پيشرفت انقلاب اسلامي ايران؛ الگويي تمام عيار براي جهان
به گزارش خبرنگار گروه "فضاي مجازي " خبرگزاري فارس، مرتضي قمريوفا در سرمقاله روزنامه ايران با عنوان "آن انقلاب و اين ثمرات " نوشت:
امروز 12 بهمن است و سالگرد ورود باشكوه حضرت روحالله(ره) به وطن، پس از تبعيد به تركيه و عراق در سال1342 و اكنون امام به دنبال اقامتي تاريخي و كوتاهمدت در نوفللوشاتو، فرانسه را به قصد ايران ترك كرده است.
آن روزها مردم به جنبش درآمده و "انقلابي " برپا كرده بودند و اينچنين، نهضتي اسلامي كه سر آغازش به قيام فيضيه 42 برميگشت، حالا در سرتاسر ايران فراگير شده بود و آن شد كه در 22 بهمن، نظام ستمشاهي را سرنگون كرد و خبر پيروزي "انقلابي به نام خدا " به جهانيان مخابره شد. همه دنيا متوجه ايران و "تحول بنيادين " در آن بودند. غرب، "حيرتزده " بود و سرعت تغييرات برايش باورناپذير مينمود؛ چه در پس اين پيروزي ملت ايران، شكست عميق و استراتژيك در انتظار آنها بود. امريكا در اين ميان "بزرگترين ورشكسته " در منطقه لقب گرفت.
انقلاب عظيم مردم ايران به رهبري امام خميني(ره) در جهان اسلام و بخصوص كشورهاي خاورميانه، آنچنان ملتها را سرخوش از وقوع آن كرد كه هراسي جانكاه بر اين دولتها و پادشاهان ديكتاتور سايه انداخت و آنها را به مقابله با امواج و پيامدهاي آن واداشت و بلافاصله نسبت به "صدور انقلاب اسلامي خميني " لب به اعتراض گشودند و بدينگونه به همسويي با شركاي غربي و شرقي خود در دشمني با ملت ايران رسيدند و اين وضعيت كم و بيش پس از سيوچند سال از پيروزي انقلاب 57 تداوم يافته است.
در تمام دوران بيش از سه دهه اخير، سران غرب و شماري از حكام وابسته كشورهاي خاورميانه نه تنها از عاقبت خفتبار "محمدرضا شاه " درس عبرت نگرفتند بلكه همزمان با انجام اقدامات بر ضد انقلاب اسلامي ايران، به سركوب شديد و بعضاً حذف فيزيكي نيروهاي تحولخواه و اسلامي درون جامعه خود رو آوردند و فضاي اختناق را بيش از پيش در اين كشورها تشديد كردند. جالب اينكه گسترش فضاي استبداد داخلي و دشمني با انقلاب و نظام جمهوري اسلامي ايران، با تعميق و افزايش سرسپردگي آنها به امريكا و انگليس و نزديكي و ارتباط و دوستي با رژيم صهيونيستي ارتباط مستقيم پيدا كرد و اين معادله تا حداكثري شدن اين شرايط پيش رفت.
نتيجه، اكنون در مقابل چشمان همه آشكار شده است؛ در حالي كه انقلاب و ملت ايران و نظام جمهوري اسلامي بالندهتر از گذشته در مسير آرماني خود پيش ميرود و در همه حوزههاي فرهنگي، اجتماعي، اقتصادي و سياسي جهشهاي خيرهكنندهاي داشته و به الگوي "مردم سالاري، پيشرفت، عدالتخواهي، آزادي و استقلال " تبديل شده است، در كشورهاي مورد اشاره همچنانكه عقبماندگي وحشتناك و فقر و شكاف اقتصادي و اجتماعي، مردم را به تنگناي غيرقابل تحمل برده است، سركوب مذهبي و سياسي و پيشبرد سياست مشت آهنين، اين ملتها را به "طغيان و قيام " پيش برده است. از اين رو ملتهاي كشورهاي داراي حكومت وابسته، مستبد و عقب افتاده در خاورميانه كه هيچ تلاشي براي تغيير و تحول در اين وضعيت انسدادي نكردهاند و در سايه حمايت استكبار قرار گرفتهاند، اكنون در وضعيت "انقلابي " به سر ميبرند و جريان "بيداري ملي و اسلامي " با توجه به تحولات جهاني، تركيب جمعيتي و شرايط بغرنج داخلي، در سرتاسر اين كشورها فراگير شده است.
