تبليغاتX
iran,  Image Hostingiran,  Image Hostingiran,  Image Hostingiran,  Image Hosting (بصیران بیرجند خراسان جنوبی احسان مداح)
یاداشت های یک فعال خبری و رسانه ای

ابتدا بر خود لازم مي‌دانم از زحمات جناب آقاي سيد صولت مرتضوي استاندار سابق استان خراسان جنوبي كه واقعا براي توسعه استان تلاش كردند قدرداني كنم و انتصاب آقاي قهرمان رشيد را به عنوان استاندار جديد استان تبريك بگويم و آرزوي توفيق براي اين دو بزرگواران داشته باشم.
                                               **********
 استان خراسان جنوبي در طول چهار سال خدمت سيد صولت مرتضوي در استانداري جهش خوبي در بسياري از شاخص‌ها از جمله راه‌، آب و دانشگاه‌ها داشت و امروز مشهود است كه چهره حال خراسان جنوبي با چهار سال قبل قابل مقايسه نيست.
تحول در چهره استان به ويژه بيرجند به عنوان مركز استان به وضوح ديده مي‌شود و مي‌توان گفت روزي نبوده كه در بيرجند بدون كار عمراني طي شود. پروژه‌ گازرساني به خراسان جنوبي، فولاد در قاين، بيرجند و سربيشه‌، بيمارستان‌هاي 32 تختخوابي نهبندان، سربيشه و سرايان و 200 تختخوابي بيرجند، دو بانده شدن محورهاي بيرجند به خوسف و قاين به خضري و تصويب بيرجند به راه‌آهن سراسري از جمله آن‌ها است.
از استاندار جديد خراسان جنوبي نيز انتظار مي‌رود براي توسعه بخش‌هاي مختلف اعم از آب و خاک، جهاد کشاورزي، توسعه راندمان آب، افزايش برداشت محصولات، پرداخت تسهيلات مسکن، ازدواج، اشتغال و صنعت تلاش بيشتري داشته باشند.‌
خدمت‌رساني مطلوب، ايجاد اشتغال، تحکيم بخشي به نظام خانواده، تامين معيشت مردم و رفع مشکلات بيمه‌اي از ديگر انتظارات مردم از استاندار جديد خراسان جنوبي است.
مردم استان از جناب آقاي قهرمان رشيد استاندار جديد استان انتظار دارند بايد با توجه به اينكه مهم‌ترين مشکل در استان کمبود منابع آبي است در اين زمينه چاره‌اي اساسي بيانديشند.
با توجه به شرايط اقليمي استان و استفاده نامطلوب از اين نعمت به ويژه در بخش کشاورزي بايد اقدامات مهندسي جديدي انجام شود تا بتوانيم به مديريت مطلوبي در بحث آب برسيم و بايد استاندار جديد به آن توجه كند.
مصوبه اتصال بيرجند به راه‌آهن سراسري بايد با جديت پيگيري شود، زيرا احداث راه‌آهن در بحث ترانزيت و توسعه شرق کشور بسيار حياتي است و مردم استان انتظار ندارند كه اين پروژه ملي با مشكلات سياسي گره بخورد.
همچنين مردم استان مديريت در برخي دستگاه‌هاي اجرايي را همگام با دولت مردمي و عدالت‌محور دهم نمي‌دانند و معتقدند بايد تغييرات مديريتي با توجه به شاخصه‌هاي كارآمدي، سابقه اجرايي و بومي بودن انجام شود.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم آبان 1388ساعت 17:35  توسط احسان مداح  | 

خبرنگاران که از آن‌ها به عنوان رسولان پیام‌آور یاد می‌شود، باید از احترام ویژه‌ای در بین آحاد و اقشار مختلف جامعه برخوردار باشند که متأسفانه این موضوع در حال حاضر در استان ما در دستگاه های اجرایی مشهود نبوده و بالعکس پس‌رفتی را شاهد هستیم که این مسئله بیشتر بازمی‌گردد به تحولاتی که در سطح جامعه رقم خورده و باعث گردید قشر خستگی‌ناپذیر خبرنگار در یک تلاطم جریان‌ساز بالا و پایین شود.
امروزه متأسفانه خبرنگاران استان بیش از هر زمان دیگری مورد غضب کسانی قرار گرفته‌اند که حاضر به برملا شدن رفتارها و حرکات خود در نگاه افکار عمومی نبوده و در این بین خبرنگاران را مقصر اصلی می‌پندارند.بنابراین با روش‌ها و شیوه‌های مختلف می‌خواهند به نوعی وجهه این قشر از جامع اطلاع‌رسانی را تخریب و زیر سؤال ببرند.
این قبیل اتفاقات زمانی دوچندان می‌شود که مشاهده می‌کنیم خبرنگاران از سوی برخی مسئولان فرهنگي و عالي استان نیز مورد بی‌مهری قرار گرفته و هیچگاه به نقش خطیر آن‌ها توجه نمی‌شود، در حالی که این طیف از جامعه‌ اطلاع‌رسانی، باید به جهت نقش محوری‌اش بیش از پیش مورد حمایت مسئولان قرار بگیرد.
مدت ها انتظار در مصاحبه های مطبوعاتی و خبری، انتظار برای تشکیل جلسات و انتظار مدیران برای آمدن خبرنگار صدا و سیما برای آغاز کردن جلسات، برخورد نامناسب برخی روابط عمومی ها با خبرنگاران و تعیین و تکلیف برخی مدیران برای زدن فلان تیتر و عدم درج فلان مطلب از مواردی است که در استان ما موجب شده نوعی بی‌توجهي به جايگاه خبرنگاران نشریات و خبرگزاری ها را شاهد باشیم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم مرداد 1388ساعت 10:27  توسط احسان مداح  | 

هفته گذشته شاهد اتفاقاتي براي همكاران خبري خودم در استان بودم كه اين هفته سرمقاله هفته نامه نداي شرق رو به اين موضوع اختصاص دادم. كه اصل مقاله به صورت زير است:

