لزوم تغيير در سطوح مديريتي خراسان جنوبي(نويسنده: اجسان مداح)
ضرورت تغييرات مديريتي در سطح هر استان، يكي از مهمترين دغدغههاي هر دولت و دلسوزان هر استاني است. قرار گرفتن برخي از افراد در مصادري حساس و تأثيرگذار كه نه تنها اعتقادي به جريان ناب اصولگرا و نيز تحقق روحيه خدمترساني نداشته بلكه در جهت تضعيف روحيه خدومي گام برميدارند موجبات رنجش افكار عمومي در سطح استان خراسان جنوبي را فراهم آورده است. مردان و زنان خراسان جنوبي ميخواهند مديراني از جنس محمود احمدينژاد را در سطوح مختلف اجرايي و سياسي ببينند كه البته مطالبه بسيار شايستهاي است.
در بين مديران و مسئولان دولتي در خراسان جنوبي افرادي وجود دارند كه سرعت آنان در مقايسه با دولت مانند سرعت ماشين سواري در مقابل هواپيما است. پس بديهي است چنين مديراني كه كارايي لازم را ندارند چه بسا از نيروهاي اصولگرا باشند نميتواند براي آينده استاني تازه تاسيس و محروم مفيد باشند.
برخي در مواجهه با چنين نظري، تئوري ثبات مديريت را طرح ميكنند كه در اينجا بايد به اين عده گفته شود كه زماني ثبات مديريت مفيد خواهد بود كه با مديري موفق روبه رو شويم كه در اينجا ثبات مديريتي، براي جامعه فايده خواهد بود، اما نمي توان ثبات مديريت را براي مديري ناكارآمد لحاظ كرد چرا كه آثار مخربي را به دنبال خواهد داشت.
به عنوان مثال ادامه مديريت افرادي به عنوان عاليترين مقام در برخي شهرستانهاي استان در حالي كه وعده حتمي و قطعي حل مشكلات را ميدهند، اما از توان لازم برخوردار نيستند و يا ادامه مديريت فردي اصولگرا اما ضعيف در دستگاهي كه با جمع كثيري از افراد 14 تا 30 سال در ارتباط است و يا ادامه حضور فردي در پستي بسيار حساس و تأثيرگذار كه صدور حكم مسئوليت فعلي وي با احساس دلسردي شديد نيروهاي مؤمن و اصولگرا همراه بود آيا كمك به دولت عدالتخواه نهم بوده و براي دولت دهم است؟! بدون شك پاسخ منفي است چرا كه سيره رئيس جمهور مردمي و مكتبي با چنين رويهاي همخوان نيست.
از سويي ديگر بايد پرسيد آيا ادامه فعاليت فردي كه باعث فاصله مردم با عاليترين مقام خراسان جنوبي ميشود و از ملاقات برخي افراد با عاليترين مقام استان ممانعت ميكند آيا به نفع استان است؟! بايد پرسيد كه آيا ادامه فعاليت برخي مديران كه منافع شخصي و سازماني را بر منافع استاني ترجيج ميدهند آيا به نفع استان است؟!
از سويي متاسفانه در دورههاي مختلف و با تعويض مديران اصلي در هر مجموعه دولتي و عمومي، شاهد گسيل دستهجمعي مديران همفكر و يا دوست و آشناي مدير جديد به ادارات دولتي و عمومي بودهايم. اين واقعيت كه به «مديريت اتوبوسي» معروف شده است در بين هر دو جناح اصلي كشور مرسوم بوده است. اين شيوه انتخاب و انتصاب مديران، در اكثر موارد ناقض شايستهسالاري و تخصص محوري بوده است و معمولا مديران اصلي سازمانها، از افرادي غيرمتخصص كه تخصص و تجربه لازم در آن دستگاه را نداشتهاند، منصوب ميشوند و بيش از آنكه كارايي، تجربه و تخصص و تعهد آنها ملاك انتخاب باشد، رفاقتها و روابط حزبي و سياسي ملاك انتصابات مديران سازمان و وزارت خانههاست و به طور كلي روابط بر ضوابط ترجيح مييابد.
از همه اينها مهمتر، يكي از آسيبهاي جدي «مديريت اتوبوسي»، از بين بردن انگيزه رشد و تعالي در سطوح مختلف سازمان است. به طوري كه افرادي كه داراي رابطههاي خاص و زد و بندهاي سياسي و حزبي نيستند، اساسا اميدي به ارتقاي شغلي در سطوح بالا ندارند و ميدانند كه هميشه بايد منتظر باشند تا معاون وزير و يا مدير كل بعدي از يك سازمان و نهاد ديگر و بواسطه روابط خاص سياسي و حزبي و يا حتي روابط فاميلي منصوب شود و به همين دليل معمولا مديران منصوب نه از توان و تخصص علمي مربوط بهرهاي بردهاند و نه در ميان دستگاه ذيربط محبوبيت و نفوذ كلام خواهند داشت و اساسا تغيير بدنه كلي مديريت يك اداره هر چند سال يك باره ثبات مديريت و تصميمسازي را در آن سازمان از بين ميبرد و از كارآيي و خدمترساني آن كاسته ميشود.
ضمن آنكه اين تغييرات گسترده موجب حيف و ميل منابع دولتي گشته و بسياري از پروژههاي اجرايي و مديريتي نيمه كاره رها ميگردد چرا كه مديران بعدي از آن حمايت نميكنند و ... .