در اين ميان تحولات مصر 2011 با ايران سال 57 شباهتي شگفت پيدا كرده است و به همين خاطر سايه ترس و وحشت بر پايتختهاي قدرتهاي غربي و رژيم اشغالگر قدس سايه افكنده است. اين هراس امريكا، انگليس، فرانسه و اسرائيل، همان قدر عميق است كه تبسم موجود در جوامع اسلامي و از جمله در ميان ملت ايران از تب و تاب وقوع انقلاب در تونس و مصر و كشورهاي مشابه آنها؛ چرا كه سالهاست سلطهگران جهاني مانع پيوند ملتها و دولتهاي كشورهاي خاورميانه شدهاند و اكنون آن "نهي بزرگ " به پايان نزديك شده است.
اولين نتيجه اين زلزله به هم خوردن تعادل سياسي، امنيتي و نظامي به ضرر رژيم صهيونيستي است. براين اساس پس از مفتضح شدن اسطوره غيرقابل شكست بودن اسرائيل در جنگ 33 روزه عليه لبنان و جنگ 22 روزه عليه غزه و شكست اطلاعاتي - امنيتي از جمهوري اسلامي ايران، حالا اين رژيم در حال فروپاشي، دچار "بحران نبود امنيت حيايي " خواهد شد و دقيقاً به همين خاطر است كه سران رژيم صهيونيستي به صورت غيرعلني آژير خطر را به صدا درآوردهاند و در تدارك "مداخله در مصر " براي مقابله با قيام مردم هستند.
"امنيت اسرائيل " خط قرمز اروپا و امريكا محسوب ميشود و همه اين واقعيات كار انقلابيون مصري را در روزهاي آينده دشوار خواهد كرد و اين "استقامت و اتخاذ تدابير ويژه " از سوي آنها خواهد بود تا انقلابشان را به پيروزي برسانند.
دومين نتيجه بزرگ پيروزي انقلاب در مصر، شكست كامل استراتژي خاورميانه بزرگ امريكا خواهد بود كه بيشك منافع حياتي ايالات متحده را از بين ميبرد و خاورميانه اسلامي با ژئوپلتيك جديد تشكيل خواهد شد. در چنين شرايطي با توجه به شكست سياستهاي ايالات متحده در قبال ايران، عراق، افغانستان و لبنان و همچنين گسترش فضاي ضد امريكايي به شاخ آفريقا همچون تونس، سودان، مغرب و الجزاير، تراز جديدي از قدرت به نفع ملتهاي منطقه به وجود خواهد آمد و فصل جديدي از روابط متفاوت اين منطقه استراتژيك جهان را با غرب رقم خواهد زد.
در چنين شرايطي، بيشك اسرائيل ناگزير از فروپاشي و عزيمت به مأمن اصلي خود خواهد بود و در صورت مقاومت در برابر اين تحولات، ماجراهاي ديگري به وقوع خواهد پيوست. در اين ميان، انقلاب اسلامي و ملت ايران در اوج بهرهمندي از اين شرايط جديد قرار خواهد گرفت و اين مسئوليت خطير انقلابي بايد هرچه سريعتر در ميان اقشار جامعه و مسئولين كشور بازشكافي و تبيين شود و جمهوري اسلامي ايران آماده نقشآفريني براي پيشبرد و تأثيرگذاري بر شرايط دگرگون و متغير منطقه شود.
به راستي، گراميداشت دهه فجر در اين روزها و بازخواني آن خاطرات و تجربيات گرانقدر و مشاهده همان اتفاقات در مصر، موقعيتي استثنايي براي انتقال اين تجربه تاريخي به نسلهاي جديد است تا با پاسداشت آن، راه آينده انقلاب را با بصيرت افزونتر طي كرد.
