست بنابراین اهداف كمال گرایانه و ایده آلی را باید كنار گذاشت و به اهداف قابل دسترسی اندیشید.
وی می گوید: به دنبال فرصت های جدید بودن یك روش دیگر موثر برای غلبه بر دلتنگی است و دیدن افراد، كلاس ها، ساختمان ها و درك موارد محیط جدید علاوه بر این كه اضطراب را از بین می برد فرصت آشنایی با افرادی را فراهم می كند كه بین آن ها و فرد علایق و نقاط مشتركی وجود دارد.
وی به دانشجویان توصیه می كند: قراری را برای رفتن به خانه تنظیم كنند و مقدمات آن را فراهم كنند، چرا كه این روش از احتمال بازگشت به خانه می كاهد و فرد را در اهداف محل اقامت جدید متمركز می كند.
خزائی می افزاید: نباید منتظر شد تا غم غربت و دلتنگی به خودی خود برطرف شود، چرا كه مشكلات واپس زده اغلب در چهره مشكلاتی مثل سر درد، بیماری یا كمبود انگیزه خود را نشان می دهند.
به گفته وی بخش اعظم خاطرات و آن چه فرد می تواند به آن تكیه كند در خانه قبلی اوست و در واقع دلتنگی پاسخ طبیعی به این احساس فقدان است و قدرت زیادی لازم است تا فرد این واقعیت را بپذیرد كه باید با مسئله ای كه او را رنج می دهد، رو به رو شود.یك روان شناس اجتماعی هم با بیان این كه روحیه خوب و با نشاط بهترین دستاورد زندگی ایده آل یك انسان است می گوید: افسردگی، ناآرامی روح و روان، احساس پریشانی و ناتوانی از عوارض دریافت های مخرب توسط ضمیر ناخودآگاه است.

مدیریت روحیه
رحیم آبادی می افزاید: مدیریت روحیه عامل تعیین كننده وضعیت فرد است و انسانی كه روحیه عالی دارد، زیبا می اندیشد و در نتیجه روحیه عالی تری كسب می كند و افراد افسرده و مضطرب، اندیشه های منفی دارند كه نتیجه آن پیامدهای ناگوار است.
وی برای مدیریت روحیه و به دست آوردن نشاط و آرامش توصیه می كند: به دست آوردن آرامش با احساس حضور لحظه به لحظه در محضر خداوند (تكنولوژی عشق)، استفاده از قدرت تمركز برای كنترل روحیه یعنی ذهن و فكر خود را متوجه سوژه های زیبای زندگی كردن و به مرور زمان عادت ایجاد كردن از جمله تكنیك هایی است كه می تواند فرد را به انسانی شاد و با روحیه ای بسیار عالی تبدیل كند.
به گفته مشاور دانشگاه بیرجند كیفیت زندگی انسان را نوع سوالاتی تعیین می كند كه از خود می كند و سه نیروی قدرتمند در انسان خواست، باور و انتظار است.