خبرنگاران که از آن‌ها به عنوان رسولان پیام‌آور یاد می‌شود، بایستی از احترام ویژه‌ای در بین آحاد و اقشار مختلف جامعه برخوردار باشند که متأسفانه این موضوع در حال حاضر در استان ما در دستگاه های اجرایی مشهود نبوده و بالعکس پس‌رفتی را شاهد هستیم که این مسئله بیشتر بازمی‌گردد به تحولاتی که در سطح جامعه رقم خورده و باعث گردید قشر خستگی‌ناپذیر خبرنگار در یک تلاطم جریان‌ساز بالا و پایین شود.
امروزه متأسفانه خبرنگاران استان بیش از هر زمان دیگری مورد غضب کسانی قرار گرفته‌اند که حاضر به برملا شدن رفتارها و حرکات خود در نگاه افکار عمومی نبوده و در این بین خبرنگاران را مقصر اصلی می‌پندارند.ب نابراین با روش‌ها و شیوه‌های مختلف می‌خواهند به نوعی وجهه این قشر از جامع اطلاع‌رسانی را تخریب و زیر سؤال ببرند.
این قبیل اتفاقات زمانی دوچندان می‌شود که مشاهده می‌کنیم خبرنگاران از سوی برخی مسئولان در عالی ترین دستگاه استان نیز مورد بی‌مهری قرار گرفته و هیچگاه به نقش خطیر آن‌ها توجه نمی‌شود، در حالی که این طیف از جامعه‌ اطلاع‌رسانی، باید به جهت نقش محوری‌اش بیش از پیش مورد حمایت مسئولان قرار بگیرد.
مدت ها انتظار در مصاحبه های مطبوعاتی و خبری، انتظار برای تشکیل جلسات و انتظار مدیران برای آمدن خبرنگار صدا و سیما برای آغاز کردن جلسات، برخورد نامناسب برخی روابط عمومی ها با خبرنگاران و تعیین و تکلیف برخی مدیران برای زدن فلان تیتر و عدم درج فلان مطلب از مواردی است که در استان ما موجب شده نوعی بی احترامی به خبرنگاران نشریات و خبرگزاری ها را شاهد باشیم.
هنوز یادمان نرفته که آقای مدیر کل، آقای رئیس سازمان و فلان مدیر ارشد استان خبرنگاران را منتظر می گذاشت تا دوربین صدا و سیما برسد. البته برای این دسته مدیران حتی خبرنگار صدا و سیما هم جایگاه ندارد بلکه تنها دوربین است که در نگاه این دسته از مدیران معنا پیدا می کند.
در حالی که هنوز دستور فلان مسئول برای تحریم فلان خبرنگار از ذهنمان پاک نشده، شاهد بی احترامی به بیش از 10 خبرنگاری هستیم که برای پوشش خبری به عالیترین نهاد استان رفته بودند.
البته سخنی صمیمی هم با همکاران خودم دارم و آن این که اگر جلسه آقای مدیر را به خاطر تاخیر ترک می کردی و اگر به امر و نهی های فلان مدیر گوش نمی دادی شاید جایگاه بهتری داشتی و اگر نام مدیران و دستگاه های اجرایی که به خبرنگاران بی احترامی می کنند را می گفتی و اگر زمان تاخیرات هر جلسه را اعلام می کردی شاید امروز شاهد بی احترامی نبودی. پس ای همکار گرامی من که می خواهم دیگر مطبوعاتی برخورد کنم و از این به بعد اسم مدیر و دستگاه اجرایی رو هم منتشر کنم. شما هم اگر می‌توانید برای توسعه و اعتلای جایگاه خبرنگار کمکم کنید.

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم مرداد 1388ساعت 13:32  توسط احسان مداح  | 

ضرورت تغييرات مديريتي در سطح هر استان، يكي از مهمترين دغدغه‌هاي هر دولت و دلسوزان هر استاني است. قرار گرفتن برخي از افراد در مصادري حساس و تأثيرگذار كه نه تنها اعتقادي به جريان ناب اصولگرا و نيز تحقق روحيه خدمت‌رساني نداشته بلكه در جهت تضعيف روحيه خدومي گام برمي‌دارند موجبات رنجش افكار عمومي در سطح استان خراسان جنوبي را فراهم آورده است. مردان و زنان خراسان جنوبي مي‌خواهند مديراني از جنس محمود احمدي‌نژاد را در سطوح مختلف اجرايي و سياسي ببينند كه البته مطالبه بسيار شايسته‌اي است.

در بين مديران و مسئولان دولتي در خراسان جنوبي افرادي وجود دارند كه سرعت آنان در مقايسه با دولت مانند سرعت ماشين سواري در مقابل هواپيما است. پس بديهي است چنين مديراني كه كارايي لازم را ندارند چه بسا از نيروهاي اصولگرا باشند نمي‌تواند براي آينده استاني تازه تاسيس و محروم مفيد باشند.

برخي در مواجهه با چنين نظري، تئوري ثبات مديريت را طرح مي‌كنند كه در اينجا بايد به اين عده گفته شود كه زماني ثبات مديريت مفيد خواهد بود كه با مديري موفق روبه رو شويم كه در اينجا ثبات مديريتي، براي جامعه فايده خواهد بود، اما نمي توان ثبات مديريت را براي مديري ناكارآمد لحاظ كرد چرا كه آثار مخربي را به دنبال خواهد داشت.

به عنوان مثال ادامه مديريت افرادي به عنوان عالي‌ترين مقام در برخي شهرستان‌هاي استان در حالي كه وعده حتمي و قطعي حل مشكلات را مي‌دهند، اما از توان لازم برخوردار نيستند و يا ادامه مديريت فردي اصولگرا اما ضعيف در دستگاهي كه با جمع كثيري از افراد 14 تا 30 سال در ارتباط است و يا ادامه حضور فردي در پستي بسيار حساس و تأثيرگذار كه صدور حكم مسئوليت فعلي وي با احساس دلسردي شديد نيروهاي مؤمن و اصولگرا همراه بود آيا كمك به دولت عدالت‌خواه نهم بوده و براي دولت دهم است؟! بدون شك پاسخ منفي است چرا كه سيره رئيس جمهور مردمي و مكتبي با چنين رويه‌اي همخوان نيست.

از سويي ديگر بايد پرسيد آيا ادامه فعاليت فردي كه باعث فاصله مردم با عالي‌ترين مقام خراسان جنوبي مي‌شود و از ملاقات برخي افراد با عالي‌ترين مقام استان ممانعت مي‌كند آيا به نفع استان است؟! بايد پرسيد كه آيا ادامه فعاليت برخي مديران كه منافع شخصي و سازماني را بر منافع استاني ترجيج مي‌دهند آيا به نفع استان است؟!

از سويي متاسفانه در دوره‌هاي مختلف و با تعويض مديران اصلي در هر مجموعه دولتي و عمومي، شاهد گسيل دسته‌جمعي مديران هم‌فكر و يا دوست و آشناي مدير جديد به ادارات دولتي و عمومي بوده‌ايم. اين واقعيت كه به «مديريت اتوبوسي» معروف شده است در بين هر دو جناح اصلي كشور مرسوم بوده است. اين شيوه انتخاب و انتصاب مديران، در اكثر موارد ناقض شايسته‌سالاري و تخصص محوري بوده است و معمولا مديران اصلي سازمان‌ها، از افرادي غيرمتخصص كه تخصص و تجربه لازم در آن دستگاه را نداشته‌اند، منصوب مي‌شوند و بيش از آنكه كارايي، تجربه و تخصص و تعهد آنها ملاك انتخاب باشد، رفاقت‌ها و روابط حزبي و سياسي ملاك انتصابات مديران سازمان و وزارت خانه‌هاست و به طور كلي روابط بر ضوابط ترجيح مي‌يابد.