امروز 12 بهمن است و سالگرد ورود باشكوه حضرت روحالله(ره) به وطن، پس از تبعيد به تركيه و عراق در سال1342 و اكنون امام به دنبال اقامتي تاريخي و كوتاهمدت در نوفللوشاتو، فرانسه را به قصد ايران ترك كرده است.
آن روزها مردم به جنبش درآمده و "انقلابي " برپا كرده بودند و اينچنين، نهضتي اسلامي كه سر آغازش به قيام فيضيه 42 برميگشت، حالا در سرتاسر ايران فراگير شده بود و آن شد كه در 22 بهمن، نظام ستمشاهي را سرنگون كرد و خبر پيروزي "انقلابي به نام خدا " به جهانيان مخابره شد. همه دنيا متوجه ايران و "تحول بنيادين " در آن بودند. غرب، "حيرتزده " بود و سرعت تغييرات برايش باورناپذير مينمود؛ چه در پس اين پيروزي ملت ايران، شكست عميق و استراتژيك در انتظار آنها بود. امريكا در اين ميان "بزرگترين ورشكسته " در منطقه لقب گرفت.
انقلاب عظيم مردم ايران به رهبري امام خميني(ره) در جهان اسلام و بخصوص كشورهاي خاورميانه، آنچنان ملتها را سرخوش از وقوع آن كرد كه هراسي جانكاه بر اين دولتها و پادشاهان ديكتاتور سايه انداخت و آنها را به مقابله با امواج و پيامدهاي آن واداشت و بلافاصله نسبت به "صدور انقلاب اسلامي خميني " لب به اعتراض گشودند و بدينگونه به همسويي با شركاي غربي و شرقي خود در دشمني با ملت ايران رسيدند و اين وضعيت كم و بيش پس از سيوچند سال از پيروزي انقلاب 57 تداوم يافته است.
در تمام دوران بيش از سه دهه اخير، سران غرب و شماري از حكام وابسته كشورهاي خاورميانه نه تنها از عاقبت خفتبار "محمدرضا شاه " درس عبرت نگرفتند بلكه همزمان با انجام اقدامات بر ضد انقلاب اسلامي ايران، به سركوب شديد و بعضاً حذف فيزيكي نيروهاي تحولخواه و اسلامي درون جامعه خود رو آوردند و فضاي اختناق را بيش از پيش در اين كشورها تشديد كردند. جالب اينكه گسترش فضاي استبداد داخلي و دشمني با انقلاب و نظام جمهوري اسلامي ايران، با تعميق و افزايش سرسپردگي آنها به امريكا و انگليس و نزديكي و ارتباط و دوستي با رژيم صهيونيستي ارتباط مستقيم پيدا كرد و اين معادله تا حداكثري شدن اين شرايط پيش رفت.
نتيجه، اكنون در مقابل چشمان همه آشكار شده است؛ در حالي كه انقلاب و ملت ايران و نظام جمهوري اسلامي بالندهتر از گذشته در مسير آرماني خود پيش ميرود و در همه حوزههاي فرهنگي، اجتماعي، اقتصادي و سياسي جهشهاي خيرهكنندهاي داشته و به الگوي "مردم سالاري، پيشرفت، عدالتخواهي، آزادي و استقلال " تبديل شده است، در كشورهاي مورد اشاره همچنانكه عقبماندگي وحشتناك و فقر و شكاف اقتصادي و اجتماعي، مردم را به تنگناي غيرقابل تحمل برده است، سركوب مذهبي و سياسي و پيشبرد سياست مشت آهنين، اين ملتها را به "طغيان و قيام " پيش برده است. از اين رو ملتهاي كشورهاي داراي حكومت وابسته، مستبد و عقب افتاده در خاورميانه كه هيچ تلاشي براي تغيير و تحول در اين وضعيت انسدادي نكردهاند و در سايه حمايت استكبار قرار گرفتهاند، اكنون در وضعيت "انقلابي " به سر ميبرند و جريان "بيداري ملي و اسلامي " با توجه به تحولات جهاني، تركيب جمعيتي و شرايط بغرنج داخلي، در سرتاسر اين كشورها فراگير شده است.