چگونه شاد باشیم؟
وی در پاسخ به این سوال كه چگونه می توان زندگی شادی داشت عنوان می كند: همواره اندیشیدن فرد به آن چه انجام داده است و درباره خود منصف بودن و هرگز تمركز نكردن به اموری كه فرد انجام نداده است یكی از این روش ها می باشد.
به گفته وی زمانی كه اوضاع بر وفق مراد و كنترل فرد نیست، باید به خود فرصت داد و با كمال خونسردی و با كنترل احساسات رفتار كرد و باید توجه داشت كناره گیری به معنای بی تفاوتی نیست بلكه موجب آرامش درونی و در نتیجه احساس شادی می شود.وی ادامه می دهد: روزانه برای شادی كردن خود اقدامی مثل خرید كتب مورد علاقه، خوردن غذای مورد علاقه و... انجام دادن، تغییر نگرش و مثبت نگر بودن، اندیشیدن به راه حل ها به جای مشكلات از دیگر روش های زندگی شاد داشتن است.
وی تاكید می كند: حداقل روزانه یك نفر را خوشحال كردن با كلمه محبت آمیز گفتن نیز در شادتر زیستن موثر است چرا كه شاد كردن دیگران موجب شادی شما خواهد شد.
وی توصیه می كند: افراد لبخند بزنند چرا كه زمان لبخند زدن ترشح سروتونین و اندروفین افزایش می یابد كه نتیجه ترشح این هورمون ها احساس شادی در شخص است.
به گفته این روان شناس خواندن مطالب شاد و مهیج، مرور خاطرات خوب و احساسات، مراقبت از بدن و احساس تندرستی، متوقف كردن افكار منفی، تمرینات معنوی (معنویت پایه و اساس زندگی است) در شادتر زندگی كردن موثر است.
وی با بیان این كه نوع دوستی هیجانات منفی را خنثی می كند، می گوید: این صفت مانع تاثیر هیجانات منفی بر عملكرد سیستم ایمنی، غدد درون ریز و قلب می شود و اضطراب را كاهش می دهد.
وی ادامه می دهد: زندگی یك بخت آزمایی نیست آن چه امروز در زندگی فرد است همان چیزی است كه دیروز فرد به آن اندیشیده است به عنوان مثال وقتی فرد به بیمار شدن زیاد بیندیشد، بیمار خواهد شد.
وی تاكید می كند: زمانی كه همه چیز زندگی ناامید كننده به نظر می رسد تنها راه نجات تمركز كردن بر لحظه حال است و باید تمام تلاش خود را صرف امروز كرد و همیشه باید توجه داشت كه انسان های شاد مردمان شاد دیگر را به سوی خود جلب می كنند و افرادی كه دارای اندیشه های مثبت هستند فرصت ها و موقعیت های طلایی را به سوی خود می كشند.
رحیم آبادی در پایان پیامدهای شادی را این گونه تشریح می كند: تقویت سیستم ایمنی بدن، كاهش فشار خون، بهبود عملكرد فرد، كاهش استرس، افزایش طول عمر و نگرش مثبت از جمله پیامدهای شادی هستند.....منبع: خراسان جنوبي

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم آبان 1387ساعت 16:32  توسط احسان مداح  | 

هشتم آبان روز نوجوان در ايران يادبود شهادت نوجواني است كه بي كباره قله هاي شرف و انسانيت و غيرت را پيمود، و چه بسيارند اهل رياضت و سير و سلوك در پيمودن اين راه پر فراز و نشيب كه به اين رهگذر الهي غبطه مي خورند . شهيد »فهميده « با ايمان و بينش عميق و استوار در جنگ با دشمن پيش قدم و با نيل به شهادت، درس شجاعت، فداكاري و مقاومت را به همه بسيجيان و امت حزب ا... آموخت، امام بزرگوارمان اين نوجوان 13 ساله را رهبر قلمداد فرمود، چرا كه نام و ياد او منشأ حماسه هاي سترگ شد و تحولي عظيم در شيوه دفاع مقدس و نبرد رزمندگان اسلام با كفر فراهم كرد و راه پيروزي و سرافرازي را يكي پس از ديگري، هموار ساخت. امروز شهيد فهميده، بحق، الگوي شايسته و تصوير برجسته اي از ايثار و جهاد و شهادت براي دانش آموزان بسيجي و جوانان كشور ماست، به گونه اي كه حماسه سازي هاي فهميده و ديگر فهميده هاي ميهن اسلامي، مي تواند يادآور دوران دفاع مقدس و ارزشهاي والاي آن دوران باشكوه باشد. رهبر معظم انقلاب نيز درباره آن شهيد گرانقدر فرمود : » زنده نگهداشتن ياد و حادثه شهادت دانش آموز بسيجي، شهيد فهميده از اصالت هاي دفاع مقدس است

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم آبان 1387ساعت 8:15  توسط احسان مداح  | 

