تبليغاتX
iran,  Image Hostingiran,  Image Hostingiran,  Image Hostingiran,  Image Hosting (بصیران بیرجند خراسان جنوبی احسان مداح) - رمضان‌خوانی و سحرخوانی در خراسان جنوبی
یاداشت های یک فعال خبری و رسانه ای
در گذشته نه چندان دور مراسمی با عنوان رمضان خوانی در روستاها و شهرهای خراسان جنوبی به خصوص بیرجند به صورت باشكوه برگزار می‌شد كه امروز مانند بسیاری از سنت‌ها به دست فراموشی سپرده شده است.

سحرپزان و سحرخوانی قبل از سحری با طبل‌های بزرگ از دیگر مراسمات ایام ماه مبارك رمضان در روستاهای خراسان جنوبی از جمله روستای بصیران بود؛ به طوری كه 2 یا 3 نفر از اهالی روستا هنگام سحری با به صدا درآوردن طبل موقع سحر را به اهالی روستا اعلام می‌كردند.
گاهی مراسم سحرخوانی در روستای بصیران با خواندن چاوشی‌های مذهبی قدیمی و سنتی نیز همراه بود و حال و هوایی دیگر به رمضان و سحری می‌داد

رمضان‌خوانی نیز از مراسم ویژه شهر بیرجند است، به گونه‌ای كه واژه رمضان در گویش بیرجندی "رمضو" تلفظ می شود.
در بیرجند به خصوص مناطق شمالی شهر رمضان‌خوانی فرهنگ و سنتی است كه پدر و پدر كلانش نیز به آن احترام داشته و به رمضانی بیرون می‌شده‌اند و حالا او نیز برای اجرای آن از خانه بیرون می‌آید.
در شب‌های ماه رمضان پس از نماز و افطار عده‌ای از پسران و نوجوانان در دسته‌های 4 تا 6 نفره به راه می‌افتادند و به در خانه‌های همسایگان خود و به ویژه سرشناسان و توانگران به قصد گرفتن انعامی برنامه‌ای ویژه و اشعاری خاص می خواندند و طلب انعام می‌كردند.
طبق آنچه نقل شده، برخورد مردم خوب بود، بعضی‌ها میوه می‌دادند، بعضی‌ها نان می‌‌دادند، بعضی‌ها پول می‌دادند، بعضی‌ها آب می‌ریختند و نوجوانان رمضانی خوان می‌دانستند كه مردم با آب ریختن شوخی می‌كنند و كار نیكی است كه از قدیم به جا مانده است.
چگونگی و ترتیب اجرای رمضانی بدین صورت بود كه چند پسر نوجوان جمع شده و بزرگتر یا خوش صداترین آنها كه اشعار رمضانی را خوب می داند به عنوان استاد و یا همان سر گروه به اتفاق به در خانه‌های مورد نظر می رفتند و پیش ورودی خانه جمع می شدند و رمضانی‌خوانی می‌كردند.
استاد و یا به لهجه بیرجندی استا برای آن كه مطمئن شود كه كسی در خانه هست یا نه با صدای بلند می گفت: رمضانی مار وامدی یا ورخانمده رمضانی ما را می دهید یا بخوانیمش و یا وامدید یا ورخانمده می دهیدش یا بخوانیمش. اگر كسی در خانه بود و چیزی به آنها می داد به در خانه دیگری می رفتند و گرنه اگر احساس می كردند كسی در خانه هست و پاسخ منفی نیز نمی شنیدند و احساس امیدی می كردند خواندن رمضانی را آغاز می كردند.
اشعار به این صورت بود:
رمضو آمد خوشنوم خدا
این سرا از كنه كه رو ورباد
دوپسر داره كه نودامادند
این سرا از كنه كه روبرروز است
دوختره داره كه مخمل دوز است
رمضو، این سرا از كیست كه خش خش می‌آید
صدای بشقاب كشمش می‌آید...

كمتر اتفاق می‌افتاد كه اشعار رمضانی تا آخر خوانده شود و معمولاً صاحبخانه یا از راه لطف یا برای دفع مزاحمت چیزی به آنان می‌دادند و گاهی برای فرار دادنشان ظرف آبی به سرو روی آنان می ریختند و بچه‌ها را رد می‌كردند.
البته اگر ماه رمضو در تابستان بود، معمولا اهالی محله آب می‌ریختند و گاهی نیز خواركی می‌دادند.
اكنون نیز در شهر بیرجند تعداد كمی به رمضانی خوانی می‌پردازند و این سنت زیبا به مانند دیگر سنت‌های ایرانی به فراموشی سپرده شده است.
كم توجهی به این سنت دیرینه به حدی بوده و است كه برای تهیه این گزارش حتی به سختی اشعاری جمع‌آوری شد و انتظار می‌رود متولیان فرهنگی و در راس آن فرهنگ و ارشاد اسلامی خراسان جنوبی به فرهنگ رمضانی خوانی بیشتر توجه كنند تا روزی شاهد غریبه شدن فرهنگ رمضانی خوانی در خراسان جنوبی نباشیم
.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم شهریور 1386ساعت 22:56  توسط احسان مداح  |