از همه اينها مهمتر، يكي از آسيب‌هاي جدي «مديريت اتوبوسي»، از بين بردن انگيزه رشد و تعالي در سطوح مختلف سازمان است. به طوري كه افرادي كه داراي رابطه‌هاي خاص و زد و بندهاي سياسي و حزبي نيستند، اساسا اميدي به ارتقاي شغلي در سطوح بالا ندارند و مي‌دانند كه هميشه بايد منتظر باشند تا معاون وزير و يا مدير كل بعدي از يك سازمان و نهاد ديگر و بواسطه روابط خاص سياسي و حزبي و يا حتي روابط فاميلي منصوب شود و به همين دليل معمولا مديران منصوب نه از توان و تخصص علمي مربوط بهره‌اي برده‌اند و نه در ميان دستگاه ذيربط محبوبيت و نفوذ كلام خواهند داشت و اساسا تغيير بدنه كلي مديريت يك اداره هر چند سال يك باره ثبات مديريت و تصميم‌سازي را در آن سازمان از بين مي‌برد و از كارآيي و خدمت‌رساني آن كاسته مي‌شود.

ضمن آنكه اين تغييرات گسترده موجب حيف و ميل منابع دولتي گشته و بسياري از پروژه‌هاي اجرايي و مديريتي نيمه كاره رها مي‌گردد چرا كه مديران بعدي از آن حمايت نمي‌كنند و ... .

البته ذكر اين نكته مهم است كه در مواردي كه مردم به يك گفتمان و اصول اعتقادي راي مي‌دهند و شرايط خاص فرهنگي و اجتماعي را طلب مي‌كنند، اين حق مديران منتخب است كه در مواردي كه فكر و ديدگاه مديران قبلي با اصول انقلاب اسلامي و يا مطالبات اجتماعي و ديني همخواني ندارد، از مديران هم‌فكر و معتقد به اصول انقلاب استفاده كند، اما اين تغييرات بايد محدود به عرصه‌هاي خاص فرهنگي و اجتماعي شود و در بسياري از امور تخصصي و علمي كه اساسا نوع خدمت‌رساني به مردم در آن خيلي وابسته به ديدگاه‌هاي فكري مديران نيست، چه نيازي است كه همه مديران و حتي مديران جزء تغيير يابند و در صورت لزوم تغيير مديران اصلي نيز، آيا افراد شايسته، پاك، متعهد و متخصص در همان سازمان وجود ندارد و لزوما بايد از ساير نهادها، افراد آشنا و ... مديران جديد گسيل يابند؟!
البته موارد فوق ناقض اين موضوع نيست كه در شرايط خاصي كه مديران يك سازمان، آلوده به مفاسد اقتصادي و ... باشند و يا تعمدا در مسيري غير از مباني انقلاب اسلامي عمل نمايند، تغيير دسته جمعي آنها عين ضرورت است.
به هر حال نظر مي‌رسد در نهادهاي علمي و تخصصي مثل مراكز دانشگاهي وجود ساختاري قانوني براي رشد و ارتقاي كارمندان تا سطوح بالاي مديريت بدون دخالت روابط خاص مي‌تواند هم به آموزش نيروي انساني بيانجامد و هم انگيزه او را افزايش دهد و شايسته‌سالاري را نهادينه سازد. چرا كه مديريت اتوبوسي و باند بازي‌هاي حزبي، عرصه خدمت به مردم را به عرصه قدرت‌طلبي و انحصار قدرت مي‌كشاند.
تغيير و تحول در هر سيستم و وزارتخانه يک گام به جلو است که کارآمدي سيستم را ارتقا مي‌بخشد.

البته نگاه اين نوشتار كلي بوده و دولت‌هاي گذشته و فعلي و آتي را شامل مي‌شود. هرچند دولت نهم در راس از همان ابتدا ثابت كرد به دنبال باندبازي نيست. اما متاسفانه در رده‌هاي پايين و در استان‌ها مردم شاهد اين معضل بوده و هستند. به طوريكه به عنوان مثال اگر گفته شود فلان مسئول ارشد استان مي‌رود، اغلب مي‌گويند فلاني‌ها هم با او خواهند رفت و اين نمونه‌اي از مديريت اتوبوسي است.

هنوز يادمان نرفته كه پس سال‌ها انتظار، سفر اول استاني دولت نهم به استان خراسان جنوبي صورت پذيرفت. استاني كه داراي آثار تاريخي بكر، معادن غني و مشاهير و مفاخري به نام است، اما رخساري محروم و محزون داشت. استاني كه مردان و زنان غيور آن، از تمامي ظرفيت و حيثيت خويش براي سربلندي و سرافرازي ميهن اسلامي بهره مي‌جويند. استاني كه دختران و پسرانش، تجلي عفت و غيرت را طالبند. استاني كه كودكان شيرين سخنش، مقدمه كليه حركات خود را در مدد از اهل بيت مي‌دانند و سرانجام استاني كه در استقبال از رئيس جمهور عزيزش، صحنه‌هايي تكرار ناشدني را به نمايش گذارد.

آري! خراسان جنوبي در جريان سفر اول و دوم استاني دولت شاهد خلق صحنه‌هايي بود كه شايد تا مدتها تكرار نشود. صحنه‌هايي كه پيام استحكام پايه‌هاي مردمي نظامي مقدس اسلامي را به تمامي دنيا عرضه كرد.
حضور دكتر احمدي‌نژاد و اعضاء محترم كابينه نهم، مجالي را براي طرح مطالبات مردم خراسان جنوبي فراهم كرد. اصرار دكتر احمدي نژاد در استماع تمام و كمال مطالبات مردمي، باعث طرح هر آنچه دردل بود شد. مطالباتي كه طرح بسياري از آنها از عمق جان نشأت مي‌گرفت.

اينك مردم خراسان جنوبي در همه شهرستان‌ها بخصوص در شهرستان‌هاي نهبندان، سربيشه و درميان به انتظار تعويض مديران ضعيفي هستند كه متأسفانه رفتار و گفتار مديريتي ناموفق آنان به نام دولت نهم نوشته مي‌شود.

البته هدف از تمام اين نوشتار، تغييرات اساسي به منظور ايجاد فضايي بهتر و کارآمدتر براي خدمت رساني به مردمي است که حماسه جديدي را در بيست ودوم خرداد امسال آفريدند.

اميد است كابينه دولت نهم در راس و در سطوح مديريتي استان‌ها از جمله خراسان جنوبي شركت سهامي نباشد و البته احتمال تغييرات كارشناسانه وجود دارد.

