ماه از شروع سال تحصیلی می گذره، اما هنوز اخماش تو همه، نه با بچه های خوابگاه گرم گرفته و نه به قول خودش از هم كلاسی هاش دل خوشی داره، تو این مدت حتی یك بار نرفته شهر رو ببینه، البته حق با اونه، آخه آدم، تنهایی بیرون رفتنش نمی یاد، كار هر روزش شده رفتن سر كلاس و بعد از كلاس هم تو خوابگاه تك و تنها یك گوشه نشستن و تو رویاهای مختلف سیر كردن.
حوصله هیچ كس و هیچ چیزی رو نداره، مدام یاد حرف های پدر و مادرش موقع انتخاب رشته می افته چقدر گفتن این شهر و اون شهر رو انتخاب نكن، ولی كو گوش شنوا؟!
فقط به قبولی دانشگاه فكر می كرد و تو این رویا بود كه بهش بگن دانشجو.
مدام با خودش غر می زنه اصلا چه اشكالی داره، الان هم دیر نشده، انتقالی كه حالا حالا ها درست نمی شه، اصلا چطوره انصراف بدم؟ نهایتش این كه 2 سال محروم می شم از كجا معلوم تو این 2 سال درس خوندن رشته بهتری قبول نشم؟! اونم تحصیل در كنار خانواده، دوستان و بین همشهری هام...راستش حوصله اطرافیانش رو هم سر برده، بس كه موج منفی می فرسته هیچ كس رغبتی برای هم صحبتی با اون رو نداره...
اكثر افرادی كه تحصیل و كار تو شهر دیگه رو تجربه كردن، شاید برای یك بار هم كه شده، این حرف ها رو تو دلشون زده باشن و اما نظر شما دانشجویان..

نظرات دانشجویان
یك دانشجوی مشهدی ترم 2 دانشگاه آزاد می گوید: با وجود این كه بسیاری از اقوام و آشناهای خانوادگی ام در بیرجند زندگی می كنند، ترم اول خیلی دلم هوای شهر و خانواده ام را می كرد به طوری كه گاهی اوقات افسرده می شوم.
مریم.ا می افزاید: اكنون كه 2 ترم از آغاز تحصیلاتم می گذرد، دوستان خوبی در خوابگاه و دانشگاه پیدا كرده ام و به قدری با هم صمیمی شده ایم كه وقتی به یاد روز فارغ التحصیلی و ترم آخر می افتم، نگران می شوم و حسرت روزهای اول را می خورم كه خوشی آن را ضایع كرده ام.
به گفته وی یك دوست خوب می تواند غم تنهایی را به شادی تبدیل كند و در واقع تجربه دوری از خانواده زمینه ساز استقلال فكری و شخصیتی فرد است و این مقوله زمانی محقق خواهد شد كه فرد بتواند خود را با شرایط سازگار كند.
وی ادامه می دهد: هیچ گاه اوقات چند نفر كه از شهرهایی با فرهنگ های متفاوت در كنار هم زندگی می كنند، بدون تنش و اختلاف نخواهد بود و فقط اندكی صبر و گذشت زمان و البته گذشت فرد این مشكلات را مرتفع خواهد كرد.
دانشجوی دیگری معتقد است: دلتنگی برای شهر، خانواده و دوستان قدیمی برای یك دانشجوی جدید الورود امری طبیعی است و نباید بابت آن به دانشجویان خرده گرفت.
وی می افزاید: دانشگاه و به خصوص مسئولان خوابگاه ها با پر كردن اوقات فراغت دانشجویان نقش مهمی در غلبه بر دلتنگی آن ها دارند و در صورتی كه در این زمینه تمهیدات لازم صورت نگیرد دانشجو ممكن است خلاء عاطفی و تنهایی خود را به گونه ای جبران كند كه نتیجه آن بروز ناهنجاری در فرد و به تبع آن در جامعه است.
وی با ابراز گلایه از بی توجهی مسئولان خوابگاه و دانشگاه در زمینه تامین امكانات رفاهی متذكر می شود: اگر دانشجو امكانات رفاهی داشته باشد تنها دغدغه او به خصوص در ایام تعطیل دوری از خانواده است اما گاهی به دلیل كافی نبودن امكانات رفاهی غم غربت بیش از ماهیت خود برای دانشجو متصور می شود و تاثیرات منفی خود را اغلب در قالب دلتنگی نشان می دهد.یك دانشجو نیز معتقد است: اگر دانشجو و به طور كلی هر فردی به لحاظ عاطفی تامین باشد پیشرفت تحصیلی او امكان پذیرتر است و هرگز حتی بهترین دوستان هم نمی توانند جای خانواده، پدر و مادر، خواهر و برادر را بگیرند و شاد بودن تابع شرایط زمانی و مكانی است.