عصر روزسه شنبه 30 مهر ماه: چون روز قبل شیر يارانه ای حدود یك ساعت و نیم زودتر از موعد یعنی 15 و 30 دقیقه بعدازظهر آمده بود، نه من و نه خیلی از همسایه ها موفق به دریافت شیر نشدیم، بنابراین از همون ساعت 5/3 جماعت زیادی رفتند توی صف ولی انگارخبری از شیر نبود.
از بس زمان انتظار طولانی شد خیلی ها با همراهی یكی از اعضای خانواده به صورت نوبتی توی صف می ایستادند. هوای غروب پائیزی هم كه حسابی همه رو نوازش می داد.
بالاخره ساعت 6 بعدازظهر شیر آمد یعنی دو ساعت و نیم دیرتر از روز قبلی.
با خودم گفتم آیا نظارت یعنی این كه فقط مواظب باشیم احیانا فروشنده، شیر اضافی برندارد و نحوه توزیع كه بعضی اوقات باعث اتلاف وقت افراد می شود احتیاج به نظارت ندارد.
سه شنبه ساعت 8 شب: با هزار اما و اگر و برای دریافت پول به سراغ خود پردازها می روم اما به هر كدام كه نزدیك می شوم انگار دچار رعشه می شود و با جملاتی كه همه با آن آشنا هستید، از قبیل موجودی شما كافی نیست، به علت نقص فنی ... جوابم رو می داد.
در تمام خودپردازهای خیابان مدرس و معلم اوضاع همین طوری بود.
چهارشنبه ساعت 8 صبح: آغاز یك روز بیكاری من. در ابتدا باز هم سراغ خودپردازها می روم ولی فایده ای ندارد بعد برای تهیه سیلندر گاز طبق برنامه شركت گاز عمل كرده به انتهای توحید و بعد كوچه های زوج معلم می روم ولی پس از این كه یكی دو بار این مسیر را طی كردم از تهیه سیلندر گاز هم ناامید شدم.

یك ساعت بعد: با خودم گفتم به سراغ فروشگاه تعاونی مصرف فرهنگیان بروم تا اقلام باقی مانده از سبد كالای رمضان رو كه اتفاقا مهم ترین هم هست، تهیه كنم.
در حالی كه بیست متری قدس منتهی به فروشگاه فرهنگ حسابی كنده كاری شده بود خیلی آرام و با احتیاط از یك معبر باریك كه حالا دو طرفه شده بود به سمت فروشگاه رفتم.
با هزار زحمت یك جای پارك گیر آوردم و رفتم سراغ فروشگاه ولی دو اطلاعیه در دو طرف در ورودی كه تاكید می كرد هنوز گوشت مرغ و كره مربوط به سبد كالای رمضان به فروشگاه نرسیده توجهم را جلب كرد.
تاكید این دو اطلاعیه به حدی بود كه جرات سوال كردن را هم از من گرفت.
راستش رو بخواین حسابی كلافه شده بودم. سوار ماشین شدم تا به سمت روزنامه بیام. در حالی كه به موضوعات 24 ساعت گذشته فكر می كردم كه خیلی از افراد جامعه هم درگیرش هستند صدای گوینده رادیو توجهم را به خودش جلب كرد كه از قول یك مسئول می گفت: در حال حاضر در كشور ما سوخت از بسیاری كشورها ارزان تر در اختیار مردم قرار می گیرد.

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم آبان 1387ساعت 18:4  توسط احسان مداح  | 