نويسنده: احسان مداح

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم تیر 1388ساعت 10:57  توسط احسان مداح  | 

این روزها اغتشاشات و درگیری هایی که به بهانه آرای یک نامزد در کشور به پا شده نگرانی ها را بیشتر کرده است. آنچه اتفاق می افتد درست به گفته مقام رهبری از جنس آقای موسوی نیست. اما متاسفانه عده ای به نام آقای موسوی درگیری ایجاد می کنند و البته آقای موسوی هم موضع جدی نمی گیرد که همین سبب دامن زدن به اغتشاشات شده است.

مقام معظم رهبری هم از این موضوعات این روزها نگرانند و جمعه این هفته فرمایشات ایشان حکایت از اوج این نگرانی بود. کمتر کسب بود که صحبت های آقا را دنبال نکند. صحبت های آقا مانند همیشه مهم و اساسی بود. بخش پایانی صحبت های رهبری آنقدر آموزنده و سنگین بود که من و خانواده هم مانند نمازگزاران تهران گریه کردیم و پیش خودم گفتم این روزها بر رهبر ما خیلی خیلی سخت گذشته است. مقام معظم رهبری در بخش پایانی سخنان خود خطاب به امام زمان(عج) فرمودند: آنچه را لازم بود انجام داديم و آنچه را بايد گفت، گفتيم.
رهبر انقلاب اسلامي فرمودند: اي سيد و مولاي ما، ما آنچه را لازم بود انجام داديم و آنچه را بايد گفت، گفتيم و خواهيم گفت. ما جان ناقابل و اندك آبروي خود را در كف دست گرفته ايم و آن را در راه انقلاب و اسلام فدا خواهيم كرد، ما اين راه را با قدرت ادامه خواهيم داد و شما كه صاحب حقيقي اين انقلاب و كشور هستيد براي ما دعا كنيد.

بنده نیز خطاب به رهبر عزیز باید بگویم آقا ما برای اجرا و اطاعت هرگونه فرمان شما آماده ایم و معتقدم تنها راه برون رفت از مشکلات فعلی توجه به فرمایشات شما پیر فرزانه است.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم خرداد 1388ساعت 21:8  توسط احسان مداح  | 

مجموعه شوراي شهر و شهرداري بیرجند بايد با تعامل مناسب و دوستانه و انسجام و هماهنگي با يکديگر و دستگاه‌های اجرایی در جهت حل مشکلات اصلي شهر گام بردارند.
مسائل بافت‌هاي فرسوده، محدوده شهر، حمل و نقل عمومي، محيط زيست، مسکن و نظارت بر ساخت و سازها و استحکام آنها از مهمترين مسائلی است که شورای شهر باید پیگیر و پاسخگوی آن باشد.
توقع اين است که با همت و تلاش و با عزم جدي براي برطرف کردن ناهماهنگي‌هاي احتمالي ميان دستگاه‌ها و سازمان‌هاي مربوط، گره اين مشکلات از جمله حمل و نقل عمومي و ترافيک در برخی نقاط شهری از جمله خیابان طالقانی گشوده و زمينه آسايش مردم فراهم شود.
مشخص شدن حريم و محدوده شهر و جلوگيري از ساخت و سازهاي بي‌رويه افراد فرصت طلب و نابودي منابع طبيعي از ديگر مسائل مهم است که شورای شهر باید به آن توجه کند.
ايجاد انگيزه  در شوراها مهمترين عامل  پيروزي  و دستيابي  به  اهداف مورد نظر  است  و اعضاي  شورا بايد  با ديدي  باز به مسائل توجه  كنند و با کنار گذاشتن اختلافات حزبی و سیاسی به حل مشکلات شهروندان بیندیشند.
از سویی دیگر شهرداري‌ها همواره در معرض افراد فرصت طلب و سودجو قرار دارند اما ارتباط با مردم و دسترسي آسان آنان به مديران شهرداري‌ها، موجب مي شود زمينه بسياري از فرصت طلبي‌ها از بين برود.
بايد در اداره شهر از روش‌هاي علمي و محققان برجسته دانشگاه‌ها نيز استفاده شود. شفاف سازي هزينه‌ها و بودجه‌هاي شهرداري، رعايت بيت‌المال و تاثيرنگذاشتن گرايش‌ها و اختلاف نظرهاي سياسي بر کارها و خدمت به مردم نیز ضروری است. 
آنچه این روزها از جلسات شورای اسلامی شهر بیرجند منتشر می‌شود حکایت از اختلاف بالای اعضا با شهردار حکایت دارد. فردی که از همان ابتدا به شدت دنبال اجرای دقیق قوانین بوده و همین روحیه برای برخی افراد از جمله کسانی که قصد داشته‌اند بدون مجوز شهرداری اقدام به ساخت  ساز کنند و قوانین شهری را رعایت نکرده‌اند قابل تحمل نبوده است و به همین دلیل با شهردار مخالفت کرده و می‌کنند.
باید توجه داشت شهردار یک فکر دارد و یک فکر نیز به بن بست می رسد، شورا باید یار فکری شهردار باشد، شورا باید شهردار را همراهی کند تا این قدر شهردار عوض نشود که استعداد ها به هرز رود. از سویی دیگر شهردار هم باید بداند که دانای کل نیست. گاهی یک آدم کم تجربه چیزی می‌گوید که می تواند برای شهردار مثمرثمر قرار گیرد.
اما آنچه از جلسات پنجشنبه شورای شهر بیرجند بیرون می‌آید بوی تعامل و همکاری ندارد و ظاهرا برخی اختلاف دیدگاه‌ها در شورای شهر با شهردار بزرگ جلوه کرده‌اند و این اختلافات تا احتمال تغییر شهردار سوق یافته است.
اینکه اعضای شورای شهر برای برکناری شهردار متحد شوند در صورتی که کارشناسی شده باشد منطقی و قابل قبول است اما اینکه تعدادی از اعضا به خاطر اختلافات فردی و حزبی به دنبال برکناری شهردار بیرجند و یا فشار برای استعفای شهردار باشند پسندیده نیست.
از سویی دیگر تلاش برخی اعضای شورای شهر در این روزها که در آستانه انتخابات دهم ریاست جمهوری قرار داریم برای حذف برخی دیگر از اعضا از شورا و جایگزینی اعضای علی‌البدل حکایت از آینده‌ای نه چندان روشن برای شورای شهر و شهرداری بیرجند دارد.( نويسنده: احسان مداح)

