انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی ایران طی 32 سال گذشته، تهدیدات بزرگی را از سر گذراندند. تهدیداتی که در بازخوانی نتایج خود، صفت استقرار نظام جمهوری اسلامی ایران و پیشروی انقلاب اسلامی در جهان را به دشمن اثبات کردند.
انقلاب اسلامی ایران به دلیل مبانی و مفاهیم ذاتی خود همواره با تهدیدات مختلفی مواجه بوده و هست.
تهدیداتی که در ساحت و در مقام بروز خود، بنیان‌برافکن نیز به نظر می‌رسیدند اما تجربه حرکت ۳۲ ساله انقلاب اسلامی ما نشان داد که جمله این تهدیدات در مقام برخورد و یا حتی مجادله با مبانی انقلاب اسلامی و سیستم‌های برآمده از آن، نمی‌توانند از هیچ توفیقی برخوردار باشند.

این دسیسه‌ها که همواره بر اساس چالش میان خیر و شر وجود می‌یابند اگرچه در مقاطعی سبب‌ساز بروز آسیب‌هایی حتی در سطوح بالای نظام اسلامی ما شدند اما نتایجی که اتفاق افتاد در هیچ‌یک از تحلیل‌های حتی خوشبینانه نیز وجود نداشت.

در وهله نخست مسئله استحکام و پویایی مبانی انقلاب اسلامی بود که آن را تسخیرناپذیر می‌ساخت و در عین حال این امکان را نیز در بطن خود داشت و دارد که هر روز ذهن‌ها و دل‌های بیشتری را در سراسر جهان پیرو خود کند.

تاریخ گواه آن است که مفاهیم انقلاب اسلامی امام خمینی(ره) از روز آغاز تاکنون به یمن وجود ولایت مطلقه فقیه و پویایی معانی تفکر شیعه، هرگز دستخوش تغییر و یا اضمحلال نشدند.

البته این معانی بلند در دوره‌ای نیز مورد طمع تغییر، توسط عده‌ای از عناصر وابسته به دشمن در داخل کشور قرار گرفتند و این عده! با طرح این مضمون که افکار خمینی(ره) را دیگر باید به موزه‌ها سپرد، حمله خطرناکی را به ساحت انقلاب اسلامی آغاز کردند اما پیکره قوی جبهه خیر یا همان انقلاب اسلامی، در مسیر پیشرفت خود از این دسیسه‌های شریرانه گذر کرد و راه به سلامت سپرد.

در واقع انقلاب اسلامی با تمسک به اسلام ناب و اهتزاز آرمان‌هایی که هر فطرت و خردی پذیرنده آنهاست، دارای قدرتی پیش‌رونده است که نه تنها هیچ تهدیدی یارای ایستایی در مقابلش را ندارد بلکه این انقلاب در هر حالتی به این دلیل که فطرت‌ها پذیرای اویند، رو به جلو حرکت خواهد کرد.

اما در کنار انقلاب اسلامی که بی‌هیچ آسیبی در مسیر خود به حرکت ادامه داد و این حرکت همچنان نیز ادامه دارد؛ نظام جمهوری اسلامی ایران نیز بعنوان محمل کنونی انقلاب مورد هجوم تهدیدات متفاوتی واقع شد.

تهدیداتی در دو حوزه سخت و نرم که البته اگرچه در بُعد سخت هیچ کاری از پیش نبردند و نتیجه‌ای غیر از شکست عایدشان نشد اما در قسمت نرم حوزه مانور بیشتری را بدست آوردند.
اگرچه همین مانورهای دشمن نیز بعدها در ساحت نظام اسلامی ما تبدیل به تجربیاتی شد که توانستیم حتی از آنها نیز بعنوان سپرهای دفاعی مفیدی استفاده و همراه با ظرفیت‌های فرهنگ انقلاب اسلامی هجمه دشمن را تبدیل به جنگی تمام عیار و دو طرفه کنیم.

باید توجه داشت که البته برخی از این تهدیدات و آسیب‌های در ادامه آنها، گاهی خود را حتی در بالاترین سطوح اجرایی نظام اسلامی ما نیز نشان دادند و تجربه‌هایی از قبیل ماجرای فرار نخستین رئیس جمهور ایران، ترور شخصیت‌های مطرح کشور و یا تاثیرپذیری برخی مسئولان امر از تیرهای سمّی تهاجم فرهنگی هنوز در خاطر ما مانده است.

اما فراموش نکنیم که آنچه که به عنوان نتیجه طبیعی این رخدادهای شوم مطرح بود، هرگز رخ نداد و ما ماندیم.

نظام اسلامی ما امروز صفتی به نام «استقرار» دارد. صفتی که دشمنان ما در اندیشکده‌های استراتژیک خود تمایلی به باور آن ندارند اما این مانایی تا آن اندازه واضح و اثبات شده هست که هیچ کنش داخلی و خارجی نتواند در مسیر آن خللی ایجاد کند.