خداحافظ روزهای قشنگ دانشجویی، خداحافظ سرویس های دانشگاه، خداحافظ، خداحافظ شهریه، خداحافظ كتاب های آبی، خداحافظ پاسخ نامه های قرمز و آبی، خداحافظ كلاس های خودخوان... خداحافظ دانشگاه پیام نور خداحافظ. 
جشن فارغ التحصیلی دانشجویان دانشگاه پیام نور هم امسال در حالی سپری شد كه حدود 70 نفر از دانشجویان فارغ از تحصیل گرد هم آمدند و لحظات قشنگ و ناب را در كنار دوستان و خانواده ها جشن گرفتند.
از قضا ما هم از مدعوینی بودیم كه زودتر از وقت مقرر در جشن حضور یافتیم.
حال و هوای دانشجویان فارغ التحصیل قبل از برگزاری جشن دیدنی بود اصلا سینما فردوسی شور و حال دیگری داشت.
بعضی كنار هم نشسته بودند و از دوران دانشجویی و خاطراتی كه گذشت صحبت به میان می آوردند، بعضی دیالوگی جلوی رو گذاشته بودند و با سرعت در حال تمرین برای رفتن روی سن بودند.
بعضی هم لباس های فرم كه به تنشون زار می زد و به كمك هم می پوشیدند و به قیافه های هم ریسه می رفتند.
فضای سالن سینما تاریك و رمانتیك بود و میهمانان مدعو گروه گروه حضور پیدا می كردند و از دیدن لباس های فارغ التحصیلان كلی ذوق می كردند.
چشم به هم خورد تمام فضای سالن مملو از جمعیت شد و دكتر تقی زاده رئیس دانشگاه پیام نور سخنرانی رو آغاز كرد. از دانشگاهی گفت كه پرچمدار عدالت خواهی است. از دانشگاهی كه پرچمدار كرامت انسانی است.
از افتتاح سوله ورزشی تا چند ماه آینده، از احداث فاز 3 و 4 ساختمان های آموزشی و اداری دانشگاه، از احداث نمازخانه، از بزرگ ترین جشنواره كشوری المپیاد ورزشی دختران در سال 88 و از احداث بزرگ ترین آزمایشگاه آموزشی دانشگاه های پیام نور كشور در بیرجند سخن گفت.
دكتر تقی زاده در خصوص موازین پژوهشی دانشگاه گفت و از گرفتن اعتباراتی برای تجهیزات و سرویس دهی بهتر به دانشجویان.
وی از پی گیری افزایش مقاطع تحصیلات تكمیلی گفت و از این كه قراره علاوه بر رشته های فعلی كارشناسی ارشد زمین شناسی و جغرافیا با توجه به پتانسیل منطقه به رشته های جدید تكمیلی افزوده بشه.
سخنرانی رئیس جدید دانشگاه پیام نور تمام شد و پس از اجرای برنامه های موسیقی و پخش تیزرهای مربوط نوبت به دانشجویی رسید كه اون تریبون رو موقعیتی مناسب برای درد دل كردن یافته بود آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا،
بی وفا حالا كه من افتاده ام از پا چرا؟
حمید فكری مسئول انجمن صنفی دانشگاه ضمن خیر مقدم به استاندار و خطاب به استاندار كه برای اولین بار در جلسات دانشجویان دانشگاه پیام نور حضور یافته بود از حرف هایی گفت كه باید می گفت: از جشنی گفت: كه درست 48 ساعت قبل از برگزاری هزینه های آن از سوی مسئولان مالی دانشگاه به كمتر از 50 درصد تقلیل یافته بود از مسئولان و متصدیانی گفت كه بدون تناسب رشته تحصیلی از كاركنان دانشگاه محسوب می شوند و از سوله ورزشی كه از سوی ریاست وقت آن زمان قول بهره برداری آن در بهمن 83 در روزنامه ها به چاپ رسیده بود.
وقتی هم نوبت به سخنرانی استاندار رسید بر فرهنگ غنی ما و مقوله و جایگاه ویژه دانستن و آموختن در قرآن كریم اشاره كرد و گفت: اگر در صحبت ها از این ایام صحبت به پاییز فصل برداشتن و كاشتن است و شب برداشت. برداشت از 4 سال فرصتی كه گذشت. مرتضوی شب جشن فارغ التحصیلی دانشجویان را شب قدری دانست كه باید همه این 70 دانشجوی فارغ التحصیل با یك جلسه نقد درونی 4 سال تلاش و پشتكارشون رو در راه تحصیل محك بزنند.
اما استاندار علاوه بر پاسخ به گفته های نماینده دانشجویان حرف ها و قول های دیگه ای هم داد كه فضای سالن رو كلی شاد و دگرگون كرد كه البته بماند.سید صولت مرتضوی وقتی قرار بود به صورت نمادین از چند دانشجوی نمونه دانشگاه و همچنین 3 زوج جوان دانشجوی فارغ التحصیل تجلیل كنه توصیه های جالبی كرد كه شاید دیگه برای دانشجویان فارغ التحصیل این توصیه دیر شده باشد.
مرتضوی از ازدواج های دوران دانشجویی كلی تعریف و تمجید و به همه توصیه كرد از ازدواج هراسی به دل راه ندهند و خانواده ها هم در این دوران سخت گیری زیاد نداشته باشند و اگه ممكنه دست و بال فرزندانشونو بگیرند. خدا خودش روزی رسونه.
در این لحظات بود كه قند در دل بسیاری از دانشجویان آب شده بود و صدای پچ پچ شیرینی می اومد كه دوباره فضای سالن رو دگرگون كرده بود.
بالاخره پس از اتمام سخنرانی ها و تئاتر و حركات نمایشی یك ورزشكار دانشجو كه 30 قطعه سنگ مرمر با یك حركت خرد كرد، نوبت به اهداء تندیس توسط جمعی از مسئولان و اساتید دانشگاه به دانشجویان فارغ التحصیل رسید.دانشجویان كه بالاخره پس از 4 سال و شاید هم 7 سال نتیجه زحماتشان را نظاره گر بودند و یكی پس از دیگری تجلیل شده و با كوله باری از هدیه و گل به آغوش خانواده  ها روانه می شدند.
نظاره خانواده هایی كه بالاخره نتیجه زحماتشان به بار نشست به خودی خود دیدنی بود.اما بالاخره پس از عكس های یادگاری و دسته جمعی، بریدن كیك دانشجویی توسط فارغ التحصیلان چراغ های سینما خاموش شد و هر چه بود تمام و هر چه بود گذشت.- منبع خراسان-