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 11:49  توسط احسان مداح  | 

12 فروردين سال 1358 سالروز استقرار جمهوري اسلامي است، روزی که ملت ایران بزرگترین و زیباترین آری تاریخ را به تبعیت از رهبری مقتدر و شجاعش به یک نظام داد. ابتدا فرارسیدن این روز را گرامي داشته و اين روز را به محضر مقام معظم رهبري و دولتمردان و مردم کشور و استان تبريك می گویم.
انقلاب اسلامي ايران به دست مردم انقلابي و آزادي خواه ايران در سال 57 در مقطع زماني خاص و سرنوشت ساز به پيروزي رسيد و اين انقلاب سرفصل جديدي فراروي ملت هاي مظلوم و ستمديده قرار داد و تحول عظيم و بنيادين در جهان به ويژه جهان اسلام گشود و عظمت پوشالي استكبار جهاني به ويژه آمريكاي جنايتكار را در هم كوبيد و مولودي مبارك بنام جمهوري اسلامي را در ايران بنا نهاد.
يوم الله دوازدهم فروردين روز پيروزي مستضعفين بر مستكبرين، روز تثبيت انقلاب اسلامي، روز استقرار نظام اسلامي و حكومت اسلامی و روز تجلي حكومت عدل الهي و تحقق وعده حق تعالي در بذل عزت و بزرگي بر مستضعفان جهان است.
يوم الله دوازدهم فروردين در شرايطي فرا رسیده كه عليرغم تمام تلاش دشمنان اسلام بر عليه كشور و نظام مقدسمان و حرکت برای تحريم انتخابات، مردم قهرمان و يكپارچه و فهيم ايران اسلامي می خواهند در خرداد امسال باری ديگر با انگشت‌هاي جوهري خود پاي برگه‌هاي تأييد و تحكيم انقلاب را انگشت بزنند و پيام رساي 12 فروردين سال 58 را بار ديگر به نمايش گذاشته و مهر تأييدي ديگر بر تارك درخشان تاريخ انقلاب اسلامي را باخون جوشان خود تأييد کنند و حاضر هستند نهال تناور شده انقلاب را با خون خود سيراب كنند و همچنان گوش به فرمان مقام معظم رهبري همچون سربازي با آگاهي كامل، تفكري روشن و اراده اي پولادين آماده تكرار حماسه‌هاي آفريده شده در صحنه‌هاي مختلف سياسي-عبادي و... بوده و همچنان به ميثاق خود با آرمان‌هاي والاي نظام اسلامي پايبند و استوار هستند.
از نگاهی دیگر باید توجه داشت نامگذاري حكيمانه سال 88 به نام سال اصلاح الگوی مصرف از سوي رهبر فرزانه انقلاب اسلامي امري مهم در پيشبرد اهداف بلند مدت نظام و در راستاي حماسه 12 فروردين 58 است. اکنون در چنین شرایطی و آن هم در آستانه انتخابات دهم ریاست جمهوری بدخواهان نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران به خصوص استكبار جهاني به سركردگي آمريكاي ام الفساد جنايتكار باید بدانند كه هرگز نخواهند توانست صفوف محكم و استوار ملت ايران و جهان اسلامي را كه به سلاح ايمان و دين مبين اسلام مسلح است از هم بگسلند و بعد از گذشت سه دهه از پايداري ملت مقاوم ايران و تلاش بسيار با ارزش مسئولين خدوم و دلسوز در دفاع از كشور و استقلال، آزادي و جمهوري اسلامي، نمي‌توانند مانع عزتمندي ملي و پيشرفت كشورمان شوند.
اکنون در شرایطی که غرب کشورمان را با تحریم های مختلف مواجه کرده است شاهدیم که دانشمندان جوان ایرانی ما متحد مانند اتحاد مردم در 12 فروردین 58 برای توسعه و پیشرفت کشور قدم های بزرگی بر می دارند و ماهواره امیدی را به فضا می فرستند که چشم همه دشمنان نظام را خیره می کند و آنان را به وحشت انداخته و در فکر فروبرده است و البته تعدادی از همین دشمنان به پیشرفت های قابل ملاحظه ایران اعتراف می کنند و این ماهواره امید است که امروز امید را در دلت آزادی خواهان جهان دمیده است.
آری ملت ایران همواره برای دفاع از ارزش های دینی و ملی خود طی 30 سال اخیر با حضور در انتخابات های مختلف بیش از 30 آری سر داده و تا زمانی که هدف حفظ نظام و استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی باشد همچنان آری سر خواهد داد و آری خواهد گفت. انشاا...( نویسنده: احسان مداح)

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم فروردین 1388ساعت 10:59  توسط احسان مداح  | 

خوشبختانه در سال های اخیر با درایت  و هوشیاری رهبر معظم انقلاب شاهد نامگذاری سال ها هستیم. سال 86 با نام سال پیامبر اعظم(ص)، سال 87 با نام نوآوری و شکوفایی و امسال نیز به نام سال اصلاح الگوی مصرف نامگذاری شده است.
نامگذاری سال ها که حرکت و سنتی پسندیده است در سال های گذشته ثمرات بالایی برای کشور در داخل و خارج از مرزها به دنبال داشته و همواره این نامگذاری ها نقشه راهی برای مسئولان کشور بوده و موجب شده توطئه های دشمنان یکی پس از دیگری نقش بر آب شود.
مقام معظم رهبری در پیام نوروزی شان امسال را سال حرکت مردم و مسئولان به سوی اصلاح الگوی مصرف نامگذاری کردند و باری دیگر مسیر را برای حرکت مردم و مسئولان برای یکسال مشخص کردند.
نامگذاری امسال به نام اصلاح الگوی مصرف قطعا فواید و ثمرات بالایی در ابعاد مختلف برای کشور خواهد داشت. صرفه جویی در مصرف آب، برق، گاز، نان، موادغذایی، موادسوختی و دهها ماده و کالای دیگر به طور قطع هم برای خانوارها وهم برای کشور مفید خواهد بود.
همانطور که رهبری نیز در اجتماع پرشور مردم مشهد فرمودند مقابله با اسراف و صرفه جويي صحيح، با حرف امكان پذير نيست و قواي مقننه و مجريه موظفند با قانونگذاري صحيح و اجرا و پيگيري قاطعانه الگوي مصرف را از "توليد تا مصرف و بازيافت " اصلاح كنند.
جملات حکیمانه رهبر فرزانه انقلاب که پیام های زیادی دارد از چند زاویه قابل طرح است. اول اینکه ایشان صرفه جويي را درست مصرف كردن و مصرف كارآمد و ثمر بخش خواندند و اصلاح الگوي مصرف و پرهيز از اسراف را مسئله‌اي ديني و عقلي برشمردند و از سویی دیگر مثال های زیبایی برای اسراف در کشور ارائه کردند که در مقوله اسراف در سطح ملي و در سطوح مسئوليتي به شبكه‌اي فرسوده انتقال آب و برق، مصارف بي رويه در سازمانها، سفرهاي بيهوده و نگاه تجملي مسئولان اشاره داشتند.
رهبر معظم انقلاب در بخش دیگری از سخنان خود در خصوص اصلاح الگوي مصرف؛ اين حركت را گامي اساسي در روند پيشرفت و عدالت دانستند و فرمودند: بيماري اسراف، از لحاظ اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي، آسيبها و مشكلات گوناگوني بوجود آورده و آينده كشور را تهديد مي‌كند.
در سال جاری همه مسئولان و مردم وظیفه سنگین و سخت ولی شدنی را بر عهده دارند. وظیفه ای که طبق روایات دینی و اسلامی ما نیز باید به آن توجه شود. صرفه جویی و پرهیز از اسراف امسال باید به طور جد دنبال شود. مسئله ای که در برخی بخش ها از جمله آب، برق، گاز، نان، مواد غذایی و سوختی بیشتر قابل بررسی است. زیرا با عمل به فرمایشات حکیمانه رهبری از سویی به تاکیدات دین توجه کرده ایم و از طرفی دیگر با مصرف صحیح و پرهیز از هزینه های اضافی از هدر رفت انرژی، مواد و کالاهای مختلف جلوگیری خواهیم کرد و این کمک بزرگی در تحول اساسی در کشور خواهد بود.
اینکه بیش از یک سوم نان کشور ضایعات باشد، اینکه بخش اعظمی از آب کشور بیهوده صرف شود، اینکه بخشی از آب به خاطر فرسودگی شبکه های آبرسانی هدر برود و اینکه استفاده بیهوده از گاز، برق، مواد سوختی و مواد غذایی داشته باشیم و در برخی از این موارد جز کشورهای اول هدررفت در منطقه و حتی جهان باشیم و اینکه در مصرف برخی کالاها کشور ما از میانگین جهانی بسیار بالاتر باشد چیزی نیست که بشود به سادگی از کنار آن رد شد و این می طلبد تا همگان به اصلاح الگوی مصرف یعنی همین شعار زیبای امسال عمل کنیم.( نویسنده: احسان مداح)