در اين ميان تحولات مصر 2011 با ايران سال 57 شباهتي شگفت پيدا كرده است و به همين خاطر سايه ترس و وحشت بر پايتختهاي قدرتهاي غربي و رژيم اشغالگر قدس سايه افكنده است. اين هراس امريكا، انگليس، فرانسه و اسرائيل، همان قدر عميق است كه تبسم موجود در جوامع اسلامي و از جمله در ميان ملت ايران از تب و تاب وقوع انقلاب در تونس و مصر و كشورهاي مشابه آنها؛ چرا كه سالهاست سلطهگران جهاني مانع پيوند ملتها و دولتهاي كشورهاي خاورميانه شدهاند و اكنون آن "نهي بزرگ " به پايان نزديك شده است.
اولين نتيجه اين زلزله به هم خوردن تعادل سياسي، امنيتي و نظامي به ضرر رژيم صهيونيستي است. براين اساس پس از مفتضح شدن اسطوره غيرقابل شكست بودن اسرائيل در جنگ 33 روزه عليه لبنان و جنگ 22 روزه عليه غزه و شكست اطلاعاتي - امنيتي از جمهوري اسلامي ايران، حالا اين رژيم در حال فروپاشي، دچار "بحران نبود امنيت حيايي " خواهد شد و دقيقاً به همين خاطر است كه سران رژيم صهيونيستي به صورت غيرعلني آژير خطر را به صدا درآوردهاند و در تدارك "مداخله در مصر " براي مقابله با قيام مردم هستند.
"امنيت اسرائيل " خط قرمز اروپا و امريكا محسوب ميشود و همه اين واقعيات كار انقلابيون مصري را در روزهاي آينده دشوار خواهد كرد و اين "استقامت و اتخاذ تدابير ويژه " از سوي آنها خواهد بود تا انقلابشان را به پيروزي برسانند.
دومين نتيجه بزرگ پيروزي انقلاب در مصر، شكست كامل استراتژي خاورميانه بزرگ امريكا خواهد بود كه بيشك منافع حياتي ايالات متحده را از بين ميبرد و خاورميانه اسلامي با ژئوپلتيك جديد تشكيل خواهد شد. در چنين شرايطي با توجه به شكست سياستهاي ايالات متحده در قبال ايران، عراق، افغانستان و لبنان و همچنين گسترش فضاي ضد امريكايي به شاخ آفريقا همچون تونس، سودان، مغرب و الجزاير، تراز جديدي از قدرت به نفع ملتهاي منطقه به وجود خواهد آمد و فصل جديدي از روابط متفاوت اين منطقه استراتژيك جهان را با غرب رقم خواهد زد.
در چنين شرايطي، بيشك اسرائيل ناگزير از فروپاشي و عزيمت به مأمن اصلي خود خواهد بود و در صورت مقاومت در برابر اين تحولات، ماجراهاي ديگري به وقوع خواهد پيوست. در اين ميان، انقلاب اسلامي و ملت ايران در اوج بهرهمندي از اين شرايط جديد قرار خواهد گرفت و اين مسئوليت خطير انقلابي بايد هرچه سريعتر در ميان اقشار جامعه و مسئولين كشور بازشكافي و تبيين شود و جمهوري اسلامي ايران آماده نقشآفريني براي پيشبرد و تأثيرگذاري بر شرايط دگرگون و متغير منطقه شود.
به راستي، گراميداشت دهه فجر در اين روزها و بازخواني آن خاطرات و تجربيات گرانقدر و مشاهده همان اتفاقات در مصر، موقعيتي استثنايي براي انتقال اين تجربه تاريخي به نسلهاي جديد است تا با پاسداشت آن، راه آينده انقلاب را با بصيرت افزونتر طي كرد.
+ نوشته شده در ۱۳۸۹/۱۱/۱۵ ساعت 7:35 توسط احسان مداح
|
در رسانهها و مطبوعات مختلفی فعالیت کردهام. گاها اتفاقات و رويدادهايي ممكن است در جامعه به وقوع بپيوندد که تنها صفحه شخصي مي تواند محلي مناسبي براي انتشار اين وقايع باشد. البته يادمان نبايد برود تا جايي مي توانيم بنويسيم كه به اصل نظام ما آسيب وارد نشود.