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم آبان 1387ساعت 17:49  توسط احسان مداح  | 

 قبل از هر چیزی باید به حجاب فکر کنیم که مظهر عفت و نجابت است.
حجاب که حافظ و نگهبان گوهر زن است. حجاب که مظهر احترام و رعایت حقوق زن مسلمان است . حجاب که نه چادر و نه روسری که به ظاهر بر سر گذاشته شود که حجاب، حجاب روح است.
پس آیا هر کسی که فقط روسری بر سر نهاد و چادر گذاشت، با حجاب است؟ اگر چه این ها تا حدود زیادی انسان را از گناه باز می دارد ولی چه بسا کسانی هستند که از این پوشش مقدس سوء استفاده کرده و در جهت اهداف سوء و بدبینانه استفاده می کنند.
اکنون طبق سنت و آيین مان چادر را مظهر پاکی و نجابت می دانیم وقتی برجستگی های بدن و زیبايی های زن در لوای چادر پوشیده می شود، کمتر مردی تحریک می شود، تا بر حریم او تجاوز کند.
وقتی یک چوب خشک را می نگری زشت می نماید ولی همین چوب خشک وقتی پوشیده می شود، زیبایی خاصی دارد.
حجاب یک امر فطری است اگر به انسان بسیاری چیزها آموخته می شود و حجاب هم یکی از آن هاست اما بالاخره جزء فطرت انسان است.
زن و مرد هر کدام پوشش را رعایت کنند، باعث عزت و احترام خود شده و در اصل بر زیبایی خود افزوده اند.
یک انسان مومن و پاک، صورتی زیبا دارد اما یک انسان گنه کار اگر چه صورتی زیبا داشته باشد اما به نظر مردم بدخو و زشت است.
در بسیاری جاها برای حجاب مثال های جالبی زده اند : از جمله شیشه عطر و سر آن ...تا زمانی که سر شیشه بسته است ، عطر داخل آن هم محفوظ خواهد بود و به محض این که سرش باز شود، مدتی بماند، تمام عطر آن در فضا پخش شده، از بین می رود و رمز زیبایی زن های مسلمان هم همین حجاب است ....زن تا با حجاب است، زيباست وقتي حجاب را كنار زد، آن زيبايي و طراوت او هم كنار زده مي شود.
تاثیر فعالیت های تربیتی هر آموزشگاه در رابطه با حجاب و مسائل تربیتی چیست ؟ کاملا محرز است که امور تربیتی یک پایه محکم و بی نهایت اثرگذار در جامعه مدرسه است.
یک رکن اساسی در مدرسه که می تواند بچه ها را به جنبش و حرکت وا دارد و آنان را از بسیاری مسائل تربیتی شان که حتی قادر به فهمیدن و درکش نیست آگاه کند.
امور تربیتی همان طور که در پرورش استعدادهای نهفته دانش آموزان و به جنبش واداشتن بچه های خود و ساکت و گوشه نشین می تواند موثر باشد، در آگاه کردن آنانی که هنوز حجاب را نپذیرفته اند و در اصل اسلام را نپذیرفته اند، نقش مهم و اساسی را داشته باشد.
چرا که کسانی که با حجاب میانه خوبی ندارند که معمولا هم خانوادگی به آن اهمیت نداده و از همه مهم تر به نمازشان هم اهمیت نمی دهند ممکن است اصلا نماز خواندن هم بلد نباشند.
این چنین کسانی چگونه می توانند حجاب را بپذیرند که به آن ها بفهمانیم که نماز چیست و فلسفه نماز در چه می تواند باشد ؟ تا به حجاب معتقد شوند کسی که معتقد به نماز شد، به حجاب هم معتقد خواهد شد.
پس امور تربیتی می تواند بچه هایی را که ناآگاهانه و کورکورانه از خانواده ها یا از دوستان ناآگاهشان تقلید می کنند را راهنمایی و هدایتشان کنند.
چه بسا این جور بچه ها حتی غافلند و خبر ندارند که نگه داشتن گوهر عفتشان از هر چیزی با ارزش تر است.
دختری مورد قبول است، ( حتی مورد قبول کسانی که خود لاابالی اند ) که سنگین و با وقارتر و با حجاب تر باشد.