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم فروردین 1388ساعت 20:51  توسط احسان مداح  | 

خبرگزاري فارس: خطا‌هاي بزرگي كه شاه مرتكب شد، پايه‌هاي حكومت و سلطنت او را لرزانيده و اورا به سقوط حتمي نزديك گردانيده است.
شاه در ماه‌هاي قبل از سقوط خود گفته بود كشورش در بيست و پنج سال آينده نيروي پنجم در جهان خواهد شد. و جمعيت ايران به 65 ميليون مي‌رسد، و سطح درآمد يك ايراني با درآمد يك اروپائي برابر خواهد شد. سپس شاه اظهار اميدواري كرد كه حكومتش تا 15 سال آينده ادامه يابد پس از آن حكومت را به وليعهد سپرده و كنا‌ره‌گيري خواهد كرد.
يكسالي از اين سخنان نگذشت كه تخت طاووسي به لرزه درآمد و عمر سلطنت او نه با سنوات كه با ساعات شمرده مي‌شد.
به طور خلاصه مي‌توان گفت: خطا‌هاي دهگانه بزرگي كه شاه مرتكب شد، پايه‌هاي حكومت و سلطنت او را لرزانيده و اورا به سقوط حتمي نزديك گردانيده است.
اولين اشتباه او اين بود كه ميلياردها دلار را صرف خريد اسلحه گران و سنگين كرد،‌به دليل آنكه معتقد بود نيروهاي نظامي ايران براي دفاع از اراضي و ثروت داخلي ضروري است، در حالي كه تنها راه متوقف ساختن مسابقه بدست آوردن اسلحه جديد،‌خلع سلاح جهاني است، و چون شاه به خلع سلاح جهاني اميدي نداشت به ساختن بزرگترين ناوگان دريائي و تجهيزات هوائي و آماده‌سازي ارتش در منطقه خاورميانه پرداخت.
لكن اين اسلحه‌هاي مدرن در متفرق ساختن تظاهرات‌هاي مردم ايران به كار نيامد و توپخانه‌هاي سنگين ارتش شاه نتوانست فرياد‌هاي خشمگين مردم بي‌سلاح را ساكت و خاموش سازد، در حالي كه اگر شاه نيمي از اين پول‌هاي فراوان را در راه رفاه عمومي مردم صرف مي‌كرد،‌چنين شكاف و پرتگاهي بين او و ايراني‌ عادي بوجود نمي‌آمد.
شاه مي‌خواست با اين نيروي نظامي خيره كننده، مترسكي براي كشورهاي كوچك و همجوار خود باشد، ولي آنها از او نهراسيدند، و گفته‌اند گاهي اوقات به فكر ضميمه ساختن برخي از آنها به كشورش بود، ولي نتوانست.
شاه با اين بودجه نظامي هنگفت مي‌توانست اگر كشورش در اشغال ارتش بيگانه قرار مي‌گرفت، آن را نجات بخشيده و آزاد سازد.
در چنين وضعي هر ايراني آماده بود كه يك نيمه لقمه‌اي نان بخورد و نيمه باقي را به خريد اسلحه اختصاص دهد تا كشورش از اشغال اجنبي خارج گردد. لكن مردم قهرمان ايران قبول نكردند كه خود را محتاج به نيمه‌ناني كنند، تا نظامي پديد آيد كه مبتذلتر و جنايتكارتر از آن در تاريخ ديده نشده است.
دومين خطاي شاه اين بودكه به فريب مردم و ملتش پرداخت،يعني وعده مي‌داد ولي عمل نمي‌كرد. هميشه سخن از آزادي و انتخابات آزاد مي‌گفت، ولي خبري از صحت آن نبود. پيوسته در كنار شاه‌مردان كوچكي بودند كه دست او را مي‌بوسيدند، و او از مردمان آزاد‌انديش و بزرگي كه سر در برابرش مي‌افراشتند و واقعيت را به او مي‌گفتند، دوري مي‌جست.
روز يازدهم اگوست سال گذشته، شاه در يك كنفرانس مطبوعاتي در برابر روزنامه‌نگاران و خبرنگاران اعلان داشت: او كوشش مي‌كند تا دموكراسي حقيقي را در كشورش پياده كند،‌ و اضافه نمود، به مخالفين حكومت فرصت و آزادي عمل مي‌دهد، تادر يك فضاي باز، فعاليت كنند و انتخابات آزاد را به زودي عملي مي‌سازد. در آن روز،‌همه روزنامه‌هاي جهان از اين پيشنهاد‌ها استقبال كردند. ولي چيزي نگذشت كه شاه از حرفش بازگشت. نه آزادي و نه دموكراسي و نه آزادي مطبوعات و نه انتخابات آزاد ...
قبل از آن هم، شاه چنين وعده و وعيد‌هائي مي‌داد و سپس زير آن مي‌زد! دموكراسي و آزادي مي‌داد، ولي پس از چندي نصف آن را مي‌گرفت. آزادي زندانيان سياسي را عنوان مي‌كرد و صد‌نفري را آزاد مي‌كرد ولي در زندان‌ها و بازداشتگاه‌ها هزاران هزار نفر را همچنان باقي مي‌گذارد.
در روزهاي اخير كه شاه وعده داد كه فقط يك پادشاه اسمي باقي خواهد ماند و از باقي قدرتش چشم خواهد پوشيد، اغلب ملت ايران حرف او را باور نكرده و اصرار نمودند كه شاه بايد قبل از هر چيز از ايران خارج گردد.
سومين خطاي شاه اين بودكه به اصلاحات بزرگ و ساختن بناهاي بزرگ و كارخانه‌هاي مختلف دست مي‌زد، ولي او ايراني را فراموش كرد. او تلاش كرد روي سر هر فرد ايراني كلاه اشرافي گذارد و شلوار خارجي به پايش كند ولي او را از آزادي كه اشراف و بيگانگان برخوردارند، محروم ساخت در ايران خاصه در خيابان‌هاي تهران، اتومبيل‌هاي آخرين سيستم موج مي‌زد، لكن نظام حكومتي ايران از سيستم حكومت‌هاي قرون وسطائي برخوردار بود. در وزارت كشور ايران دهها مغز الكترونيكي جديد مشغول به كار بود كه در كنار آن صدها تازيانه و چوبه‌دار ديده مي‌شد... هتل‌هاي بي‌نظيري كه در اروپا هم ساخته نشده، در ايران به چشم مي‌خورد،‌و در كنار ‌آن بازداشتگاه‌ها و سياه‌چال‌هائي بنا نهاده شد كه در عالم نظير آنها ديده نمي‌شود.
اولين شرط حكومت‌هاي جديد، برخورداري مردم از حقوق انساني و همگاني است، در اين صورت اگر دهها راديو با دهها زبان خارجي در ايران برنامه پخش كنند. ولي فرد ايراني اين زبان‌ها را نداند فائده‌اش چيست؟ اگر فرد ايراني در كشورش دانشگاه‌هائي بزرگتر از دانشگاه‌هاي آكسفورد و هاروارد داشته باشد ولي نتواند از آزادي كلام برخوردار باشد چه فايده‌اي دارد، اگر در ايران بزرگترين قصرهاي مجلل و تاريخي ساخته شود، ولي فرد ايراني نتواند داخل آنها شود فائده‌اش چيست؟ بي‌ترديد در اين صورت فرد ايراني به سهولت داخل بازداشتگاه‌ها و زندان‌ها خواهد شد!