البته ذكر اين نكته مهم است كه در مواردي كه مردم به يك گفتمان و اصول اعتقادي راي ميدهند و شرايط خاص فرهنگي و اجتماعي را طلب ميكنند، اين حق مديران منتخب است كه در مواردي كه فكر و ديدگاه مديران قبلي با اصول انقلاب اسلامي و يا مطالبات اجتماعي و ديني همخواني ندارد، از مديران همفكر و معتقد به اصول انقلاب استفاده كند، اما اين تغييرات بايد محدود به عرصههاي خاص فرهنگي و اجتماعي شود و در بسياري از امور تخصصي و علمي كه اساسا نوع خدمترساني به مردم در آن خيلي وابسته به ديدگاههاي فكري مديران نيست، چه نيازي است كه همه مديران و حتي مديران جزء تغيير يابند و در صورت لزوم تغيير مديران اصلي نيز، آيا افراد شايسته، پاك، متعهد و متخصص در همان سازمان وجود ندارد و لزوما بايد از ساير نهادها، افراد آشنا و ... مديران جديد گسيل يابند؟!
البته موارد فوق ناقض اين موضوع نيست كه در شرايط خاصي كه مديران يك سازمان، آلوده به مفاسد اقتصادي و ... باشند و يا تعمدا در مسيري غير از مباني انقلاب اسلامي عمل نمايند، تغيير دسته جمعي آنها عين ضرورت است.
به هر حال نظر ميرسد در نهادهاي علمي و تخصصي مثل مراكز دانشگاهي وجود ساختاري قانوني براي رشد و ارتقاي كارمندان تا سطوح بالاي مديريت بدون دخالت روابط خاص ميتواند هم به آموزش نيروي انساني بيانجامد و هم انگيزه او را افزايش دهد و شايستهسالاري را نهادينه سازد. چرا كه مديريت اتوبوسي و باند بازيهاي حزبي، عرصه خدمت به مردم را به عرصه قدرتطلبي و انحصار قدرت ميكشاند.
تغيير و تحول در هر سيستم و وزارتخانه يک گام به جلو است که کارآمدي سيستم را ارتقا ميبخشد.
البته نگاه اين نوشتار كلي بوده و دولتهاي گذشته و فعلي و آتي را شامل ميشود. هرچند دولت نهم در راس از همان ابتدا ثابت كرد به دنبال باندبازي نيست. اما متاسفانه در ردههاي پايين و در استانها مردم شاهد اين معضل بوده و هستند. به طوريكه به عنوان مثال اگر گفته شود فلان مسئول ارشد استان ميرود، اغلب ميگويند فلانيها هم با او خواهند رفت و اين نمونهاي از مديريت اتوبوسي است.
هنوز يادمان نرفته كه پس سالها انتظار، سفر اول استاني دولت نهم به استان خراسان جنوبي صورت پذيرفت. استاني كه داراي آثار تاريخي بكر، معادن غني و مشاهير و مفاخري به نام است، اما رخساري محروم و محزون داشت. استاني كه مردان و زنان غيور آن، از تمامي ظرفيت و حيثيت خويش براي سربلندي و سرافرازي ميهن اسلامي بهره ميجويند. استاني كه دختران و پسرانش، تجلي عفت و غيرت را طالبند. استاني كه كودكان شيرين سخنش، مقدمه كليه حركات خود را در مدد از اهل بيت ميدانند و سرانجام استاني كه در استقبال از رئيس جمهور عزيزش، صحنههايي تكرار ناشدني را به نمايش گذارد.
آري! خراسان جنوبي در جريان سفر اول و دوم استاني دولت شاهد خلق صحنههايي بود كه شايد تا مدتها تكرار نشود. صحنههايي كه پيام استحكام پايههاي مردمي نظامي مقدس اسلامي را به تمامي دنيا عرضه كرد.
حضور دكتر احمدينژاد و اعضاء محترم كابينه نهم، مجالي را براي طرح مطالبات مردم خراسان جنوبي فراهم كرد. اصرار دكتر احمدي نژاد در استماع تمام و كمال مطالبات مردمي، باعث طرح هر آنچه دردل بود شد. مطالباتي كه طرح بسياري از آنها از عمق جان نشأت ميگرفت.
اينك مردم خراسان جنوبي در همه شهرستانها بخصوص در شهرستانهاي نهبندان، سربيشه و درميان به انتظار تعويض مديران ضعيفي هستند كه متأسفانه رفتار و گفتار مديريتي ناموفق آنان به نام دولت نهم نوشته ميشود.
البته هدف از تمام اين نوشتار، تغييرات اساسي به منظور ايجاد فضايي بهتر و کارآمدتر براي خدمت رساني به مردمي است که حماسه جديدي را در بيست ودوم خرداد امسال آفريدند.
اميد است كابينه دولت نهم در راس و در سطوح مديريتي استانها از جمله خراسان جنوبي شركت سهامي نباشد و البته احتمال تغييرات كارشناسانه وجود دارد.
نويسنده: احسان مداح
در رسانهها و مطبوعات مختلفی فعالیت کردهام. گاها اتفاقات و رويدادهايي ممكن است در جامعه به وقوع بپيوندد که تنها صفحه شخصي مي تواند محلي مناسبي براي انتشار اين وقايع باشد. البته يادمان نبايد برود تا جايي مي توانيم بنويسيم كه به اصل نظام ما آسيب وارد نشود.