آن وقت است که می یابند ؟ آن چه به آن توجه کرده اند و زیبايی های خود را در معرض تیغ های تیز چشمان نامحرم قرار داده اند ، جز سرابی بیش نبوده و جز تباهی شان را به دنبال ندارد.
پس امور تربیتی مربی پرورشی عملا، نه با زور و اجبار، با دلیل و منطق، بچه های خود را بیاموزد.
همان طور که ما اسلام را با دلیل و منطق پذیرفته ایم و هرگز اجازه نداده ایم کورکورانه پذیرای آن باشیم.
ما باید برای ایمان آوردنمان دلیل داشته باشیم، تا اگر کسی پیدا شد و خواست خدایمان را منکر شود و ما را به مسخره بگیرد، جوابش را داشته باشیم گر چه حدود حجاب مشخص شده اما چادر بهترین است.
چادر خیمه زن است چادر چیزی است که کاملا زن را محفوظ نگه می دارد و چادر بهترین مانع فساد است.
وقتی تمام زیبايی های زن در لوای چادر پوشیده شود، دیگر احدی جرات جسارت به او را ندارد.
آری چادر حریم است و چه خوب است که این حریم را پاس داریم و با زبان و عمل به بچه ها بفهمانیم که می توانند در لوای چادر محفوظ و از هر خطری در امان باشند به شرط آن که حجاب روحشان، حجاب چشم و گوششان را هم حفظ کنند. آن هایی که متاسفانه با بوق و کرناهای استعمار به بیراهه رفته اند یا جاهلند یا به خاطر خود پسندی و تظاهر، می خواهند خود را به جامعه بنمایانند و این حس مقدس استدلال طلبی را در جهت منفی، آن ثابت کنند.
متاسفانه دو چیز مهمی که در جوان نقطه ضعف می تواند باشد، ظاهر بینی و تقلید کورکورانه است.وقتی جوان ظاهر بین انواع و اقسام مدها و رنگها و آرایش ها را در هنرپیشه محبوبش یا فوتبالیست و یا ورزشکار محبوبش ببیند، مطمئنا خیال می کند این چیزی است که به دنبالش بوده و باید در جامعه خودآرایی و خودنمایی کند.
می خواهد محبوب شود، نمی داند این راهش نیست.
واقعا این دیدگاه را چه کسی یا چه کسانی در مغز بچه ها و جوانان ما فرو کرده اند ، غیر از این است که این جا خانواده ها حرف اول را می زنند.
وقتی مادر خود هنگام بیرون آمدن از خانه خود را بیاراید و به حجابش در نزد نامحرم توجهی نشان ندهد یا اگر فرزندش از دیگران یاد گرفت و اهل مدآرایی شد او را به راه نیاورد، آیا ممکن است دختر چنین خانواده ای منحرف نشود.
اگر به خانواده ای گوشزد شود که خانم یا آقا، دختر یا پسر شما راه انحراف را در پیش گرفته فورا جبهه گرفته و می گویند دختر ما اهل این حرف ها نیست، شما اشتباه می کنید یا این که جوان است آزادش گذاشته ایم، هر کار دلش بخواهد بکند جوانی بکند تا جوانند باید خوش باشند.
این را می پرسم ، آیا نمی توان با درس خواندن و لذت بردن از درس خوش بود ؟ آیا نمی توان با عفت، حجاب و حیا خوش بود ؟ آیا نمی توان با قرآن و نماز خواندن و با خدای خود راز و نیاز کردن خوش بود ؟ آیا نمی توان با تحقیق و مطالعه خوش بود ؟ با سرگرمی های سالم و تفریحات سالم ؟ آن چه غذای واقعی روح است، نه غذای کاذب و فریبنده.اما متاسفانه علاقه بچه ها به همان چیزهای کاذب بیشتر است پس باید آموخت و یاد داد اول خود بیاموزیم تا بتوانیم یاد دهنده و تذکر دهنده خوب و موفقی باشیم.

فاطمه الهامي-كارشناس معارف اسلامي

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم آبان 1387ساعت 15:25  توسط احسان مداح  |