چهارمين خطاي شاه اين بود كه او متوجه ظهور و بروز نسل جوان و روشنفكر ملت ايران كه در دانشگاه‌هاي اروپا و آمريكا درست خوانده و بالاترين درجات علمي را كسب كرده و سال‌هاي سال در فضايي از آزادي و دموكراسي و عدالت زندگي كرده، نشده بود و هنگامي كه اين گروه‌هاي جوان تحصيل‌كرده، هزار، ‌هزار به كشور خود باز مي‌گشتند، احساس غربت مي‌‌كردند، ‌هيچ يك از آنها نديده بودكه در امريكا يكي از وزرا دست رئيس‌جمهور را ببوسد و كسي از آنها به ياد ندارد كه كسي در كشور سوئد در برابر پادشاه كشور، سجده نمايد. و بالاخره كسي نشنيده كه در هيچ كشوري گفته باشند فرمان شاه چون يك فرمان الهي است بايد آن را اطاعت كرد و از آن سرپيچي ننمودو گفتگوئي هم درباره آن نكرد.
شاه ايران بايستي متوجه اين خلاء و شكاف عميق كه بين او و روشنفكران بوجود آمده است مي‌شد. او به هر كشوري از كشورهاي اروپا و امريكا كه ميرفت هزاران هزار دانشجو در مقابلش به تظاهرات پرداخته و سقوطش را خواستار مي‌شدند، و مأموران پليس اين كشور‌ها كوشش بسياري به خرج مي‌دادند تا جان شاه را از دست اين دانشجويان خشمگين و انتقامجو رها سازند.
لكن اطرافيان شاه و چاپلوسان او را گمراه ساخته و به او مي‌گفتند كه اينها كمونيست‌ها هستند و اين دانشجويان با اين احساس و خشم توفنده به ميهن خود بازگشته و فساد دستگاه شاه و نفرت جهان را از اين رژيم ننگين بين ملت خود منتشر ساختند.
پنجمين اشتباه شاه اين بودكه نفهميد تخت سلطنت زماني مستقرو ثابت مي‌ماندكه به قلب مردم و خلق كشور تكيه داشته باشد، چرا كه سرانجام مأموران امنيتي متلاشي مي‌شوند و قلعه‌ها فرو مي‌ريزد و اسلحه و قدرت از بين مي‌رود، ولي، دوستي مردم قلعه محكمي است كه حاكم مي‌تواند در آن از فتنه‌هاي زمان و روزگار خود را محافظت كند.
ششمين خطاي شاه اين بودكه به ايمان اسلامي و فطرت پاك ملت ايران اعتماد نداشت. در فروش نفت به دشمن اسلام و مسلمانان، يعني اسرائيل پافشاري كرد، حتي در زماني كه كليه كشورهاي عربي و اسلامي از فروش نفت به اسرائيل و كمك كنندگانش خودداري ورزيدند، شاه ايران دست از حمايت اسرائيل برنداشت و در كنفرانس تحريم صدور نفت به اسرائيل كه از طرف كشورهاي عربي (در زمان ـ جنگ اكتبر 1973) تشكيل شده بود، شركت نكرد و اين واكنش‌هاي ضد‌بشري شاه، تأثيرات عميق و جانگاهي در اعماق قلب ملت مسلمان ايران باقي گذاشت.
هفتمين خطاي شاه اين بود كه به پليس سري خود (ساواك) كه او را با گزارشهاي خود فريفته بودند، تكيه مي‌كرد. اين سازمان وانمود كرده بود كه مردم در آرامش بسر مي‌برند و مردم شاه را مي‌خواهند و خطا‌هاي شاه در بين مردم جزو محسنات او دانسته مي‌شود. اين سازمان هم چنين وانمود كرده بود كه هر صاحب رأي و انديشه‌اي، ‌دشمن، و هر مكاري، دوست و عزيز است، نتيجه اين شد كه يك حفره وشكاف عميق بين شاه و اكثريت قاطع ملت ايران بوجود آمد.
هشتمين خطاي شاه اين بود كه تمام تصميماتش را پس از گذشت وقت آن حتي پس از گذشت پنج سال مي‌گرفت و گمان مي‌برد كه اين يك كار جديد و نو است كه او ‌آغاز كرده است. زندانيان سياسي را پس از سال‌هاي متمادي كه در زندان بودند، پس از كوشش‌هاي بسيار كه از طرف گروهها و انجمن‌ها و سازمان‌هاي داخلي و خارجي مي‌شد‌، آزاد مي‌كرد، ولي شاه تصورمي‌كرد كه مردم از او اين درخواست را نموده‌‌اند. شعبه سياسي اداره امنيت و جاسوسي را لغو كرد، در حالي كه ساليان سال و مدتها قبل مردم خواستار لغو آن بودند.
نهمين خطاي شاه اين بود كه او گمان نمي‌برد كه دنيا تغيير كرده است، و ملت‌ها امروز روشنتر و با سوادتر از مردمان دوره‌هاي پيش هستند و چيزهائي بيشتر و بهتر از پيشينيان خود ديده و مي‌شنوند، كارها و اعمالي كه مختص پليس‌هاي سري است در دهه آخر سال‌هاي 1960 به بعد در همه كشورها منسوخ شده بود و در اوايل دهه 70 هيچ كشوري آن را نمي‌پذيرفت، شاه دستور الغاء آ‌ن را در اواخر دهه هفتاد صادر مي‌نمود.
دهمين خطاي شاه اين بود كه او از انقلاب و واژگوني رژيم، در افغانستان درس عبرت نگرفت و از سقوط ديكتاتوري امير‌ محمد داوخان و كليه دستگاه‌هاي امنيتي و سري‌اش پند نپذيرفت و از آنچه در امپراطوري سياه حبشه به وقوع پيوست، درس نياموخت، بلكه به لجاجت و گستاخي، و جنايات خود عليه ملت ايران ادامه داد.
مصطفي امين در پايان مقاله اضافه مي‌كند: ما معتقديم كه بايد در ايران،‌يك حكومت بي‌طرف روي كار آيد نه به چپ و نه به راست تكيه كند و نه به غرب و نه به شرق اتكاء داشته باشد، در راه مصالح مردم خويش به جلو رود،‌تا اين نهضت و انقلاب درخشان با وحدت و يگانگي مردم قدرتمند ايران در سايه دموكراسي و آزادي به پيروزي و موفقيت برسد.
منبع: "اخبار اليوم" چاپ مصر، نويسنده، مصطفي امين، روزنامه‌نگار مصري، خواندنيها، شماره 24، سال 39 (1357)
«ويژه نامه 30 سالگي انقلاب اسلامي » در خبرگزاري فارس
انتهاي پيام/