كارشناسان می گویند
یك كارشناس ارشد روان شناسی با بیان این كه ورود به دانشگاه و ایفای نقش دانشجویی مستلزم مجهز شدن به شیوه های سازگاری است، به خبرنگار ما می گوید: احساس تنهایی و غم غربت از مشكلات شخصی است كه ممكن است هر دانشجوی جدید الورود آن را تجربه كند.به گفته كلثوم خزائی وقتی فرد خانه را به مقصد حضور در دانشگاه ترك می كند، به طور معمول درجاتی از دلتنگی را حس می كند، به طوری كه برخی چنان غرق در هیجان دوستان و فعالیت های جدید می شوند كه زندگی پیشین خود را به كلی از یاد می برند و گروهی فقط در چند دقیقه اول هیجان زده شده و پس از مدتی همه آن چه كه برایشان آشنا و صمیمی است، می شوند و در آرزوی دیدار خانواده و دوستان خود به سر می برند.
وی گروه دیگر را دانشجویانی معرفی می كند كه از همان ابتدای ورود به محیط دانشگاه و شهر در وحشت هستند و برای مدتی از یك روز تا یك نیم سال تحصیلی غمگین اند و تا حدودی احساس بیچاره گی می كنند.
وی تصریح می كند: افراد به هر محیط جدیدی كه وارد می شوند، ناچارند نیازهای خود را به نحوی متفاوت با قبل و با افراد دیگر تامین كنند و در نتیجه دچار غم غربت و دلتنگی می شوند.
مسئول مركز مشاوره دانشجویی دانشگاه علوم پزشكی بیرجند با بیان این كه هر یك از افراد برای تغییر آموختن روش های مختلف كنار آمدن با محیط های جدید آستانه تحمل خاصی دارند متذكر می شود: غم غربت شفای عاجلی ندارد ولی هر گاه فرد به شدت غمگین می شود اگر با كسی صحبت كند به طور حتم بهتر می شود و اغلب اوقات، مشاوران می توانند معنای تازه ای از فرد و زندگی را به او نشان دهند، او را به حل مشكلات و درك جدید محیط ترغیب كنند.

راهكارها:
خزاعی برای غلبه بر دلتنگی در دانشجویان جدید الورود توصیه می كند: این افراد با خواهر، برادر یا دوستی كه او هم از خانه دور است در خصوص شرایط خود صحبت كنند و یا این كه چند وسیله آشنا و مانوس مثل عكس، ادوات شخصی و... را از خانه به محل جدید بیاورند چرا كه این وسایل به فرد حس تداوم می دهد و شوك حاصل از محیط جدید را تسهیل می كند.
وی بر آشنایی دانشجویان با محیط جدید تاكید می كند و می گوید: قدم زدن در محیط اطراف آشنایی با محل استقرار ساختمان ها و كلاس ها و خدمات خاص مورد نیاز به تسلط فرد بر خود كمك می كند.به گفته این كارشناس ارشد، دوست یابی قدمی بزرگ در تخفیف غم غربت است و در این زمینه دانشجویان می توانند با دقت و توجه در ویژگی های شخصیتی دانشجویان و هم كلاسی افرادی فهیم و معتمد را به عنوان دوست انتخاب كنند.وی توصیه می كند: تماس با اعضای خانواده و بازگو كردن فعالیت ها و تجربه های جدید برای آن ها نیز از دیگر روش های غلبه بر دلتنگی است كه در این زمینه باید گفت: بهتر است دانشجویان تلفن های خود را محدود و بیشتر مكاتبه كنند.
وی با بیان این كه بهتر است افراد آرزوها و انتظارات خود را بررسی كنند، عنوان می كند: همه دوست دارند مشهور، خوش قیافه، خوش لباس، سامان یافته و سازگار باشند اما این طور نیست بنابراین اهداف كمال گرایانه و ایده آلی را باید كنار گذاشت و به اهداف قابل دسترسی اندیشید.
وی می گوید: به دنبال فرصت های جدید بودن یك روش دیگر موثر برای غلبه بر دلتنگی است و دیدن افراد، كلاس ها، ساختمان ها و درك موارد محیط جدید علاوه بر این كه اضطراب را از بین می برد فرصت آشنایی با افرادی را فراهم می كند كه بین آن ها و فرد علایق و نقاط مشتركی وجود دارد.
وی به دانشجویان توصیه می كند: قراری را برای رفتن به خانه تنظیم كنند و مقدمات آن را فراهم كنند، چرا كه این روش از احتمال بازگشت به خانه می كاهد و فرد را در اهداف محل اقامت جدید متمركز می كند.
خزائی می افزاید: نباید منتظر شد تا غم غربت و دلتنگی به خودی خود برطرف شود، چرا كه مشكلات واپس زده اغلب در چهره مشكلاتی مثل سر درد، بیماری یا كمبود انگیزه خود را نشان می دهند.
به گفته وی بخش اعظم خاطرات و آن چه فرد می تواند به آن تكیه كند در خانه قبلی اوست و در واقع دلتنگی پاسخ طبیعی به این احساس فقدان است و قدرت زیادی لازم است تا فرد این واقعیت را بپذیرد كه باید با مسئله ای كه او را رنج می دهد، رو به رو شود.یك روان شناس اجتماعی هم با بیان این كه روحیه خوب و با نشاط بهترین دستاورد زندگی ایده آل یك انسان است می گوید: افسردگی، ناآرامی روح و روان، احساس پریشانی و ناتوانی از عوارض دریافت های مخرب توسط ضمیر ناخودآگاه است.