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم بهمن 1387ساعت 23:48  توسط احسان مداح  | 

                                     Image hosted by allyoucanupload.com

براي افرادي كه در آن روزهاي سرخ و قيام و انقلاب حضور نداشته اند، انقلاب مجموعه اي است از عكس ها، فيلم ها، گفته ها و نوشته هايي كه در گوشه و كنار مي بينند و مي شنوند و مي خوانند و نقطه اوج بيان اين مطالب « بهمن ماه » است.
اين روزها به هرجا كه نظر بيندازيم، تصويرهايي زيبا به پاس بزرگداشت آن روزهاي تاريخي در برابرمان ظاهر مي شود. تصاويري به ياد ماندني از شيرزنان و غيور مرداني كه با ايماني مثال زدني و با رهبري امامي بي همتا به پا خاستند و با قدرت و صلابت، حكومتي ستمگر را به خاك انداختند و انقلابي آفريدند كه مايه حيرت همگان شد و معجزه قرن لقب گرفت. انقلابي كه نور اميد را در دل همه آزاد مردان عالم روشن ساخت و وحشت در دل مستكبرين انداخت.
اين روزها از آن مردان و زنان و از آن روزهاي پر شكوه، خاطرات و تصاويري ماندگار به جاي مانده است. خاطرات و تصاويري كه هيچ گاه نمي توانند به تنهايي رسالت پيام هاي شهيدان راه انديشه و ايمان را بر دوش كشند.
حالا من و تو هستيم كه بايد راه آنان را ادامه دهيم. ما هستيم كه بايد كمر همت ببنديم و با سلاح ايمان به پاسداري از دستاورد هاي مقدس انقلاب عزيز اسلامي و انقلاب سازان بي ادعا بپردازيم.

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم بهمن 1387ساعت 22:15  توسط احسان مداح  | 

مدیریت در همه کشورها دائمی و همیشگی و طولانی نیست و در کشور ما هم همینطور است و البته کمی مدتش کمتر است. روزی با کلی تعریف و تمجید و جلسات آن چنانی می آیی و روزی هم به همین شکل و یا بر عکس در سکوت کامل عوض می شوی.
به قول معروف قرار نیست که همیشه روی یک صندلی بشینی. راست میگن دنیا در گذر است و روزی یکی میاد و یکی میره. همون جوری که ماها به این دنیا اومدیم و روزی هم از این دنیا میریم و کسایی دیگه به دنیا میان و همین طوری ادامه داره تا.... . البته یادت نباد بره اون چی تو سفر بعدی بهش نیاز داری اعمال خوبه که مدیریت خوب هم عبادتی بزرگ به حساب می آید.
بگذریم خسته نکنم، می خواهم بگم که مراسم تودیع رئیس و معارفه سرپرست سازمان جهاد کشاورزی خراسان جنوبی  در حالی برگزار شد که باز هم از خبرنگاران دعوت نشد.
در این مراسم که عصر امروز در محل سالن جلسات جهاد کشاورزی استان برگزار شد، محمد زارعی به عنوان سرپرست سازمان جهاد کشاورزی خراسان جنوبی معرفی و از خدمات علی اکبر تناکی رئیس قبلی این سازمان تقدیر شد.
علی طالبی مسئول روابط عمومی سازمان جهاد کشاورزی استان در خصوص عدم دعوت خبرنگاران برای این مراسم گفت: مراسم بدون اطلاع قبلی بود و حتی کارکنان و مدیران شهرستانی جهاد کشاورزی حضور نداشتند.
عدم دعوت از خبرنگاران برای مراسمات تودیع و معارفه ظاهرا به موضوعی عادی در خراسان جنوبی تبدیل شده است.
هفته گذشته نیز بدون حضور خبرنگاران مراسم تودیع و معارفه رئیس سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان برگزار شده بود.
چندی پیش نیز مراسم تودیع معاون اجتماعی و ارشاد فرماندهی انتظامی خراسان جنوبی که به عنوان مسئول اطلاع‌رسانی ناجا در استان بیشترین تعامل را با خبرنگاران داشت بدون دعوت از اصحاب رسانه برگزار شد.
راستی یادم رفت بگم روزی که تناکی آمد کلی جلسه گذاشتند اما امروز حتی کارکنان این سازمان خبر نشدند که رئیسشون عوض شد.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم دی 1387ساعت 17:59  توسط احسان مداح  |