مدیریت روحیه
رحیم آبادی می افزاید: مدیریت روحیه عامل تعیین كننده وضعیت فرد است و انسانی كه روحیه عالی دارد، زیبا می اندیشد و در نتیجه روحیه عالی تری كسب می كند و افراد افسرده و مضطرب، اندیشه های منفی دارند كه نتیجه آن پیامدهای ناگوار است.
وی برای مدیریت روحیه و به دست آوردن نشاط و آرامش توصیه می كند: به دست آوردن آرامش با احساس حضور لحظه به لحظه در محضر خداوند (تكنولوژی عشق)، استفاده از قدرت تمركز برای كنترل روحیه یعنی ذهن و فكر خود را متوجه سوژه های زیبای زندگی كردن و به مرور زمان عادت ایجاد كردن از جمله تكنیك هایی است كه می تواند فرد را به انسانی شاد و با روحیه ای بسیار عالی تبدیل كند.
به گفته مشاور دانشگاه بیرجند كیفیت زندگی انسان را نوع سوالاتی تعیین می كند كه از خود می كند و سه نیروی قدرتمند در انسان خواست، باور و انتظار است.

چگونه شاد باشیم؟
وی در پاسخ به این سوال كه چگونه می توان زندگی شادی داشت عنوان می كند: همواره اندیشیدن فرد به آن چه انجام داده است و درباره خود منصف بودن و هرگز تمركز نكردن به اموری كه فرد انجام نداده است یكی از این روش ها می باشد.
به گفته وی زمانی كه اوضاع بر وفق مراد و كنترل فرد نیست، باید به خود فرصت داد و با كمال خونسردی و با كنترل احساسات رفتار كرد و باید توجه داشت كناره گیری به معنای بی تفاوتی نیست بلكه موجب آرامش درونی و در نتیجه احساس شادی می شود.وی ادامه می دهد: روزانه برای شادی كردن خود اقدامی مثل خرید كتب مورد علاقه، خوردن غذای مورد علاقه و... انجام دادن، تغییر نگرش و مثبت نگر بودن، اندیشیدن به راه حل ها به جای مشكلات از دیگر روش های زندگی شاد داشتن است.
وی تاكید می كند: حداقل روزانه یك نفر را خوشحال كردن با كلمه محبت آمیز گفتن نیز در شادتر زیستن موثر است چرا كه شاد كردن دیگران موجب شادی شما خواهد شد.
وی توصیه می كند: افراد لبخند بزنند چرا كه زمان لبخند زدن ترشح سروتونین و اندروفین افزایش می یابد كه نتیجه ترشح این هورمون ها احساس شادی در شخص است.
به گفته این روان شناس خواندن مطالب شاد و مهیج، مرور خاطرات خوب و احساسات، مراقبت از بدن و احساس تندرستی، متوقف كردن افكار منفی، تمرینات معنوی (معنویت پایه و اساس زندگی است) در شادتر زندگی كردن موثر است.
وی با بیان این كه نوع دوستی هیجانات منفی را خنثی می كند، می گوید: این صفت مانع تاثیر هیجانات منفی بر عملكرد سیستم ایمنی، غدد درون ریز و قلب می شود و اضطراب را كاهش می دهد.
وی ادامه می دهد: زندگی یك بخت آزمایی نیست آن چه امروز در زندگی فرد است همان چیزی است كه دیروز فرد به آن اندیشیده است به عنوان مثال وقتی فرد به بیمار شدن زیاد بیندیشد، بیمار خواهد شد.
وی تاكید می كند: زمانی كه همه چیز زندگی ناامید كننده به نظر می رسد تنها راه نجات تمركز كردن بر لحظه حال است و باید تمام تلاش خود را صرف امروز كرد و همیشه باید توجه داشت كه انسان های شاد مردمان شاد دیگر را به سوی خود جلب می كنند و افرادی كه دارای اندیشه های مثبت هستند فرصت ها و موقعیت های طلایی را به سوی خود می كشند.
رحیم آبادی در پایان پیامدهای شادی را این گونه تشریح می كند: تقویت سیستم ایمنی بدن، كاهش فشار خون، بهبود عملكرد فرد، كاهش استرس، افزایش طول عمر و نگرش مثبت از جمله پیامدهای شادی هستند.....منبع: خراسان جنوبي